یکشنبه, 28 دی 1399
شناسه خبر:4924

چرايي و دلايل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

  • انداز قلم

يكي از سوالاتي كه همواره در كنار بحث مهم آزادسازي خرمشهر مطرح مي شود، چرايي ادامه جنگ بعد از آزادسازي خرمشهر مي باشد. گرچه اين دو موضوع به هم مربوط نمي باشند و ارزش و اهميت آزادسازي خرمشهر را نبايد در كنار پاسخگويي به اين سوال كم رنگ نمود، اما اهميت اين سوال براي نسل جوان و استفاده افراد مغرض از طرح اين سوال براي زير سوال بردن دستاوردهاي دفاع مقدس، موجب مي شود در بحثي جداگانه به دلايل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر به طور مفصل پرداخته شود تا حقايق و واقعيت هاي دفاع مقدس به واسطه گذشت زمان تحريف نشود.

مقالات و تحلیل ها

به همين منظور مقدس قصد داريم به منظور پاسخگويي به سوال دلايل و چرايي ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر اقدام به جمع آوري و بازنشر بخشي از مطالب منتشره در اين خصوص بنماييم، تا ضمن پاسخگويي به يكي از سوالات مطرح در خصوص دفاع مقدس، نسل جوان را با حقايق و واقعيت هاي دفاع مقدس آشنا سازيم.

براي اولين مطلب از مبحث فوق، گفتگو و پرسش و پاسخ حضرت آيت الله خامنه اي با خبرنگار صداوسيما كه در تاريخ  1365/6/29 صورت گرفته است و در پايگاه حفظ و نشر آثار آيت الله العظمي خامنه اي منتشر شده است انتخاب مي گردد.

 دلايل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر از نظر رهبر انقلاب

حضرت آيت الله خامنه اي در سال 1365 در مقام رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي دفاع در گفتگو با خبرنگار صدا و سيما به دلايل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر پرداخته و نكات مهمي را ذكر مي نمايند. ايشان در اين مصاحبه به استمرار اشغال مناطق مهمي از كشور از جمله نفت شهر با وجود ادعاي عراق مبني بر عقب نشيني سراسري از خاك ايران و فقدان تضمين در خصوص عدم تكرار تجاوز توسط دشمن اشاره مي نمايند.

مصاحبه معظم له با خبرنگار صداوسيما به شرح زير مي باشد:

سوال: آقاى خامنه‌اى سؤالى كه مى‌شود مطرح كرد مسأله‌ى دفاعى بودن جنگ است. ما از ابتداى جنگ و شروع تجاوز عراق اعلام كرديم كه در حال دفاع هستيم و بعد از اين‌كه وارد خاك عراق هم شديم اين مسأله را عنوان مى‌كنيم كه باز جنگ ما يك جنگ دفاعى است. شما اين مسأله را چگونه تعبير مى‌كنيد؟

 
حضرت آيه الله خامنه اي:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

جنگ ما از آغاز به صورت دفاع شروع شد و تا اين ساعت هم ما در حال دفاع هستيم. علت هم اين است كه حتى ورود ما به خاك عراق، در ادامه‌ى دفاع مقدس ماست. البته دشمن طبعاً مايل است كه هنگامى كه مى‌تواند و احساس قدرت مى‌كند، وارد مرزهاى ما بشود، تا هر وقتى كه مى‌تواند در آن‌جا بماند، ويرانگرى بكند، تخريب بكند، افراد نظامى و غيرنظامى را به قتل برساند، زندگى را ناامن بكند، هر وقت هم كه تاب نياورد و نتوانست بماند، برگردد و داخل مرزهاى خودش بشود و ما هم با فداكارى و با توانائى مردم، وقتى كه توانستيم او را از مرزها بيرون برانيم، لب مرز بايستيم كه نبادا وارد خاك دشمن بشويم و به حريم دشمن نبادا كه قدم بگذاريم، اين ميل دشمن است.

اما عقل و منطق انسانى، همچنين احكام اسلامى به ما اجازه‌ى اين را نمى‌دهند. ما دشمن را بايد ببينيم كه چگونه دشمنى است. يك وقت دشمنى است كه آمده براى گرفتن يك تپه، تصرف يك رودخانه، يك موذى‌گرى مرزى، بعد هم سركوب مى‌شود برمى‌گردد سرجايش و قضيه تمام مى‌شود. اين‌جا البته بعد از آنى كه دشمن را ما رانديم مسأله تمام شده است. لكن يك وقت دشمن بناى بر قلدرى و زورگوئى دارد. مسأله‌ى او با بيرون رفتن از مرزها، آن هم با قدرت‌نمائى نيروهاى اسلامى و فداكاريهاى فراوان حل شده و تمام شده نيست. دشمن خيلى اين را مغتنم مى‌شمارد كه وقتى قصد تجاوز دارد و وارد خاك مى‌شود، تا جايى كه مى‌تواند بماند، بعد هم كه رفت بيرون، ما لب مرزها بايستيم او تجديد قواى خودش بكند و هنگامى كه باز لازم دانست و مصلحت دانست برگردد، تجاوز خودش را آغاز كند.

«ما هنوز مناطقى را داريم كه از جمله نفت‌شهر و بخشى از مراكز ديگر مرزىِ ما كه هنوز در اختيار دشمن هست و ما ادامه‌ى جنگمان ولو براى پس گرفتن اينها هم كه باشد، يك عمل دفاعى است.»

من يك وقتى يك مثالى زدم، گفتم كه دزدى، متجاوزى، وارد خانه‌ى شما مى‌شود، وارد مزرعه‌ى شما مى‌شود و ويران مى‌كند، نابود مى‌كند، مى‌دزدد، مى‌كشد. اگر تحمل كرديد كه مى‌ماند، اگر تحمل نكرديد و با فشار و زور و قدرت‌نمائى او را بيرون كرديد، هيچكس به شما نمى‌گويد كه شما از خانه‌ات ديگر پا بيرون نگذار، پا توى مزرعه‌ى او يا خانه‌ى او نگذار كه اين تجاوز به حريم اوست. نه، عقل به شما حكم مى‌كند كه برويد گريبان اين دشمن را بگيريد، گلوى او را بفشاريد و اولاً: از او بپرسيد چرا اين كار را كرده و مجازاتش كنيد به اين كار و ثانياً: حقتان را بگيريد، آنچه كه تضييع شده از او باز پس بگيريد. اين يك حكم عقلى است. اين چيزى نيست كه اين را ما ابداع كرده باشيم. همه‌ى انسانها و همه‌ى فطرتهاى سالم همين جور فكر مى‌كنند.

اصولاً وارد شدن به حريم خاك ديگران دو نوع است: يك نوع اين است كه از روى تجاوز، به قصد تصرف و براى زورگوئى است؛ اين تهاجم است، اين تجاوز است. همان‌طور كه عراق وارد خاك ما شد. دليلى براى اين كار نداشت. يك بهانه‌هايى همان اوّل ذكر كردند، اما حتى خودشان هم كاملاً واقف بودند و مى‌دانستند كه اينها بهانه است. دنيا هم اين را فهميد. لذا بود كه همه‌ى كسانى كه توى مسأله جنگ وارد شدند، تا امروز هم بما مى‌گويند، از اوائل هم به ما گفتند كه ما مى‌دانيم متجاوز كى است، اين تجاوز است. يكجور وارد شدن به خاك دشمن هست كه براى استنقاذ حق است، براى گوشمال دادن به متجاوز است، براى حفظ امنيت است. براى تأمين مرزها از حوادث مشابه بعدى از سوى همين دشمن هست، اين را نمى‌شود گفت تجاوز.

«دشمن خيلى اين را مغتنم مى‌شمارد كه وقتى قصد تجاوز دارد و وارد خاك مى‌شود، تا جايى كه مى‌تواند بماند، بعد هم كه رفت بيرون، ما لب مرزها بايستيم او تجديد قواى خودش بكند و هنگامى كه باز لازم دانست و مصلحت دانست برگردد، تجاوز خودش را آغاز كند.»

بنابراين ما، تا وقتى كه در پشت مرزهاى خودمان مى‌جنگيديم كه روشن بود داشتيم دفاع مى‌كرديم از خاك خودمان. آن وقتى هم كه وارد خاك عراق شديم، باز به دنباله‌ى همين مسأله است. ما مجازات متجاوز و گوشمال دادن به متجاوز را يكى از هدفهاى ادامه‌ى جنگ ذكر كرديم و همين هم هست. البته اين را هم بايد بگويم كه هنوز در مرزهاى ما، همه‌ى مناطق از دشمن پاكسازى نشده است. ما هنوز مناطقى را داريم كه از جمله نفت‌شهر و بخشى از مراكز ديگر مرزىِ ما كه هنوز در اختيار دشمن هست و ما ادامه‌ى جنگمان ولو براى پس گرفتن اينها هم كه باشد، يك عمل دفاعى است. اما وقتى اينها را هم پس بگيريم، ما دنبال كردن دشمن و رفتن داخل اعماق خاك او براى گوشمال دادن او، اين را همه، دفاع از خود و مجازات متجاوز مى‌شناسند. بنابراين دفاعى بودن اين جنگ يك چيز واضحى است.

البته ما اين را گفتيم بارها و همه هم اين را قبول كردند از ما كه ما قصد ماندن در اين مناطق تصرف شده‌ى از عراق را نداريم. نه فاو، نه جزيره و نه هيچ نقطه‌ى ديگر، نقاطى نيست كه ما اينها را براى خودمان و جزء خاك خودمان دانسته باشيم. نه اينها مال عراق است، مال مردم عراق است، مال هر رژيم صالحى است كه بعدها بر سر كار بيايد در عراق. فعلاً حركت ما، حركتى است كه در دفاع از امنيت ما و در دفاع از آرامش و صلحى است كه براى زندگى دو همسايه كه ما و عراق باشيم، ضرورى و لازم است.


فتح خرمشهر و چرايي ادامه جنگ؟!


تارنماي مركزاسناد و تحقيقات دفاع مقدس در ادامه پاسخگويي به سوال دلايل و چرايي ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر ، به مطلب منتشره در نشريه پرسمان، كه در پاسخ به سوالي در خصوص چرايي ادامه جنگ بعد از آزادسازي خرمشهر در سال 1361، تهيه شده است، مي پردازد.

در نشريه پرسمان به شماره 21 در سال 1383،  در پاسخ به سوال چرا بعد از فتح خرمشهر كه به ايران پيشنهاد اتمام جنگ شد، جنگ همان طور ادامه يافت و چرا شعار رزمندگان ما اين بود كه جنگ جنگ تا كربلا و آيا اين تجاوز به كشوري ديگر محسوب نمي شود؟ ، علل تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر بررسي گرديده است و به تداوم اشغال مناطقي در شلمچه، طلائيه، فكه و قصر شيرين توسط عراق و اشغال كامل  شهرهاي سومار، نفت شهر و مهران و عدم امكان آزادسازي اين نقاط از طريق مذاكره اشاره شده است و ۹ دليل به عنوان دلايل اصلي ادامه جنگ ذكر گرديده است.


مولف در ادامه به پابرجا ماندن دلايل آغاز جنگ اشاره مي نمايد و متذكر مي شود به خاطر باقي ماندن اين شرايط، تحقق صلحي دائمي بين دوكشور ميسر نمي گرديد و برقراري آتش بس صرفا تاكتيكي براي خروج دولت بعثي عراق از بحران بود و معتقد است پس از فتح خرمشهر شرايط براي اتمام جنگ مهيا نبود.


مشروح پاسخ نشريه پرسمان به سوال دلايل و چرايي ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر به شرح زير مي باشد:


سوال: چرا بعد از فتح خرمشهر كه به ايران پيشنهاد اتمام جنگ شد، جنگ همان طور ادامه يافت و چرا شعار رزمندگان ما اين بود كه جنگ جنگ تا كربلا و آيا اين تجاوز به كشوري ديگر محسوب نمي شود؟

جنگ تحميلي زماني شروع شد كه ايران اسلامي به دليل وقوع انقلاب، حوادث و مشكلات داخلي و بين المللي، به هيچ وجه آماده درگير شدن در يك جنگ گسترده نبود . در اين صورت تنها راه منطقي، دفاع با قدرت عليه متجاوز و بيرون راندن و تنبيه آنان و حصول اطمينان از عدم تجاوز ديگر بود . اين مبناي استراتژي ايران در طول جنگ تحميلي بود و با وجود هزينه هاي زياد جنگ، تا آخرين روز تعقيب مي شد .


درباره به طول انجاميدن جنگ، دو سؤال مطرح مي شود:


1 . آيا امكان نداشت جنگ تحميلي، در مدت زمان كوتاه تري خاتمه يابد؟ به عبارت ديگر در بعضي از زمان ها كه موازنه نظامي و سياسي به نفع ايران بود، چرا دولت ايران اقدام به پايان دادن جنگ نكرد؟

2 . چه مؤلفه هاي جديدي در پايان هشتمين سال جنگ وارد معادلات سياسي و نظامي شد كه منجر به آتش بس رسمي شد؟


گفتني است كه از ديدگاه كارشناسان و صاحب نظران، تنها مقطعي كه مي توانست جنگ به پايان برسد، بعد از فتح خرمشهر بود اما به دلايل ذيل اين امر محقق نشد و جنگ تا سال 1367 شمسي . (زمان پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت) ادامه يافت .

اگر صلح را مجموعه اي از آتش بس، عقب نشيني، تعيين متجاوز، تامين خسارت هاي وارده و ... بدانيم، بايد بگوييم كه در آن زمان، هيچ گونه پيشنهاد صلحي ارائه نشد و شوراي امنيت و ديگران، تنها آتش بس و در واقع حالت نه جنگ نه صلح را توصيه مي كردند . در آن زمان طرحي كه متضمن صلح واقعي باشد و شناسايي متجاوز و پرداخت غرامت را نيز شامل شود و تضمين براي عدم تعرض مجدد داشته باشد، وجود نداشت و پيشنهادهاي ارائه شده، تنها در حد آتش بس و مذاكره طرفين بود. اين امر با توجه به پشتيباني يك طرفه و آشكار دولت هاي بزرگ و نهادهاي بين المللي از عراق، هيچ گاه نمي توانست شرايط ايران را براي يك صلح واقعي و شرافت مندانه محقق سازد . به اين ترتيب ايران، دلايل منطقي و عقلاني براي ادامه جنگ داشت .

 
اين دلايل عبارت بود از:

1 . شرايط ايران براي صلح (شناسايي و تنبيه متجاوز و پرداخت غرامت از سوي عراق) .

2 . مرزهاي ايران تامين نداشت و نقاطي در شلمچه، طلائيه، فكه و قصر شيرين در اشغال عراق بود و نيز شهرهاي سومار، نفت شهر و مهران عملا در اشغال دشمن بود و امكان آزادسازي اين نقاط از راه مذكور، غيرمعقول به نظر مي رسيد و راهي جز ادامه جنگ وجود نداشت .

3 . در حالي كه نيروهاي خودي، پيروزي هاي زيادي كسب مي كردند، توقف جنگ و چانه زني در پشت ميز مذاكره، براي آزادي نقاط مرزي آزاد شده، صحيح نبود .

4 . شهرهاي آزاد شده همچون خرمشهر، به علت حضور دشمن در شلمچه، همچنان مورد تهديد بود .

5 . توانايي كمي ارتش عراق ترميم شده و با كمك هاي همه جانبه دولت هاي بزرگ افزايش هم يافته بود .

6 . تنها چيزي كه ارتش عراق از دست داده بود، روحيه بود كه با توجه به روحيه فرماندهي آن (شخص صدام)، اين مسئله نيز پس از مدتي قابل ترميم بود .

7 . در حالي كه نيروهاي جمهوري اسلامي در نوار پيروزي قرار داشتند، آتش بس و صلح ناپايدار در هنگام قدرت و دادن فرصت مجدد به عراق، زيان هايي به بار مي آورد . اگر آن روز جنگ متوقف مي شد و تجربه اي چون مذاكرات سوريه و اسرائيل، بر سر ارتفاعات جولان، فراروي ما قرار مي گرفت و ما ناچار مي شديم بر سر ساير مناطق تحت اشغال، پشت ميز مذاكره با عراق چانه زني بي حاصل كنيم امروز جامعه، مسئولان وقت را شماتت مي كرد .

8 . عراق در نظر داشت با برگزاري اجلاس سران جنبش غير متعهد در بغداد و كسب رياست دوره اي اين جنبش، براي تحقق خواسته هاي نامشروع خود، به ايران فشار آورد ولي ايران با حمله به داخل خاك عراق در عمليات رمضان، اين امتياز مهم و حياتي را از عراق گرفت .

9 . به همين منظور در 20 خرداد 1361ش . جلسه اي در حضور امام خميني در جماران تشكيل گرديد و موضوع به شور گذاشته شد . از نظر نظاميان شركت كننده در آن جلسه، امكان پدافند با توقف روي خط مرزي وجود نداشت زيرا در اغلب نقاط مرزي هيچ گونه مانع طبيعي وجود نداشت و ايجاد استحكامات جديد نيز يك سال به طول مي انجاميد و طي اين مدت احتمال حمله مجدد عراق جدي بود . مهم تر اين كه با تكيه بر اصل متعارف نظامي «تعقيب دشمن » هرگونه توقف پس از فتح خرمشهر يك حركت غيراصولي بود . به همين دليل امام خميني (ره) پس از ترديد اوليه در مورد تداوم جنگ در خاك عراق با استماع دلايل نظاميان و نا اميدي از پذيرش شرايط ايران توسط دولت عراق، با ادامه جنگ و ورود نيروهاي ايران به خاك عراق موافقت نمودند .
 

در هر صورت علاوه بر مطالب فوق، توجه شما را به نكاتي در اين زمينه جلب مي نماييم .

1 . از همان آغاز كه جنگ تحميلي بر عليه ايران شروع شد، تنها راه منطقي دفاع با قدرت عليه متجاوز و بيرون راندن و تنبيه متجاوز و حصول اطمينان از عدم تجاوز مجدد او بود . با فتح خرمشهر ما توانستيم قسمت هاي عمده اي از خاك كشور عزيزمان را از دست عراق پس بگيريم اما شرايط بين المللي و منطقه اي و كشور عراق حاكي از اين بود كه تمام علل و عوامل كه در شروع جنگ توسط عراق نقش داشتند، هنوز باقي بودند و مطرح نمودن صلح توسط عراق و فشار عليه ايران براي پذيرش آن، تنها يك نوع تاكتيك براي خروج عراق از وضعيت پيش آمده بود .


عوامل شروع جنگ توسط عراق عبارت بود از:

الف . سيستم بين الملل در سطح ابرقدرت ها ايالات متحده آمريكا كه بر اثر پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال آن جريان گروگان گيري و شكست مفتضحانه عمليات طبس، ضربات پياپي و سختي از ايران خورده بود، نه تنها از هر حركتي كه متضمن ضربه زدن به ايران بود، استقبال مي كرد، بلكه خود درصدد چاره جويي براي انتقام و جبران شكست هاي قبلي بود . شواهد و دلايل بسياري وجود دارد كه آمريكا مشوق و ترغيب كننده رژيم عراق در آغاز جنگ بوده است . قدرت هاي بزرگ مانند فرانسه و انگليس كه روابط عميق و منافع قابل توجهي در عراق داشتند و از وقوع انقلاب اسلامي نيز به شدت ضربه خورده بودند، بنيه نظامي عراق را تقويت نمودند . دولت هاي منطقه خاورميانه (دولت هاي عربي به استثناي سوريه، ليبي و الجزاير) نه تنها به نفع عراق موضع گيري كرده، بلكه از هر نوع كمك ممكن به عراق خودداري نكردند . آنها وجود انقلاب اسلامي در ايران را خطر بزرگي براي ادامه حكومت نامشروع خود مي دانستند .

ب . شخصيت تصميم گيرنده جنگ يعني صدام در آغاز تجاوز به ايران داراي سه انگيزه عمده شخصي بود:

1 . تلاش براي كسب رهبري جهان عرب .

2 . با استفاه از سقوط شاه كه براساس دكترين نيكسون به عنوان ژاندارم منطقه بتواند با شكست ايران، خلا سقوط شاه را پرنموده، نقش ژاندارم منطقه را در حفظ منافع غرب بازي كند .

3 . جبران تحقيري كه شخصا در امضاي قرارداد 1975م . الجزاير متقبل شده بود .


ج . بافت اجتماعي و جمعيتي عراق به گونه اي است كه همواره حكومت را دچار بي ثباتي و بحران نموده است . پيروزي انقلاب اسلامي ايران موج جديدي از ناآرامي هاي شيعيان را در عراق به وجود آورد كه شامل اكثريت مردم عراق مي باشند و خواستار حكومت اسلامي در عراق بودند . نگراني هايي كه دولت صدام از بازتاب انقلاب اسلامي به عراق داشت، عامل مهمي در آغاز جنگ بود .


در زمان فتح خرمشهر نه تنها اين عوامل از بين نرفته بود، بلكه به خاطر پيروزي هاي چشم گير ايران در جبهه ها، شدت يافت . قدرت هاي بزرگ و عراق در مقابل خود انقلاب اسلامي را شاهد بودند كه توانسته بود در بدترين شرايط بحران داخلي در جبهه ها نيز به پيروزي برسد .


2 . بعد از فتح خرمشهر تلاش هاي زيادي بين مجامع بين المللي و برخي كشورهاي همسايه براي متوقف نمودن پيشروي ايران به داخل خاك عراق و جلوگيري از شكست كامل ارتش متلاشي شده رژيم بعث صورت گرفت ولي همچنان كه گفته شد اين تلاش ها صرفا براي خروج از بن بست پيش آمده بود زيرا هيچ گونه مكانيزم حقوقي مطمئني را براي دست يابي به صلحي همه جانبه ارائه ندادند.

قطعنامه 514 شوراي امنيت به گونه اي طراحي شده بود كه خواسته هاي مشروع ايران را در بر نداشت و به عبارت ديگر شوراي امنيت نشان داد كه درصدد مديريت بحران مي باشد و نه حل آن ولي در پايان جنگ مجامع بين المللي با مشاهده قدرت اعجازآميز رزمندگان اسلام در گرفتن دژ تسخيرناپذير «فاو» عزم راسخ بر اتمام جنگ نموده به ناچار قطعنامه 598 را به نحوي تدوين كردند كه در برگيرنده برخي از خواسته هاي مشروع ايران بود . بنابراين مجاهدت هاي رزمندگان پس از فتح خرمشهر تا ورود به «فاو» ، تنها عامل به رسميت شناختن حقوق ايران و صدور قطعنامه 598 بود .

3 . از آن جا كه بعد از فتح خرمشهر هنوز بخش هايي از خاك ايران در دست عراق بود، لازم بود ما نيز بخش هايي از عراق را در دست داشته باشيم تا در موقع مذاكره با دست پر حاضر باشيم .

4 . از دلايل ديگر داخل شدن نيروهاي ايران به خاك عراق، خارج ساختن شهرهاي آبادان و خرمشهر از برد توپخانه عراق و فراهم كردن زمينه بازگشت مردم به اين شهرها بود .

5 . جلوگيري از استمرار استراتژي هجومي عراق در دريا و هوا زيرا گرچه نيروي زميني عراق در زمين متوقف و به عقب رانده شده بود، ولي حملات عراق در دريا و هوا ادامه داشت .

6 . قوت اين احتمال كه با فشار به صدام، زمينه سرنگوني او و نجات مردم عراق و ايران از اين حكومت تبهكار فراهم گردد .

7 . عدم اطمينان به حكومت بعث عراق و شخص صدام همچنان كه اين موضوع در آخر جنگ هم ثابت شد زماني كه ايران آتش بس و قطعنامه 598 را پذيرفت، عراق به دليل قدرت گرفتن نيروهاي نظامي اش دوباره بخش هايي از سرزمين ايران را به اشغال خود درآورد .

در پايان مي توان گفت كه پس از فتح خرمشهر شرايط براي اتمام جنگ مهيا نبود و بعد از بازپس گيري خرمشهر، منطقه با حمله اسرائيل به جنوب لبنان روبرو شد و وقفه اي در ادامه جنگ پيش آمد و نيروي ايران متوجه جنوب لبنان بود اما زماني كه احساس شد فتح خرمشهر به تنهايي براي ريشه كن كردن تجاوز و به دست آوردن حقوق ايران كافي نيست، شعار ادامه «عمليات و دفاع » تا تنبيه متجاوز و ريشه كردن تجاوز مطرح شد .

بررسي علل و عوامل پايان جنگ در پايان جنگ هر چند ويژگي هاي رواني و شخصيتي صدام هنوز موجود بود - چنان كه در حمله به كويت دوباره بروز كرد - ولي شرايط بين المللي و منطقه اي ديگر به هيچ وجه موافق ادامه جنگ نبودند بنابراين در قطع نامه 598 شوراي امنيت بسياري از خواسته هاي مشروع و بر حق جمهوري اسلامي ايران را لحاظ كرده، عزم خود را بر پايان جنگ نمايان ساختند كه در اين جا به صورت اختصار به بعضي از مهم ترين زمينه هاي آن اشاره مي شود:


در سال هاي پاياني جنگ، جهان از پيروزي هاي نظامي ايران احساس خطر و نگراني مي كرد و شرايط نظامي و سياسي به نفع جمهوري اسلامي ايران تغيير كرده بود و اينك در كارنامه نظامي ايران، نقاط درخشاني همچون بازپس گيري خرمشهر، تصرف جزاير مجنون، فتح فاو و نقاطي در كردستان عراق به چشم مي خورد . در عرصه سياسي نيز جمهوري اسلامي ايران، تقريبا يكه و تنها موفق شده بود، دوبار تلاش عراق براي رياست بر جنبش غيرمتعهدها را خنثي سازد و با برنامه ها و اقدامات تبليغي سياسي خود، حقيقت متجاوز بودن عراق و واقعيت تساهل و تسامح جهاني را نشان دهد .

از اين رو ادامه جنگ و منازعه به خصوص به شكلي كه در ماه هاي آخر با حمله به نفتكش ها و مختل شدن امنيت خليج فارس و ... ادامه يافت، به ضرر برخي قدرت هاي بزرگ بود . از سوي ديگر پيروزي هاي نهايي ايران در جنگ و محقق شدن شعارها و آرمان هاي ايران در مورد عراق، نشانه شكست كامل سياست هاي غرب در حمايت از عراق به شمار مي آمد . كشورهاي حامي عراق به وحشت افتاده بودند و خود عراق نيز بعد از سالها جنگ و متحمل شدن شكست هاي پي درپي دريافته بود كه در آن شرايط نه تنها امكان پيروزي بر ايران را ندارد، بلكه بايد به هر ترتيب ممكن و با تمسك به هر وسيله اي، از شكست خود جلوگيري كند و به جنگ اشغالگرانه پايان دهد .


در چنين فضايي و پس از ياس قدرت هاي بزرگ از شكست ايران، آنان قطعنامه 598 را كه بر خلاف قطع نامه هاي پيشين تا اندازه اي متضمن نظريات و حقوق مسلم ايران بود، به تصويب برسانند اما اين قطع نامه به رغم نقاط مثبت خود، داراي نقاط ضعف و ابهامات زيادي بود، و ترديدهايي را در پذيرش اين قطع نامه از سوي ايران به وجود آورده بود از اين رو قدرت هاي بزرگ كه مصمم بر پايان جنگ بودند فشارهاي نظامي و سياسي زيادي را براي قبول قطع نامه، به ايران وارد آوردند .


اين فشارها، عبارت بود از: دخالت مستقيم آمريكا در جنگ و حمله به هواپيماي مسافربري ايران، تشديد حملات و حضور آمريكا در خليج فارس، بمباران سكوهاي نفتي ايران، بمباران شيميايي مناطق مسكوني و جبهه ها از سوي عراق و ... و سرانجام بر اثر اين عوامل، ايران تصميم به پذيرش قطع نامه ي 598 و قبول آتش بس گرفت البته قبول آن در چنين شرايطي، به فرموده امام (ره) به منزله نوشيدن جام زهر بود .

مقاومت دفاعي بي نظير ايران در طول هشت سال جنگ تحميلي، در مقابل هجوم قدرت هاي بزرگ با وجود همه مشكلات و ناملايمات، انقلاب نوپاي اسلامي را بيمه و بسياري از حقوق مسلم ايران را تامين نمود . همچنين استقلال و تماميت ارضي كشور را تضمين كرد و به مظلومان و مستضعفان جهان، درس مقاومت را در مقابل استكبار جهاني تعليم داد .

بررسي روند پايان جنگ

هر جنگي روزي به پايان مي‌رسد. بايد توجه داشت كه تعداد معدودي از جنگ‌ها با نابودي نيروهاي نظامي دشمن پايان‌يافته‌اند. جنگ‌ها هنگامي پايان مي‌يابند كه تركيبي از عوامل سياسي، نظامي و اجتماعي باعث متلاشي شدن توان براي ادامه جنگ مي‌شوند. مهم‌ترين موضوع براي آغازگر جنگ و همچنين قرباني تجاوز، اين است كه چه راهبرد و برنامه‌اي براي پايان دادن به جنگ دارند.

هر كشوري كه بتواند بهتر و بيشتر به راه‌هاي پايان دادن به جنگ فكر كند، مي‌تواند جنگ را با «هزينه كمتر » و با «نتايج بهتر » و در «شرايط مناسب‌تر » به پايان برساند. طرح عراق براي پايان دادن به جنگ، توسعه جنگ نفت‌كش‌ها، جنگ شهرها، ناتوان‌سازي قدرت اقتصادي ايران از طريق حمله به تأسيسات نفتي، برنامه‌ريزي براي بازپس‌گيري سرزمين‌هاي در اختيار ايران، جلب حمايت قدرت‌هاي بزرگ و ايجاد نگراني در ايرانيان از طريق توسعه جنگ شيميايي بود.


با اين سياست، ارتش عراق علاوه بر حمله مداوم به مناطق مسكوني در شهرهاي مختلف ايران و تداوم جنگ نفت‌كش‌ها و بمباران مراكز اقتصادي و تأسيسات نفتي ايران از تابستان سال 1366 حمله شيميايي به غيرنظاميان را نيز آغاز نمود. در ساعت چهار و نيم بعد از ظهر هفتم تيرماه سال 1366 هواپيماهاي جنگي ارتش بعثي عراق چهار نقطه شهر سردشت و سه‌نقطه در روستاهاي اطراف آن را در استان آذربايجان غربي و در كنار مرز با عراق موردحمله 6 بمب شيميايي با گاز خردل و تاول‌زا قرار دادند.

دو بمب در بازار و دو بمب ديگر به دو منطقه مسكوني اصابت كرد و بقيه در باغ‌هاي مجاور شهر افتاد. در همان لحظات اوليه 12 نفر شهيد و 2000 نفر زخمي شدند. اين در حالي بود كه ارتش عراق در همه جبهه‌هاي جنگ از سلاح شيميايي به‌عنوان يك ابزار مؤثر عليه رزمندگان استفاده مي‌كرد(السامرايي، 1388 : 164).


قطعنامه 598

قدرت‌هاي بزرگ پس‌ از آنكه انجام دو عمليات والفجر 8 و كربلاي 5 را به‌عنوان تحولي مهم درصحنه نظامي جنگ از سوي ايران ارزيابي كردند، احساس نمودند ايران مي‌تواند در جنگ، پيروز گردد. با پيروزي‌هاي نظامي ايران، آمريكا و شوروي به اين نتيجه رسيدند كه ادامه جنگ به صلاح سياست جهاني آن‌ها نيست و بايد متوقف شود. بنابراين در اجلاس ريكياويك در ايسلند در اواخر سال 1365 ، ريگان رئيس‌جمهور آمريكا و گورباچف رئيس‌جمهور شوروي طي ملاقاتي توافق كردند جنگ ايران و عراق، بدون برنده و بازنده خاتمه يابد.

بر اساس اين تصميم بود كه پيش‌نويس قطعنامه 598 با اقدام فعال آلمان غربي تهيه و تدوين گرديد. پس از گذشت حدود پنج ماه از عمليات كربلاي 5، سرانجام قطعنامه 598 در 28 تيرماه سال 1366 برابر با 20 ژوئيه 1987 از سوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد به‌منظور خاتمه دادن به جنگ عراق با ايران، صادر شد. همه قطعنامه‌هاي صادرشده از سوي شوراي امنيت سازمان ملل درباره جنگ عراق با ايران به‌جز قطعنامه 598 بر مفاد ماده‌هاي 34 و 37 منشور ملل متحد تأكيد داشت. اما در قطعنامه 598 بر اساس ماده 39 فصل 7 منشور سازمان ملل اعلام شد كه در منازعه ايران و عراق مواردي از نقض صلح انجام‌شده است.

پيش‌نويس قطعنامه در غياب ايران، نوشته و توسط دولت عراق به نفع آن كشور بهبود يافت و به تصويب رسيد و در اوج قدرت نظامي ايران، همچنان محتواي قطعنامه، تأمين‌كننده منافع عراق بود. اما با تغيير موقعيت جبهه‌هاي جنگ، تا حدودي موردتوجه ايران هم قرار گرفت (خرم، 1388 : 114). فشارهاي ديپلماتيك آمريكا از عوامل مؤثر تصويب قطعنامه 598 بود.

پس از صدور قطعنامه 598 ، آمريكا تصميم گرفت از قدرت نظامي خود براي وادار كردن ايران به پذيرش آن استفاده نمايد. بر اين اساس، ناوگان نظامي آمريكا در خليج‌فارس تقويت و به آن مأموريت‌هاي بيشتري واگذار گرديد. در چنين شرايطي، كشتي‌هاي جنگي آمريكا به‌عنوان پليس خليج‌فارس وارد عمل شدند. آن‌ها در تلاش بودند فعاليت‌هاي جنگي ايران در مقابله با اقدامات عراق را مهار نموده و جلوي واكنش‌هاي نظامي ايران را بگيرند.

لازم به ذكر است كه در طول هشت سال جنگ عراق عليه ايران، شوراي امنيت سازمان ملل هفت قطعنامه صادر كرد كه تنها مفاد آخرين آن‌ها يعني قطعنامه 598 بر مبناي فصل هفت منشور ملل متحد بود. قطعنامه‌هايي كه بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد صادر مي‌شوند، جنبه اجرائي داشته و دستور شوراي امنيت سازمان ملل تلقي گرديده و به‌منزله تصميم جامعه جهاني مي‌باشد. در اين حالت شوراي امنيت خودش در مورد محتواي قطعنامه بررسي، قضاوت و درنهايت حكم صادر مي‌كند.

درمجموع مواضع شوراي امنيت سازمان ملل در طول دوران جنگ در جانب‌داري از طرف متجاوز يعني عراق بود و ايران را در دفاع از خود تنها گذاشت. شوراي امنيت در شروع جنگ، تجاوز عراق را محكوم نكرد و عملاً جنگ را مشكلي بين ايران و عراق دانست و در جنايات جنگي عراق ازجمله به‌كارگيري تسليحات شيميايي نيز اقدام لازم و مناسب را جهت جلوگيري از ادامه آن‌ها انجام نداد.

كشتار حجاج ايراني در مكه

در ادامه فشارها بر ايران از سوي كشورهاي حامي عراق، عربستان سعودي علاوه بر فروش نفت به‌حساب عراق و پشتيباني مالي از اين كشور تصميم گرفت فضاي حج را براي حجاج ايراني ناامن سازد و جلوي مراسم برائت از مشركين را بگيرد. با اين سياست درحالي‌كه در 6 مردادماه سال 1366 نماينده امام (ره) و سرپرست حجاج ايراني، مشغول قرائت پيام امام خميني در جمع زوار ايراني در ميدان معابده مكه بود، نيروهاي انتظامي و امنيتي عربستان راه‌ها را بسته و با شكستن حرمت كعبه و حرم امن الهي به حجاج ايراني حمله كردند.

كشتار حجاج ايراني در سال 1366 در شهر مكه

در اين جنايت حدود 400 نفر از زنان و مردان زائر به شهادت رسيدند و نزديك به 1000 نفر از زائرين مجروح شدند. با اين اقدام كه پس از تصويب قطعنامه 598 صورت گرفت، دولت عربستان در هماهنگي با برنامه‌هاي آمريكا و عراق تلاش نمود تا حتي ايام حج را تبديل به يك فشار جديد عليه ايران بنمايد.

جنگ آمريكا با ايران

در پي اقدامات همه‌جانبه ايالات‌متحده در حمايت از رژيم عراق، آمريكا از اواخر شهريور 1366 در منطقه خليج‌فارس به‌صورت رسمي با ايران وارد جنگ شد. در ساعت 23:35 روز دوشنبه 30 شهريور 1366 دو فروند بالگرد جنگي آمريكايي كه از عرشه ناو فريگت چارت پرواز كرده بودند، به كشتي لجستيكي 800 تني «ايران اجر » وابسته به نيروي دريايي ارتش، در فاصله 100 كيلومتري شمال شرقي بحرين حمله كرده و 5 نفر از ملوانان آن را به شهادت رساندند كه دو نفر از آن‌ها مفقود شدند. سپس ناوهاي جنگي آمريكا اين كشتي را كه مدعي بودند قصد مين ريزي داشته، منهدم و 26 نفر از كاركنان باقيمانده آن را، با خود بردند.

در 16 مهر 1366 دو فروند بالگرد جنگي بي‌صداي آپاچي آمريكايي به سه فروند قايق تندرو نيروي دريايي سپاه پاسداران در اطراف جزيره فارسي در عمق خليج‌فارس در اوايل تاريكي شب حمله كردند. در اين حمله رزمندگان نيروي دريايي سپاه يك فروند از بالگردهاي آمريكايي را هدف يك فروند موشك استينگر قرار داده و آن را سرنگون نمودند. در پي اين اقدام، 5 فروند بالگرد آمريكايي دوباره به قايق‌هاي سپاه حمله و تعدادي از سرنشينان آن‌ها را شهيد و مجروح نموده و سپس آن‌ها را به همراه قايق‌ها و ساير خدمه‌ها به اسارت بردند.

پس‌ازاين اقدام و در واكنش به حملات عراق به نفت‌كش‌هاي حامل نفت ايران، در تاريخ 1366/7/23 نفت‌كش آمريكايي سانگاري كه در آب‌هاي اطراف بندر احمدي كويت لنگر انداخته بود، مورد اصابت يك فروند موشك كرم ابريشم قرار گرفت و دچار آتش‌سوزي شد اما كسي آسيب نديد. روز بعد در1366/7/24  نفت‌كش سي اويل سيتي متعلق به كويت هم كه پرچم آمريكا روي آن نصب گرديده بود، مورد اصابت يك فروند موشك كرم ابريشم ايران قرار گرفت كه موجب جراحت 19 تن ازجمله ناخدا و وارد شدن خسارت به كشتي شد. اين كشتي پس از اسكورت ناوگان جنگي آمريكا وارد سواحل كويت شده بود.

در همين روز كشتي‌هاي مين‌روب فرانسه مدعي كشف 4 مين شدند. در واكنش به اين حوادث، آمريكا اعلام كرد حمله به شناور تحت پرچم آن كشور را تلافي خواهد كرد و سه روز بعد در 27 مهر 1366 ، چهار ناوشكن آمريكايي به اسامي كيد، لفت ويچ، يانگ و هول پس از اخطار به كاركنان دو سكوي نفتي ايران مبني بر تخليه سكوها به پايانه‌هاي نفتي رشادت و رسالت در منطقه مياني خليج‌فارس حمله كردند و با 1065 گلوله توپ و سپس با عمليات انفجاري تأسيسات نفتي آن‌ها را منهدم كردند. اين عمليات 85 دقيقه طول كشيد. براثر اين حمله، سكوي ميدان نفتي رشادت كه روزانه 20 الي 25 هزار بشكه توليد داشت دچار آتش‌سوزي گسترده‌اي شد و بالغ بر 500 ميليون دلار به ايران، خسارت وارد گرديد. 

توسعه جنگ شهرها و حملات موشكي به تهران و قم

عليرغم فشارهاي عراق و حاميانش، ايران تنها چاره را در انجام عمليات‌هاي بزرگ و مقاومت در برابر طرح‌هاي برنامه‌ريزي‌شده دشمن مي‌ديد. همزمان با آماده شدن نيروهاي ايران براي انجام عمليات والفجر 10، هواپيماهاي جنگي عراقي در روز شنبه 1366/12/8 به پالايشگاه تهران حمله كردند. اين حمله موجب سهميه‌بندي فرآورده‌هاي نفتي شد. سپس عراق در روز دوشنبه 1366/12/10  چهار نقطه مسكوني تهران را براي اولين بار هدف موشك‌هاي زمين به زمين قرار داد.

ايران نيز در همين روز در واكنش به هدف قرار گرفتن تهران، به شهر بغداد يك فروند موشك اسكادبي پرتاب كرد. عراق در1366/12/11 هم 12 موشك به مناطق مسكوني تهران پرتاب نمود كه براثر آن 36 نفر شهيد و 70 نفر مجروح شدند. ايران هم تصميم گرفت روزانه سه موشك با فاصله زماني مناسب روانه بغداد نمايد (هاشمي رفسنجاني، 1389 : 499 – 507).

از روز شنبه 1366/12/22 جنگ شهرها متوقف گرديد. در اين ايام براي اولين بار عراق ظرف حدود 10 روز 90 موشك زمين به زمين به تهران، قم و ساير شهرها پرتاب كرد. در چنين شرايطي ايران همچنان راه‌حل اساسي جنگ را در تداوم عمليات در جبهه‌ها مي‌دانست. اما با آغاز عمليات والفجر 10 در1366/12/23 آتش‌بس در جنگ شهرها ادامه نيافت و پس از چند ساعت با پرتاب موشك از سوي عراق به تهران، دوباره جنگ شهرها شروع شد (پيشين: 522).

در اين مدت، عراق 105 موشك به سمت شهرهاي ايران پرتاب كرد. عراق از1367/1/21 دوباره جنگ شهرها را شروع كرد كه تا  1367/1/31 ادامه يافت. به هر حال، عراق از تاريخ 10 اسفند 1366 تا اول ارديبهشت 1367 به‌جز چند روز، به مدت 51 روز به‌طور بي‌وقفه به شهرهاي ايران حمله مي‌كرد. در اين مدت رژيم عراق 100 موشك به تهران و حدود 100 موشك هم به شهرهاي مركزي ايران به‌ويژه قم پرتاب نمود و خسارات زيادي را به بار آورد. جنگ شهرها مصيبت زيادي را براي مردم ايران به همراه داشت. در اين مدت ايران حداكثر 50 موشك به سمت شهرهاي عراق شليك كرد.

حمله شيميايي به حلبچه

پس از پيروزي ايران در عمليات والفجر 10 ، ارتش عراق گسترده‌ترين حمله شيميايي خود را به مردم غيرنظامي شهر حلبچه در 25 اسفندماه سال 1366 انجام داد. اين بمباران، پس از گذشت حدود 7 ماه از تهاجم شيميايي به سردشت صورت گرفت. در اين روز 50 فروند هواپيماي عراقي كه هركدام 4 بمب شيميايي به وزن 500 كيلوگرم را حمل مي‌كردند، بمب‌هايي را كه حاوي گازهاي خردل، اعصاب و سيانور بود بر سر مردم حلبچه و روستاهاي اطراف آن فروريختند (السامرايي، 1388 : 125).

ظرف مدت 2 ساعت در جريان حملات شيميايي ارتش عراق، بنا بر آمار خبرگزاري‌ها حدود 5 هزار نفر از ساكنين حلبچه و روستاهاي اطراف آن، جان خود را براثر استشمام گازهاي شيميايي از دست دادند و حدود 7 هزار نفر ديگر نيز مجروح گرديدند. پس از حمله شيميايي به حلبچه، ارتش عراق روستاي انِب در نزديكي حلبچه را كه عده‌اي از مردم حلبچه از ترس بمباران به آنجا فرار كرده بودند، در نزديك غروب آفتاب هدف بمباران قرار داد و عده‌اي را در آنجا مصدوم نمود.

درمجموع در طول جنگ، بيش از 30 تهاجم شيميايي عليه هدف‌هاي غيرنظامي در داخل خاك ايران، از سوي ارتش بعثي عراق صورت گرفته است. طي جنگ تحميلي، بيش از 110 هزار نفر از ايرانيان در معرض سلاح‌هاي شيميايي قرار گرفتند. در حال حاضر در بنياد شهيد پرونده 48420 نفر به عنوان جانباز شيميايي ثبت گرديده است. رژيم بعثي عراق در طول جنگ از سه نوع سلاح شيميايي استفاده نمود.

نوع اول سلاح‌هايي هستند كه بر روي پوست انسان اثر مي‌گذارند نوع دوم سلاح‌هايي هستند كه روي نظام عصبي بدن اثر دارند و نوع سوم گازهايي كه باعث اختلال در نظام تنفسي بدن مي‌شوند. رژيم صدام از گازهاي خردل، سارين و سيانور بيشترين استفاده را در جريان جنگ تحميلي نمود. درمجموع بر اساس آمارهاي سازمان ملل متحد، رژيم عراق در طول جنگ مجموعاً 1800 تن گاز خردل، 600 تن گاز سارين و 140 تن گاز تابون در قالب نزديك به 100 هزار بمب راكت و گلوله به‌كاربرده است (روزنامه اعتماد، 1387 : 10).

حمله ارتش عراق به مواضع قواي ايران

عراق در سال آخر جنگ با انباشت انواع سلاح‌ها و گسترش سازمان رزم خود، قادر شد تا 300 گردان آفندي علاوه بر نيروهاي پدافندي جهت انجام عمليات اختصاص دهد. اين در شرايطي بود كه ايران حداكثر 120 گردان آفندي در اختيار داشت كه با كمك آن‌ها در هر يك سال مي‌توانست يك عمليات بزرگ را طرح‌ريزي و اجرا نمايد. بر همين اساس، در سه ماه آخر جنگ، ارتش عراق راهبرد خود را از اتخاذ شيوه‌هاي دفاعي دوباره به روش‌هاي تهاجمي تبديل و تاكتيك جنگي خود را از حمله در يك جبهه به حمله هم زمان در چند جبهه تغيير داد (رشيد، 1388 : 50).
 

در اوايل فروردين‌ماه 1367 مطابق با دهه سوم ماه مارس 1988 عراق، اطلاعاتي را از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا CIA دريافت نمود كه نشان مي‌داد ايران بخشي از واحدهاي توپخانه خود را از شرق اروندرود به عقب كشيده است. در روز يكشنبه 28 فروردين‌ماه سال 1367 ، ارتش عراق به منطقه عملياتي والفجر 8 و به مثلث فاو، حمله كرد. اين تهاجم در 1988/4/17 برابر با روز اول ماه مبارك رمضان آغاز شد.

ارتش عراق با 40 هزار نفر نيرو و با كمك 1450 تانك و نفربر و 35 گردان توپخانه و 318 موردحمله هوايي به مواضع نيروهاي ايراني حمله كرد. ارتش عراق با به‌كارگيري گازهاي شيميايي سيانور در خط اول دفاعي قواي ايران، خط را شكسته و با استفاده از گازهاي خردل و آتش سنگين توپخانه و همچنين واحدهاي زميني، توانست در بعدازظهر روز 29 فروردين‌ماه سال 1367 منطقه فاو را از دست نيروهاي ايراني خارج و آن را باز پس بگيرد (پيشين: 143).

حمله به فاو سرآغاز حملات عراق به مواضع قواي ايران بود كه به مدت حدود سه ماه ادامه يافت و در طي آن عراق موفق شد تمام سرزمين‌هاي خود را تصرف نمايد. با عمليات گسترده و پيوسته ارتش عراق به مواضع نيروهاي ايران در جبهه‌هاي مختلف، نيروهاي مسلح ايران دچار انفعال شدند. روحيه رزمندگان تضعيف گرديد. ارتش حدود 500 تانك و نفربر و بسياري از تجهيزات انفرادي خود را از دست داد و حدود 17 هزار نفر اسير شدند. اين امر باعث شد تا ايران از منطقه عملياتي والفجر 10 و مناطق شمال غرب عقب‌نشيني نمايد و آماده پذيرش قطعنامه 598 شود.

حمله ناو جنگي آمريكا به هواپيماي مسافربري ايران

آخرين اقدام مداخله‌جويانه آمريكا به نفع رژيم عراق، حمله ناو چندمنظوره وينسنس به هواپيماي مسافربري ايران در نزديكي بندرعباس بود. اين حمله پس از درگيري آمريكا با كشتي‌ها و قايق‌هاي جنگي ايران و حمله به سكوهاي نفتي جمهوري اسلامي، سومين درگيري گسترده آمريكا با ايران محسوب مي‌شد. در 12 تيرماه 1367 ناو چندمنظوره آمريكادر منطقه تنگه هرمز با شليك دو موشك، هواپيماي مسافربري ايرباس جمهوري اسلامي را با 290 مسافر مورد اصابت قرار داد كه همگي سرنشينان آن به شهادت رسيدند. در اين اقدام جنايت‌كارانه 290 نفر از سرنشينان هواپيما ازجمله 55 كودك جان باختند. درمجموع آمريكا حدود 9 ماه به‌طور مستقيم وارد جنگ با ايران در خليج‌فارس شد. در اين مدت 12 برخورد نظامي بين ايران و آمريكا به وجود آمد كه خسارات زيادي را براي ايران و براي اعتبار آمريكا در بر داشت.

پذيرش قطعنامه 598

با عقب‌نشيني رزمندگان از مناطق عملياتي غرب و شمال غرب و با عنايت به نامه فرمانده سپاه كه پيروزي نظامي نزديك را وعده نمي‌داد، ايران در روز دوشنبه 27 تيرماه سال 1367 با ارسال نامه‌اي به آقاي خاوير پرز دكوئيار دبير كل وقت سازمان ملل، موافقت خود را با قطعنامه 598 به‌صورت رسمي اعلام نمود. نامه ايران از سوي آقاي محلاتي سفير جمهوري اسلامي در سازمان ملل در ساعت 2 بعد از نيمه‌شب با مراجعه به خانه دبير كل سازمان ملل و بيدار كردن وي تحويل او شد.

به‌ هرحال، ايران با عدم توجه به فرصت‌هاي مناسب جهت پايان دادن به جنگ در بهترين زمان، ناچار به پذيرش قطعنامه 598 در ضعيف‌ترين وضعيت گرديد. پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران، اگرچه به‌يك‌باره اتفاق افتاد اما نتيجه فرآيندي بود كه در سال‌هاي پاياني جنگ آغازشده و به‌تدريج موازنه قوا به نفع رژيم بعثي عراق تغيير كرده بود. عراق توانست در اين سال‌ها همه توان دولت و ارتش خود را وارد جنگ نمايد، نفرات و سربازان بيشتري نسبت به ايران را در جنگ به كار گيرد، پول بيشتري خرج جنگ نمايد و منابع مالي زيادتري را بكار گيرد و حمايت‌هاي بين‌المللي بيشتري را جذب كند و اميد ايران را براي پيروزي نظامي بر رژيم صدام حسين، از بين ببرد.

علاوه بر اين، در ايران، نيمي از اعتبارات دفاعي به بخشي از نيروهاي مسلح اختصاص  مي‌يافت كه عملاً كارآمدي لازم و متناسب با ميزان بودجه مصرفي را نداشت. طبيعي بود كه در چنين شرايطي، جمهوري اسلامي ايران، پذيرش آتش‌بس را به نفع كشور ارزيابي نمايد و قطعنامه 598 را بپذيرد. تصور بر آن بود كه با پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، حكومت صدام كه پس از ناكامي‌هاي بي‌شمار، سال‌ها حرف از آتش‌بس مي‌زد از اين اقدام ايران استقبال خواهد نمود و تبادل آتش در جبهه‌هاي جنگ خاتمه خواهد يافت و فوراً آتش‌بس برقرار خواهد شد، اما اين‌گونه نشد.

دولت عراق با تصور اين‌كه ايران به دلايل شكست‌هاي نظامي چند ماه گذشته در جبهه‌هاي جنگ و همچنين شرايط نابسامان اقتصادي، تن به آتش‌بس داده، فرصت را مغتنم شمرده و حملات گسترده ديگري را به مراكز صنعتي و مواضع قواي ايران آغاز نمود. نيروي هوايي عراق بلافاصله به تأسيسات و ساختمان‌هاي نيروگاه اتمي بوشهر حمله كرد و با 12 جنگنده 23 بمب بر روي اين نيروگاه فروريخت كه به‌طوركلي ويران شد.

همچنين ارتش عراق درست سه روز پس از پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، تهاجم مجدد و گسترده خود را در سحرگاه روز جمعه 67/4/31 آغاز نمود و از دو محور كوشك و شلمچه در جنوب استان خوزستان، پيشروي به داخل خاك ايران را آغاز نمود. در چنين شرايطي علاوه بر تهاجم يگان‌هاي ارتش بعثي عراق به جبهه‌هاي جنوب و غرب، ارتش منافقين نيز، به‌منظور فتح تهران و سرنگوني جمهوري اسلامي، از مرزهاي عراق وارد خاك ايران شد.

شكست سنگين منافقين در عمليات مرصاد

ارتش عراق در موج جديد حملات خود از جنوب ايلام تا مهران و قصر شيرين را نيز به تصرف خود درآورد و راه را براي عمليات منافقين باز كرد. به نظر مي‌رسيد كه دولت عراق قصد داشت با انجام تهاجمات جديد نظامي، امتيازات گسترده‌اي را از ايران بگيرد. ارتش عراق در حملات خود به منطقه خوزستان توانست 1772 نفر را به اسارت درآورد و در حملات به قصر شيرين و سرپل ذهاب نيز 6963 نفر از نيروهاي ارتش را اسير كرد. درمجموع، در حملات اين ايام، ارتش عراق موفق شد حدود 10 هزار نفر از سربازان ارتش را به اسارت خود درآورد.

با ناكامي ارتش عراق در حمله مجدد به ايران و با شكست حمله منافقين در عمليات مرصاد، دولت عراق مجبور شد تا حدود يك ماه پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، در روز 28 مرداد سال 1367 برقراري آتش‌بس را بپذيرد. در فاصله بين پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران تا اجراي آتش‌بس يعني از 27 تير تا 28 مردادماه 1367 نشست‌هايي در نيويورك بين نمايندگان ايران و عراق از طريق سازمان ملل و به‌صورت غيرمستقيم برگزار شد.

در اين اثنا از سوي شوراي امنيت سازمان ملل در تاريخ 18 مردادماه 1367، قطعنامه ديگري با شماره 619 تصويب گرديد. به‌موجب اين قطعنامه ناظران نظامي سازمان ملل متشكل از 400 نفر از 25 مليت مختلف در كشورهاي ايران و عراق مستقر گرديدند. با انجام مذاكرات سه‌جانبه ايران، عراق و سازمان ملل، قواي طرفين به مرزهاي دو كشور بازگشته و تحت نظارت ناظرين سازمان ملل، آتش‌بس بين دو كشور از روز1367/5/28 در جبهه‌ها برقرار و عملاً جنگ بين دو كشور در1367/5/29 پايان يافت. پس از برقراري آتش‌بس نيروهاي نظامي هر دو كشور همچنان در مرزها مستقر بودند. باگذشت دو سال از ترك مخاصمه و از روزي كه عراق حمله به كويت را شروع كرد، اسراي طرفين از 11 مردادماه سال 1369 به‌تدريج آزاد گرديدند.

نتيجه‌گيري

دوره جنگ يكي از مقاطع فراموش‌نشدني و بي‌نظير تاريخ ايران و خود يك مقطع بسيار مهم از تاريخ معاصر است. مردم ايران در شرايطي كه تازه با نهضت اسلامي خود توانسته بودند حكومتي جديد را با عنوان جمهوري اسلامي در كشور شكل دهند و هنوز ساختارهاي سياسي و نظامي جديد را آرايش نداده بودند و تحت‌فشارهاي تبليغاتي و اقتصادي برخي از قدرت‌هاي بزرگ قرار داشتند و آشوب‌هاي داخلي در بعضي از نقاط كشور در جريان بود، دچار تهاجم نظامي ارتش عراق گرديدند.

در اين شرايط يكي از آزمون‌هاي سخت ملت ايران به وقوع پيوست كه با مقاومتي بي‌نظير و پس از يك سلسله عمليات پي‌درپي، نيروهاي مسلح ايران با كمك مردم، توانستند دشمن را از دسترسي به اهداف خود بازدارند. آن‌ها با تمسك به آموزه‌هاي الهي ازجمله آيه «اُذِنَ للَِّذينَ يقاتِلونَ باَِنّهُم ظُلِمُوا و انَِّ اللهَ عَلي نَصرِهِم لَقَدير» به دفاع در برابر تجاوز پرداختند. در ادامه اين جنگ، علاوه بر نبردهاي گسترده زميني و بمباران‌هاي هوايي، عراق از موشك‌هاي زمين به زمين و سلاح‌هاي شيميايي نيز استفاده كرد و در سال‌هاي پاياني جنگ، حمله به نفت‌كش‌ها و پايانه‌هاي نفتي در خليج‌فارس را گسترش داد.

حمله به مناطق مسكوني و مردم غيرنظامي تحت عنوان «جنگ شهرها» هم خسارات زيادي را به غيرنظاميان وارد كرد. طي دوران جنگ، ايران موفق شد باقدرت نظامي خود و با حضور مستقيم نيروهاي مردمي در ميدان‌هاي جنگ و نيز با حمايت گسترده آحاد مردم و با انجام حدود يكصد عمليات بزرگ، متوسط و محدود، تمام قوا و نيروهاي ارتش متجاوز را از خاك ايران بيرون رانده و مانع دستيابي عراق از نيل به مقاصد و اهداف خود گردد.

اگرچه عراق، ابتكار عمل را در ماه‌هاي آغازين جنگ در دست داشت اما نتوانست جنگ را آن‌چنان‌كه خود مي‌خواست ادامه دهد و به پايان برساند. سرانجام به دليل مقاومت بي‌نظير مردم، صدام در دام جنگي كه خود آغاز كرده بود، گرفتار شد و سال‌هاي طولاني براي رهايي از آن تلاش كرد. درنهايت جنگ تحميلي، با پذيرش قطعنامه 598 سازمان ملل متحد از سوي جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 1367/4/27 رو به پايان نهاد.

اين جنگ خونين، جان صدها هزار نفر از مردم ايران و عراق را گرفت، هزاران خانه و كاشانه را ويران كرد و صدها ميليارد دلار خسارت به دو كشور وارد كرد و براي حدود يك دهه تحولات سياسي خاورميانه را تحت تأثير خود قرار داد. باوجوداين، پس از گذشت نزديك به 200 سال، جنگ تحميلي، تنها جنگي است كه ايران توانسته تمام سرزمين‌هاي خود را با تكيه‌بر ملت و قواي مسلح خود و در شرايط تحريم نسبي تسليحاتي از دشمن بازپس بگيرد و حيثيت، موجوديت و بقاي ملي خود را حفظ نمايد.

صدام حسين كه هيچ دستاوردي از اين جنگ نداشت، پس از گذشت حدود دو سال از آتش‌بس و پايان جنگ، طي ششمين نامه رسمي خود به رئيس‌جمهور وقت ايران، دوباره معاهده مرزي 1975 الجزاير را به‌عنوان مبناي مذاكرات دو كشور تأييد كرد و معاهده‌اي كه خود در آستانه جنگ بي‌اعتبار خوانده بود را پذيرفت. گرچه هنوز ايران نتوانسته است خسارات جنگ را از عراق دريافت نمايد اما اعلام رسمي دبير كل سازمان ملل مبني بر متجاوز بودن عراق، حقانيت ايران را در دفاع به ثبت رسانيد. جنگ براي عراق جز خسارت چيزي نداشت.

صدام پس از گذشت دو سال از پايان جنگ با ايران، هوس حمله به كويت را كرد و اين كشور را به اشغال خود درآورد. اين اقدام موجب شد عراق رو در روي جامعه بين‌المللي قرار گيرد و عزم جهاني براي پايان دادن به حكومت صدام افزايش يابد. درنهايت، صدام حسين جان خود را بر سر اين جنگ گذاشت و در سال 1380 با اشغال عراق توسط آمريكا حكومت حزب بعث بر عراق خاتمه يافت و صدام حسين و فرزندانش كشته شدند و ارتش بعث عراق هم كه با ايران جنگيده بود منحل گرديد.

 

پي نوشت

1 . جنگ تحميلي (مجموعه مقالات، ص 51 و 232) .

2 . تاريخ سياسي جنگ تحميلي، علي اكبر ولايتي، ص 137 .

3 . آغاز تا پايان، سيري در جنگ ايران و عراق، محمد دروديان، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه .

4 . پس از بحران، هاشمي رفسنجاني، كارنامه و خاطرات، 1361 .

5 . عليرضا لطف الله زادگان، پاسخ به ابهامات، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1379 .



منابع

السامرايي، رفيق( 1388)، ويراني دروازه شرقي، مترجم: عدنان قاروني، تهران: مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس.

پارسا دوست، منوچهر (1371) نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ايران، تهران: شركت سهامي انتشار.

جمعي از نويسندگان (1384) سازمان مجاهدين خلق، پيدايي تا فرجام، تهران: موسسه مطالعات پژوهش‌هاي سياسي.

حاجي خداوردي‌خان، مهدي (1389) مهران در تحولات جنگ ايران و عراق، تهران: مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس.

خميني سيد احمد(1375) دليل آفتاب، خاطرات يادگار امام، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.

رحماني قدرت الله (1383) بي‌پرده با هاشمي رفسنجاني، چاپ دوم، تهران، انتشارات كيهان.

رضايي، محسن (1387) ناگفته‌هاي عمليات، فصلنامه نگين ايران، سال ششم، شماره 25 .

روزنامه اعتماد، 9 تيرماه 1387، مصاحبه با محمدرضا سروش، رئيس پژوهشكده مهندسي و امور پزشكي جانبازان.

سفيري، مسعود(1378) حقيقت‌ها و مصلحت‌ها، گفت‌وگو با هاشمي رفسنجاني، تهران: نشر ني.

صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني(1378)، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.

عمليات رمضان از ديدگاه عراق: تحليل نبردهاي شرق بصره (1387)، فصلنامه نگين ايران، سال ششم، شماره 25، ص/120

ما و جنگ (1388) اظهارات سردار احمد غلام پور در بهداروندمهدي، تهران: پژوهشكده مطالعات و تحقيقات دفاع مقدس.

ما و جنگ (1388) اظهارات سردار غلامعلي رشيد در بهداروندمهدي، تهران: پژوهشكده مطالعات و تحقيقات دفاع مقدس.

مصاحبه با دكتر علي خرم (1388)، فصلنامه نگين ايران، شماره 28 ، تهران: مركز اسناد دفاع مقدس.

مصاحبه با دكتر علي خرم (1388)، فصلنامه نگين ايران، شماره 28 ، تهران: مركز اسناد دفاع مقدس.

مصاحبه نگارنده با حجت‌الاسلام سيد حسن خميني، در تاريخ 14/8/1389 در جماران.

هاشمي رفسنجاني اكبر (1378)، عبور از بحران، خاطرات 1360 ، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي رفسنجاني، اكبر (1380)، خطبه‌هاي نماز جمعه سال 1361 ، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي رفسنجاني، اكبر (1389) دفاع و سياست، كارنامه و خاطرات سال 1366، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي، عماد (1388) خاطرات هاشمي رفسنجاني، اوج دفاع، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي، عماد (1388) خاطرات هاشمي رفسنجاني، اوج دفاع، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي، محسن؛ حميدي، حبي بالله (1388) ماجراي مك فارلين، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي رفسنجاني، اكبر (1386) پس از بحران، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.

هاشمي رفسنجاني، اكبر (1386) به‌سوي سرنوشت، كارنامه و خاطرات سال 1363، تهران: نشر معارف انقلاب، چاپ پنجم.

Washington.D.C (2009), War Saddam’s: National Defense University

مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد