پنج شنبه, 03 تیر 1400
شناسه خبر:5159

بررسي نقش رهبري و فرماندهي نظامي در دفاع مقدس و جنگ آينده از منظر فرماندهان عالي جنگ

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

چكيده:

نوشتار حاضر در نظر دارد با توجه به اهداف متعالي انقلاب اسلامي، دستورالعمل‌ها و توصيه‎هاي مؤكد مباني ارزشي مؤثر در موفقيت نبرد، تجارب ارزشمند هدايت نبرد در دوران دفاع مقدس و ويژگي‌هاي جنگ آينده؛ نقش فرماندهي را در دوران دفاع مقدس و جنگ آينده تبيين و به رشته‌ي تحرير درآورد و الگويي مناسب، در حوزه‌ي فرماندهي به‌منظور هدايت صحنه‌ي جنگ در نبردهاي احتمالي آينده ارائه نمايد.

اين تحقيق با عنوان «بررسي نقش رهبري و فرماندهي نظامي در دفاع مقدس و جنگ آينده از منظر فرماندهان عالي جنگ » كه متأثر از چند مسأله از جمله نقش پيچيده‌ي فرماندهي در هدايت جنگ در دوران دفاع مقدس و جنگ آينده در بهره‎گيري‎ از فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي مختلف سياسي، نظامي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، در موفقيت نبرد و ... و از سويي متأثر از پيچيدگي شرايط، فراواني متغيرها، تنوع تهديدات، وجود چالش‌هاي (فرامنطقه‌اي، منطقه‌اي و داخلي) در اخذ تصميمات فرماندهان در دو مقطع دوران دفاع مقدس و جنگ آينده است كه نتيجه‌ي يك طرح پژوهشي است؛

از حيث هدف، تحقيقي كاربردي؛ از حيث سطح تحليل، برخوردار از ماهيتي توصيفي - تحليلي و از حيث رويكرد و طبقه‌بندي روش متكي به روش كتابخانه‎اي و مطالعات ميداني مي‎باشد.

داده‎هاي مورد نياز از راه مطالعات كتابخانه‎اي و با استفاده از ابزار فيش و پرسشنامه گردآوري شده است. اعتبار ابزار اندازه‌گيري بر اساس آلفاي كرونباخ 928/0 بوده كه پس از تجزيه و تحليل آماري نتايج با سطح اطمينان 99/0 به‌دست آمد.

جنگ يك پديده ي اجتماعي است كه قدمت آن به قدمت حيات بشر مي رسد؛ شكل گيري اين پديده متاثر از ويژگي هاي منحصر به فرد انسان همچون عقل، تفكر، تدبير، تصميم گيري، تمايلات و ... مي باشد. مباني ديني، جنگ را يك حركت عظيم زندگي بشر تلقي نموده و شكل گيري آن را متاثر از اعتقادات و گرايشات انسان مي داند؛ كه گرايشات فوق منجر به شكل گيري دو جبهه ي حق و باطل در حيات بشر گرديده است. قرآن كريم اين دو جبهه و اهداف راهبردي آنها را چنين ترسيم نموده است:

الف) جبهه ي حق: «... الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظمات الي النور ... » خدا دوست كساني است كه ايمان آورده اند و بيرون مي آورد ايشان را از تاريكي ها (كفر) به سوي روشنايي (ايمان) هدايت مي كند.

ب) جبهه ي باطل «... و الذين كفروا اوليآوهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات خالدون .. » و آنانكه كفر ورزيدند دوستانشان گردنكشانند آن طاغوت بيرون مي آورند كافران را از روشنايي به سوي تاريكي ها (گمراهي)... (همان، بقره، آيه ي ٢۵٧).

مصحف شريف نهج البلاغه اين صف بندي را چنين تبيين مي كند: « ... حق و باطل، و لكل اهل ...»، حق و باطل هميشه در پيكارند و براي هركدام طرفداراني است ..‌»، (نهج البلاغه، خطبه ١٩ ، فراز ۵).

صاحب نظران مكاتب، شكل گيري اين پديده را متاثر از عوامل مختلفي مي دانند كه بعضا مبناي مشروعيت بسياري از جنگ ها در جهان گرديده است. ماكياولي كسب قدرت را عامل ثبات و امنيت مي داند و معتقد است: « براي دست يافتن به قدرت كامل از انوع سلاح ها حداكثر استفاده را به عمل آور» (آزادبخت، ١٣٨٢ : ٩6). اپنهايم دليل جنگ را غلبه مي داند و بر اين باور است كه: «جنگ درگيري دو دولت از طريق نيروهاي مسلح با هدف غلبه بر ديگري و اعمال شرايط دلخواه طرف پيروز مي داند » (آخوندي، ١٣٨٣ : ٢۵).

هراكليتوس جنگ را يكي از مظاهر قانون حاكم بر جهان مي داند و معتقد است: «جنگ سرچشمه و زائيده و فرمانروايي وجود است، قانون همگاني است و بنابر اين بيدادگري نيست و ضرورتي است كه هستي بي آن پايدار نمي ماند» (خراساني، بي تا : 250).

نيچه جنگ را عصاره ي تمدن و مدنيت مي داند و معتقد است: «جنگ و شهامت، خالق پديده هاي عظيم تري از عشق به هم نوع هستند. جنگ، آزمون نيكوكاري است؛ يعني تنها كنكور بي طرف و عادلانه و در حقيقت شايد يگانه رقابت پندار» (بوتول، ١٣68 : ١6)

بر اساس نقش حياتي اين پديده در زندگي انسان است كه حضرت علي(ع) ماموريت و جايگاه نيروهاي مسلح را چنين با اهميت ترسيم مي نمايند: «و فالجنود باذن الله حصون الرعيه ي و زين الولاه ي و عز الدين و سبل الاء من و ليس تقوم الرعيه ي الا بهم»، اما لشكرها، به فرمان خدا دژهاي استوار رعيت اند و زينت واليان. دين به آنها عزت يابد و راه ها به آنها امن گردد و كار رعيت جز به آنها استقامت نپذيرد (نامه ي ۵٣ : فراز ۴٣ ).

تحقق اهداف اين پديده و نقش و جايگاه اين فرايند در زندگي بشر منجر به شكل گيري عامل مهم و حياتي مديريت و فرماندهي در راستاي تصميم سازي، تصميم گيري، هدايت و كنترل منابع و بهره گيري از فرصت ها و ظرفيت ها گرديد. حضرت علي(ع) نقش اين عامل (فرماندهي) را در فرايند جنگ چنين ترسيم مي نمايند: «كنا اذا احمر الباس اتقينا برسول الله (ص)، فلم يكن احد منا اقرب الي العدو منه» هنگامي كه آتش جنگ شعله ور مي شد ما به پيامبر اكرم(ص) پناه مي برديم و او از همه به دشمن نزديكتر بود (دشتي، ١٣٨٢ ، كلمات قصار شماره ي ٩).

هم چنين در خصوص اين ويژگي، حضرت علي(ع) در رابطه با مالك اشتر مي فرمايند: «... و فانه سيف من سيوف الله، لا كليل الظبه ي و لا نابي الضريبه ي، فان امركم ان تنفروا فانفروا و ان امركم ان تقيموا و اقيموا فانه لايقدم و لا يحجم و لا يوخر و لايقدم الا عن امري و قد نفسي لنصيحته لكم و شده ي شكيمته علي عدوكم» او شمشيري است از شمشيرهاي خدا كه نه تيزيش كند شود و نه ضربتش بي اثر ماند. او نه به خود در كاري اقد ام مي كند و نه از كاري باز مي ايستد، نه قدم واپس نهد و نه پيش گذارد، مگر به فرمان من.

در فرستادن مالك به ديار شما، شما را بر خود ترجيح نهاد، زيرا مالك را نيك خواه شما ديدم و ديدم كه او از هر كس ديگر سخت تر لجام بر دهان دشمنانتان زند...» (همان، نامه 38)

 

اصل مقاله

 

 

منبع: 

1. فصلنامه سياست دفاعي

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد