دوشنبه, 29 شهریور 1400
شناسه خبر:5244

عوامل موفقيت فرماندهان در دوران دفاع مقدس

  • انداز قلم

سخنراني سردار كوثري در دومين دوره انتقال تجارب

مقالات و تحلیل ها

سردار اسماعيل كوثري، نماينده دوره نهم مجلس شوراي اسلامي و فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله (ص) در دوران جنگ پس از حاج احمد متوسليان، در يك سخنراني به تشريح

عوامل موفقيت فرمانده در دوران دفاع مقدس براي فرماندهان جوان دافوس سپاه پرداخت.

به اعتقاد وي مهمترين عواملي كه باعث عوامل موفقيت فرماندهي در اين دوران شد عبارت بودند از:

1. انگیزه الهي فرماندهان: انگيزه الهي در فرماندهان دفاع مقدس باعث مسئوليت‌پذيري آنان مي‌شد.

2. ولايت‌مداري و ولايت‌پذيري فرماندهان: فرماندهان تابع امر ولي فقيه جامعه اسلامي يعني حضرت امام خميني (ره) و به عبارتي مجذوب وي بودند.فرماندهان به ولي فقيه

باور قلبي داشتند و از فرامين اطاعت محض مي‌كردند. امام قلوب همه فرماندهان و رزمندگان را تسخير كرده بود.

3. شجاعت خود فرماندهان: فرمانده بايد شجاع و دلير باشد و هراس به خود راه ندهد.

4. داشتن الگو: داشتن الگويي مانند عاشورا و كربلا براي فرماندهان تعيين كننده راه بود. فرماندهان و رزمندگان با خود اين سؤال را در اين دوره مطرح مي‌كردند كه اگر امروز عاشورا و اينجا كربلا بود آيا به كمك امام حسين (ع) مي‌شتافتيم؟  و اينگونه پاسخ مي دادند كه يا ليتنا كنا معك.

چون در اين زمان نه درجه‌اي بود و نه اشل حقوقي و جايگاه و ... از سال 1369 اين مباحث وارد سپاه شد و البته بلااشكال است. حاج همت به فرماندهان گردان مي‌گفت وقتي نيرو به شما مي‌دهند برويد ميان آنان صحبت كنيد و حرف بزنيد تا شما را بشناسند حتي برخي اوقات فرمانده لشكر را نمي‌شناختند.

شهيد رضا چراغي دو ماه فرمانده لشكر بود بعد از والفجر مقدماتي و قبل از والفجر1 ، چراغي رفته بود توي خط زخمي شده بود و با عصا بود. رضا گفت در سخت‌ترين شرايط در خط رفتم هماهنگي كنم ناگهان يكي از بسيجي‌ها گفت تو چه كسي هستي كه دستور مي‌دهي؟ همت گفته بود مگر نگفتم برويد در ميان نيروها صحبت كنيد؟!

يا در كربلاي 5 در كانال ماهي آتش خيلي سنگين بود يكدفعه يكي از بسيجي‌ها كه تازه به جنگ آمده بود به يك رزمنده باسابقه مي‌گويد اين فرماندهان عقب هستند و كيف مي‌كنند و ما اينجا زير آتش هستيم. در اين حين يكي از اين رزمنده‌ها گفت كه زر زر نكن صاحبش اينجاست با اشاره به من اين حرف را زد.

5. پيشرو بودن فرماندهان: عمدتاً فرماندهان يا جلوتر از نيرو بودند يا در كنار و نزديك آنها بودند. چون هم موجب نظارت مستقيم بر نيرو مي‌شد و هم قوت قلبي به نيرو داده مي‌شد و مشاهدات فرمانده نيز باعث مي شد تا كارها با دقت بيشتري جلو برود.

به دليل همين پيشرو بودن فرماندهان بسياري در جنگ شهيد شهدند، از جمله شهيد حاج ابراهيم همت، مهدي باكري، حسن باقري، رضا چراغي، عباس كريمي، حسين خرازي، مهدي چمران، و ...

اينگونه نبود كه بگويند چون ما فرمانده لشكر هستيم رعايت بكنيم و نرويم. در دوران دفاع مقدس، فرمانده جلوتر از نيروها بود. لذا بر خلاف ارتش‌هاي كلاسيك دنيا، فرمانده يا همراه رزمندگان يا جلوتر از آنها در خط بود و همين پيشرو بودن يكي از دلايل موفقيت جنگ نيز بود.

6. اعتقاد راسخ فرماندهان به راهي كه انتخاب كرده بودند.

7. روح مبارزه با زورگويان و مستكبرين: اين مسئله فرماندهان را انسان‌هاي مقاوم و سرسختي ساخته بود. اين روحيۀ پياده كردن احكام الهي از زمان قبل از انقلاب تا آن زمان در وجود اين فرماندهان وجود داشت.

8. روحيۀ ايثار و فداكاري و از خودگذشتگي: اين نبود كه به آن‌ها بگويند فرمانده خوششان بيايد بلكه مي‌گفتند بگوييد خادم. الگوي فرماندهان در ايثار و فداكاري امام خميني (ره) بود. موقعي كه ارتش بعث عراق در 31 شهريور با 120 فروند هواپيما به ما حمله كرد امام گفت كه «ديوانه‌اي پيدا شده و سنگي در چاه انداخته است.»

امام تأكيد بر تكليف داشت و برايش نتيجه فرع تكليف بود و فرماندهان نيز خود را در قبال حفظ نظامي اسلامي مكلف مي‌دانستند و ايثار در تكليف‌محوري آنها معني پيدا مي‌كرد.

9. اخلاق‌مداري: فرماندهان اخلاق را به صورت عملي پياده مي‌كردند. موقع نماز اولين نفر بودند. امكانات را نخست براي نيروها مي‌خواستند و امكانات براي فرماندهي در وهله آخر قرار داشت. تلاش داشتند غذاي گرم و باكيفيت به نيروها بخصوص در خط برسانند و پزشكان خوب را براي نيروها حاضر كنند.

مثلاً مرتضي قرباني سفارش داده بود كه از شمال براي بچه‌ها كنسرو كله پاچه درست كنند و بياورند.  تأثير روحي -رواني اين مسئله را در نظر بگيريد كه تا چه اندازه زياد است.

توجه به رزمندگان در بالاترين حد خود بود و وقتي رزمنده مي‌بيند كه تا چه اندازه برايش ارزش قائل هستند، قوت مي‌گيرد. شهيد همت مي‌گفت خدا لعنت كند فرماندهي را كه سوار ماشين باشد و در راه بسيجي را سوار نكند.

10. تحمل سختي‌ها: فرماندهان كمتر از همه استراحت و بيشتر از همه كار مي‌كردند. اين مسئله ناشي از انگيزه الهي نيروها بود. شهيد همت من چند سال است در جبهه هستم و مي‌بينم بسيجي‌ها مي‌آيند و شهيد مي‌شوند، من از روي اين شهدا خجالت مي‌كشم و از خدا شهادت مي‌خواهم و آخرش در جزيره مجنون شمالي شهيد مي‌شود.

يا مثلاً حاج احمد متوسليان زماني كه صهيونيست‌ها به جنوب لبنان حمله كردند، به همراه يك راننده و دو نفر ديگر، خود شخصاً براي تحليل مسايل و آوردن اسناد سفارت راهي بيروت مي‌شود.

11. شناخت دقيق منطقه و اشراف فرماندهي: فرمانده بايد نسبت به منطقه عملياتي خود اشراف داشته باشد و بداند نيروها را وارد چه منطقه‌اي مي‌خواهد بكند. فرماندهان ما خود براي شناسايي مي‌رفتند و تا حد ممكن اطلاعات كسب كرده و سپس اقدام مي‌كردند.

به صورت كلي فرمانده بايد به گونه‌اي باشد كه محبت تحت امرش را به دست بياورد و فخر نفروشد. در اين موقع است كه فاصله‌اي بين فرمانده و نيرو نخواهد بود. نظام بله قربان نبايد حاكم شود، چون در كشور اسلامي اين خريدار ندارد و نيرو بايد از فرماندهش خاطرجمع باشد.

مثلاً شهيد سردار همداني خود به سوريه رفت و در آنجا بسيج مردمي براي مقابله با داعش تشكيل داد، خودش به جاهايي مي‌رفت كه سوري‌ها نمي‌رفتند تا نشان دهد كه مي‌توان اين كارها را انجام داد.

درست است كه شهادت در پيش رو قرار دارد، اما شهادت نصيب هر كسي نمي‌شود. بايد در سپاه، كل نيروهاي مسلح و كل كشور اين روش حاكم شود و به اجرا درآيد. مجموع اين عوامل به اضافه دانش و تجربه نظامي فرماندهي لايق بار مي‌آورد و وي را آماده پاسداري از كشور مي‌كند.

 

 

منبع:

1. مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد