چهارشنبه, 02 تیر 1400
شناسه خبر:5220

شيخ عزالدين حسینی رابط گروهک كومه‌له و حزب بعث عراق!

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

با‌ نگاهي‌ كوتاه به گروهك‌‌ كومه‌له دفاع هشت‌ ساله ايران از جهات مختلف يك جنگ متمايز در قرن بيستم بود. دفاع مقدس، طولاني‌ترين جنگ قرن بيستم محسوب مي‌شود و گذشته از آن در هيچ جنگ ديگري، كشور مهاجم تا اين حد از پشتيباني قدرت‌هاي جهاني برخوردار نبود، به‌طوري‌كه نزديك به 30 كشور اقدام به تجهيز عراق و حزب بعث مي‌كردند و عملاً جنگ به صحنه نبرد نيابتي بين المللي تبديل‌شده بود.

اما گذشته از موارد ذكر شده، دفاع مقدس يك جنبه متمايز ديگري نيز داشت؛ در تمام جنگ‌هايي كه حداقل در قرن بيستم رخ‌داده بود، درگيري ميان دو ملت و دولت يعني كشور متخاصم و كشور مورد هجوم بود، اما اين مورد در ايران يك تفاوت اساسي داشت و آن حضور نيروهايي به‌عنوان مخالف انقلاب بود كه دست به فعاليت‌هاي گسترده‌ي مسلحانه مي‌زدند.

رزمندگان ايراني علاوه بر اينكه در خط مقدم جنگ با نظاميان عراقي درگير بودند، بايد با نيروهاي ديگري كه هويتي ايراني داشتند نيز مقابله مي‌كرند. نيروهايي چون، حزب دموكرات ايران، كومه‌له، مجاهدين خلق، گروه چريك‌هاي فدايي خلق، سازمان پيكار، گروه رزگاري، سلطنت‌طلب‌ها و گروه‌هاي مسلح ديگر. در حقيقت عملاً جمهوري اسلامي ايران به‌جز خط مستقيم نبرد، بايد مراقب گرگ‌هايي نيز مي‌بود كه در لباس ميش در ميان جامعه ايراني حضور داشتند.

يكي از گروه‌هاي ذكرشده، كومه‌له است. سال 1348، چند دانشجوي كرد با تفكرات كمونيستي و گرايش مائوئيستي در تهران جمعي را تشكيل دادند تا فعاليت‌هاي كمونيست‌ها را در ايران (و ابتدا در كردستان) سازمان‌دهي كنند. جمعشان را روزبه‌روز بزرگ‌تر كردند و سال 51 مقاله‌ي چرا پراكنده‌ايم و چگونه متشكل شويم؟ را بين دوستانشان تكثير كردند.

بعد در تهران و تبريز و كردستان فعاليت‌هايشان را منسجم كردند. سال‌هاي 52 و 53، ساواك بسياري از آن‌ها را زنداني كرد و درنتيجه فعاليت‌هاي گروه تا سال 56 نيمه تعطيل ماند.

روزهاي اوج انقلاب، كه بسياري از زندانيان سياسي آزاد شدند، اعضاي اين گروه هم آزاد شده و به كردستان رفتند و رهبري مبارزات را در برخي از شهرها در دست گرفتند. همزمان نيز بر انسجام خود هم افزودند و در ودت كوتاهي بعد از انقلاب در كنگره سرتاسري‌شان نام كومه‌له (گروه انقلابي زحمتكشان كردستان ايران) را براي خود برگزيدند. دموكرات‌ها زن‌ها را به حزبشان راه نمي‌دادند و در عوض گروهك كومه‌له با طرح نظريه‌ي عشق آزاد (آزادي روابط جنسي) براي جذب زن‌ها سرمايه‌گذاري كردند تا بتواند دربرابر قدمت و پشتوانه‌ي دموكرات‌ها بايستد و براي خود هوادار جذب كند، كه البته موفق هم شده و خيلي زود اين گروهك، رقيب حزب دموكرات‌ها شد.

يكي از گروه‌هاي تشكيل‌دهنده كومه‌له، گروه «چاوه» بود كه مهم‌ترين و مشهورترين اعضاي آن شيرين بهاره (فرزند امام‌جمعه مريوان)، فؤاد مصطفي سلطاني (مهندس الكترونيك و فرزند خان روستاي آلمانه) و صديق كمانگر (قاضي دادگستري و فرزند يك خان كامياراني) بودند.

تا سال ۱۳۵۶ تعداد اعضاي چاوه در مريوان ۴۸ و در سنندج ۱۰۰ نفر بود كه پيرو انديشه مائوئيسم بودند. گروه ديگر را نيز اتحاديه كشاورزان در سقز تشكيل مي‌داد و محمدحسين كريمي كه رابطه خوبي با شيوخ و خانواده‌هاي آييني داشت، اين اتحاديه را تأسيس كرد.

پس از مرگ محمدحسين كريمي در بيست‌و‌شش بهمن۱۳۵۷، شيخ عزالدين حسيني (امام‌جمعه مهاباد) رهبري اين اتحاديه كه اعضاي آن اساساً اعتقادي به دين نداشتند را بر عهده گرفت . شيخ عزالدين پس از مدت كوتاهي از انقلاب، به مخالفت با جمهوري اسلامي و آتش‌افروزي در تشنجات سنندج  پرداخت. او كمك‌هاي زيادي در ابتداي فعاليت هاي اين گروهك و در روزهايي كه حزب كومه‌له براي حفظ پرستيژ خود از عراق اسلحه‌اي دريافت نمي‌كرد، به اين حزب كرد.

در سال‌هاي 59ـ 58 با توجه به سفره‌اي كه عراق براي گروهك‌ها و سازمان‌هاي مخالف انقلاب اسلامي گسترده بود، از كومه‌له نيز دعوت مي شود تا از پشتيباني آن كشور بر ضد جمهوري ‌اسلامي برخوردار شود، اما كومه‌له در عين اينكه براي ادامه فعاليت خود به كمك‌هاي مالي و تسليحاتي خارجي نياز داشت،  به منظورحفظ پرستيژ خود اين دعوت را رسماً نپذيرفت، ولي در عوض از طريق شيخ عزالدين حسيني   اسلحه و مهمات مورد نياز خود را با اين توجيح كه اين تسليحات را عزالدين حسيني دريافت كرده است و ما از او گرفته‌ايم و نه از عراق، دريافت نمود.

شيخ عزالدين به اين شكل نخستين كمك‌هاي خود به گروه مسلح كومه‌له را، از طريق پيوندي كه با عراق برقرار كرده بود، انجام داد. بعد از مدتي نيزسران اين گروه با اين توجيح كه براي رسيدن به اهداف كارگرها بايد وضعيت سياست خارجي خود را مشخص كند، در كنفرانسي كه با حضور سران آن تشكيل شد، تصميم گرفتند با عراق رابطه‌اي دوستانه داشته باشند و از اين طريق سيل تسليحات و كمك هاي مالي از طريق حزب بعث به اين گروه وارد شد.

اين عملكرد در حالي بود كه، شيخ عزالدين در رفتاري متناقض، در ابتداي سال 59 در بيانيه‌اي از مخالفت و ايستادگي در برابر هر كشوري كه به ايران حمله كند، گفته بود و تأكيد داشت بايد در مقابل امپرياليست آمريكا ايستادگي كرد! وي همچنين در سخنراني كه در سنندج داشت خود را روحاني كه وابسته به هيچ گروهي نيست، معرفي كرد! درحالي‌كه آن سخنراني با سازمان‌دهي گروه‌هاي مسلح كرد چون كومه‌له و چريك‌هاي فدايي خلق انجام‌شده بود.

شيخ عزالدين حسيني گفت: من اعلام مي‌كنم كه يك روحاني خدمتگزار خلق كُرد هستم و به هيچ حزب و گروه و سازماني وابستگي ندارم. من رهبري فردي را به اين دليل كه منجر به ديكتاتوري مي‌شود محكوم مي‌كنم؛ زيرا خلق كُرد تجربه تلخي از رهبري فردي و ديكتاتوري دارد.

وي با تأكيد بر اينكه هر حمله‌اي را عليه ملت ايران محكوم مي‌كند، گفت: اين حمله خواه از سوي آمريكا باشد، خواه از سوي حكومت بعث عراق و يا هر نيروي خارجي ديگري و تحت هر شرايطي، مسلماً با مقابله نيروي مردم ايران ازجمله كردستان روبه‌رو خواهد شد.

در 16 فروردين 1359 تعدادي از پاسداران گروگان گرفته‌شده توسط گروه كومه‌له آزادشده بودند كه بررسي جزئيات آن نشان از رابطه اين حزب با عراق حتي قبل از آغاز جنگ مي‌دهد. در مصاحبه مطبوعاتي با پاسداران آزادشده، خبرنگاران حاضر، از ايشان سؤالاتي كردند. بخش‌هايي از سؤال‌ها و اظهارات پاسداران در پاسخ به آن‌ها، در ادامه مي‌آيد.

پس از سخنان برادر ابو شريف فرمانده عمليات سپاه، از يكي از برادران پاسدار سؤال شد: شما در چه تاريخي و به‌وسيله چه عواملي گروگان گرفته شديد و در عراق چه رفتاري با شما داشتند؛ اصولاً در آنجا گروگان نيروهاي مسئول و مشخص عراق بوديد يا نيروهاي تروريستي و غيرمسئول؟

در جواب گفته شد: ما روز دوم دي‌ماه سال گذشته، بين پاوه و روانسر به گروگان گرفته شديم. ما را با چشم‌بسته، از پاوه دو روز راه بردند تا نزديك مرز عراق و در آنجا مدتي زنداني بوديم. بعداً هم ما را به عراق بردند. ما به‌وسيله حزب كومه‌له به گروگان گرفته شديم و در عراق هم همان افراد حزب كومه‌له بودند كه ما را تحويل گرفتند. عوامل دولت بعث عراق و افراد حزب دمكرات نيز در آنجا وجود داشتند كه مي‌آمدند و با ما صحبت مي‌كردند. ما در نزديكي‌هاي اردوگاه اربط زنداني بوديم.

در ادامه اين مصاحبه يكي از گروگان‌ها به نام حسين عليزاده، اهل آذربايجان، كه موفق به فرار شده بود، چگونگي دستگيري خود را تشريح كرده است. وي گفت: در دوم دي‌ماه سال گذشته به همراه ده تن ديگر، در بين روانسر و پاوه توسط افراد حزب كومه‌له دستگير شديم كه همگي ما را با چشم‌ها و دست‌هاي بسته به زندان منتقل كردند و بعد ما را به يكي از اردوگاه‌هاي عراقي انتقال دادند كه مدتي را در آنجا زنداني بوديم. وي ادامه داد كه عوامل حزب كومه‌له و دمكرات، با عوامل دولت بعثي عراق در تماس بودند.

مسئله‌اي كه براي ما در آنجا تازگي داشت اين بود كه گروگان‌ها خريدوفروش مي‌شدند؛ چراكه ما خودمان ناظر بوديم كه حزب كومه‌له دو نفر را به اسامي عطاءالله تاجيك و احمد روزبهاني كه از همكاران ما بودند، به دولت عراق فروخت كه آن‌ها هم‌اكنون در زندان سليمانيه عراق به سر مي‌برند. حسين عليزاده در ادامه گفت: من با يكي از دوستانم از زندان فرار كرديم كه در راه، متأسفانه همديگر را گم كرديم.

يكي ديگر از پاسداران آزاد شده با عنوان برادر اصغر بهفر، در رابطه با گروگان‌گيري گفت: من يكي از اعضاي سپاه پاسداران هستم و در تاريخ 15 مهرماه، در جنگي كه بين ما و حزبي‌هايي كه در كردستان فعاليت مي‌كردند، پيش آمد، دستگير شدم... ما يك حالت غافلگيركننده‌اي داشتيم و همين امر سبب شد كه بيست و به چند نفر از برادرانمان را به شهادت برسانند و چند نفرشان را هم كه زخمي بودند و زنده مي‌ماندند، تير خلاصي زدند.

تعدادي، ازجمله خود من را نيز به گروگان گرفتند و سه روز و سه شب، پياده در كوه‌ها راه بردند تا بالاخره زنداني كردند. نحوه برخورد آن‌ها... غيرانساني بود... شكنجه‌هايي كه آن‌ها انجام مي‌دادند، 10-12 ساعت طول مي‌كشيد... از لحاظ نماز و وضو شديداً تحت اذيت و آزار بوديم... براي يك وضو بايد با قنداق تفنگ چند ضربه مي‌خورديم. آن‌ها... خودشان علناً مشروب مي‌خوردند؛ حتي زندانبان ما سرهنگ كامراني، روزي نبود كه مست نباشد.»

روزنامه انقلاب اسلامي نيز ضمن انعكاس اين مصاحبه نوشته است: يكي از گروگان‌هاي آزاد شده به نام سيد محمود اماني، گفت: اول شهريورماه در سقز توسط حزب كومه‌له و فداييان، دستگير شديم كه ما را از سقز به بوكان منتقل كردند و در بوكان تحويل حزب دمكرات شديم. در حزب ما را محاكمه كردند و چند تن از همكاران ما را به اعدام محكوم و بقيه را به زندان محكوم كردند. وي اضافه كرد كه عبدالرحمان كسرايي كه ساواكي بود، همچنين سرهنگ كامراني كه هميشه دائم‌الخمر بود، زندانبانان ما بودند.

يكي ديگر از گروگان‌هاي آزادشده گفت: كساني كه ما را به گروگان گرفتند، حاضر بودند كه در قبال پرداخت 50 هزار تومان ما را آزاد كنند. اگر ما اين پول را مي‌داشتيم، حتماً قبلاً نيز مي‌توانستيم آزادشويم. يكي ديگر از گروگان‌ها نيز گفت كه تمام مهمات، خوراك و وسايل زندگي از عراق براي پيش‌مرگان مي‌رسيد.

 

منابع:

1. كتاب بحران بالا مي‌گيرد؛ نويسنده جعفر شيرعلي نيا، نشر فاتحان.

2. سايت اينترنتي جام جم آنلاين.

3. سند شماره 209930 مركز مطالعات و تحقيقات جنگ : متن كامل بازجويي يكي از اعضاي سازمان كومه‌له . ص 33ـ32.

4. روزنامه كيهان،1359/1/24 ، ص 12.

5. خبرگزاري پارس، نشريه گزارش‌هاي ويژه ، شماره 23، 1359/1/24 ، ص 1 و 20، بخش عربي راديو دبي ، 1359/1/23.

6. نشريه پيام انقلاب ، ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي؛ شماره 5 ، 1359/1/24،  ص 40.

 

 

منبع:

1. مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد