دوشنبه, 29 شهریور 1400
شناسه خبر:5246

گسترش سازمان رزم ارتش بعث عراق در سال 1361

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

افزايش تعداد نيروهاي نظامي يك كشور و گسترش سازمان رزم در نيروهاي مسلح امري ساده اي نيست كه بتوان با صدور دستور صرف نظامي و يا حكومتي، انتظار تحقق سريع آن را داشت. چرا كه جدا از مشكلات مربوط به تامين بودجه و نيروي انساني مورد نياز براي تشكيل يك يگان، مباحث مربوط به تامين تجهيزات و تسليحات مورد نياز، تامين مايحتاج عمومي، تامين غذاي روزانه، پرداخت مقرري ماهانه، ايجاد پادگان و پايگاه براي استقرار سربازان، برگزاري دوره هاي آموزشي و تربيت نيروي كارآزموده و ماهر و در نهايت تربيت و رشد كادر فرماندهي، موجب مي شود كه براي گسترش يگان هاي رزم در شرايط عادي، نياز به فرصت زماني چند ساله باشد و مطمئنا اين فرصت زماني در مواقع بحراني افزايش مي يابد.

گرچه موضوع گسترش سازمان رزم در شرايط جنگي،  بحثي نمي باشد كه مربوط به مقطع خاصي از جنگ باشد، تا پرونده‌ي آن بسته شود، بلكه اولويت‌ها و ضرورت‌هاي توسعه‌ي سازمان رزم و مباحث مربوط به آن، به دلايل متعددي از جمله آخرين وضعيت بوجود آمده از هر نبرد، شرايط سياسي و اقتصادي و تهديدهاي بوجود آمده جديد، موجب مي شود ضرورت گسترش سازمان رزم از شكل اوليه‌ي آن، به عنوان ضرورتي اجتناب‌ناپذير، به دفعات خود را نشان دهد.

در دوران دفاع مقدس ، فرماندهان سپاه،  از عمليات موفق ثامن‌الائمه(ع) و شكسته شدن حصر آبادان، كه زمينه‌ي جذب نيروهاي مردمي بيش از گذشته فراهم شد، تا عمليات والفجر 10، در چند مرحله اقدام به گسترش يگان رزم سپاه مي نمايند كه البته اين امر به مرور و با توجه به مقتضيات بوجود آمده و به مرور زمان صورت مي گرفت.*  موفقيت در بسيج نيروها به همراه ضرورت افزايش توان نظامي براي انجام عمليات گسترده، در واقع منطق گسترش سازمان سپاه را شكل مي داد.

اما با بررسي وضعيت ارتش عراق مشاهده مي شود، عراق در زمينه گسترش سازمان رزم توانايي غير عادي داشت. به گونه اي كه بعد از هر عمليات ايران، ضمن ترميم يگان هاي آسيب ديده، مبادرت به تشكيل يگان هاي جديدي نيز مي نمود.

گزارش هاي منتشر شده در خصوص گسترش يگان هاي رزم ارتش عراق حاكي از آن است كه نيروهاي نظامي عراق قبل از انقلاب اسلامي ايران در قالب 3 سپاه (اول، دوم، سوم)، شامل 4 لشكر پياده، 3 لشكر زرهي، 2 لشكر مكانيزه و 12 تيپ مستقل، سازمان يافته بودند و تعداد نيروهاي مسلح ارتش عراق به شرح زير بود: **

نيروهاي مسلح عراق ( قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران)

نيروي زميني   175000 نفر

نيروي هوايي و پدافند هوايي   22000 نفر

نيروي دريايي  6000 نفر

پليس و گارد مرزي  53000 نفر

چريك مسلح  6000 نفر
 

جمع كل : 262 هزار نفر
 
و به دنبال تصميم صدام براي حمله به ايران در سال 1359، ظرف مدت كوتاهي ارتش عراق قبل از جنگ، سازمان رزم خود را توسعه و گسترش داد و تغييرات زير را ايجاد كرد:

ـ تأسيس لشكر12 زرهي.

ـ تأسيس لشكر11 پياده با برداشت 3 تيپ از نيروي پليس.

ـ افزايش 12 تيپ مستقل به 15 تيپ با احضار متولدين سال‌هاي 1949 تا 1957.

نيروي فوق در قالب 3 سپاه (اول، دوم، سوم) شامل 12 لشكر، متشكل از 5 لشكر زرهي، 2 لشكر مكانيزه و 5 لشكر پياده و همچنين 3 تيپ نيروي مخصوص و نيروهاي گارد رياست جمهوري و حدود 20 تيپ مرزي سازمان يافته بود. استعداد نيروي جيش‌الشعبي عراق نيز حدود نيم ميليون نفر برآورد مي‌شد كه تا سقف يك ميليون نفر قابل افزايش بود.

تعداد نيروهاي نظامي عراق در زمان حمله به ايران به اين شرح بود:

نيروهاي نظامي عراق در زمان حمله به ايران

نيروي زميني  195تا220 هزار نفر

نيروي هوايي و پدافند هوايي  25000 نفر

نيروي دريايي   7000 نفر

پليس و گارد مرزي  42000 نفر

جيش الشعيبي  500000 نفر
 
جمع كل : 769 تا 794 هزار نفر

بعد از عمليات بيت المقدس و آسيب جدي 8 لشكر و 13 تيپ عراقي در اين نبرد، نيروهاي نظامي عراق ناچار به عقب نشيني سراسري از عمده اراضي اشغالي ايران و استقرار در نقاط سوق الجيشي مي شوند، اما در فرصت بوجود آمده ناشي از آرامش حاكم در جبهه هاي جنگ بعد از عمليات رمضان تا ابتداي سال 62، ارتش عراق دست به بازسازي سازمان رزم خود و حتي گسترش آن مي زند.

نكته جالب در بازسازي و گسترش سازمان رزم ارتش عراق، سازماندهي مجدد 12 لشكر قبلي و ايجاد و تجهيز سه لشكر جديد در مدت تقريبي 9 ماهه مي باشد.

توانايي عراق در ترميم و گسترش سازمان رزم خود بعد از انقلاب و در مدت جنگ تحميلي، ناشي از حمايت هاي همه جانبه جهاني از صدام و بسيج صد در صد امكانات كشورعراق و به كارگيري آن در جنگ، به منظور جلوگيري از شكست  در برابر ايران بود. در حاليكه نيروهاي مسلح ايران در تامين نيازهاي خود با دشواري روبرو بودند، در 8 سال جنگ تحميلي سيل كمك هاي مالي و تسليحاتي و مستشاري و اطلاعاتي از سوي كشورهايي همچون عربستان، كويت، اردن، مصر، سودان، يوگسلاوي، آرژانتين، برزيل، فرانسه ... ودر راس آنها شوروي سابق به طرف عراق سرازير شد.

حمايت هاي بعمل آمده در كنار پشتكار حكومت بعث سبب شد، ارتش عراق در طول جنگ تحميلي چندين مرتبه بازسازي و گسترش يابد و در نهايت در روزهاي پاياني جنگ، ارتش عراق به يك ميليون نظامي زبده و ماهر افزايش يابد.

بر طرف نمودن ضعف نيروهاي مسلح ايران در گسترش و سازماندهي سازمان رزم،  از همان ابتدا مورد توجه و اهتمام فرماندهان بود، اما مشكلات و تحريم ها از يك طرف و عدم اجبارمردم به حضور در جبهه هاي جنگ از طرف ديگر موجب مي شد اين ضعف تداوم يابد.

سردار رحيم صفوي مسئول وقت طرح و عمليات ستاد مركزي سپاه در هم‌انديشي دو روزه فرماندهان سپاه  كه در فروردين 1362 با موضوع بررسي آخرين تحولات جنگ، برنامه‌هاي پيش روي و مشكلات موجود در اجراي مأموريت‌هاي سپاه برگزار گرديد، ضمن ارائه گزارش جالبي از سازمان رزم عراق و گسترش آن طي چند ماه به توانايي‌هاي عراق در سازماندهي، تحرك و جابه‌جايي نيروها، شيوه هاي كسب اطلاعات ومشكلات نيروهاي نظامي ايران خصوصاً سپاه دراين‌زمينه‌ها اشاره مي نمايد.

تارنماي دفاع مقدس با هدف بيان حقايق جنگ تحميلي و مشكلات پيش روي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران،

بخشي از سخنان مسئول وقت طرح و عمليات ستاد مركزي سپاه را به شرح زير درج و نشر مي نمايد:

در هم‌انديشي فرماندهان سپاه كه طي دو روز به تاريخ 30-31 فرورردين 1362 در تهران برگزار شد، آخرين تحولات جنگ، برنامه‌هاي پيش روي و مشكلات موجود در اجراي مأموريت‌هاي سپاه مورد بررسي قرار گرفت. رحيم صفوي مسئول طرح و عمليات ستاد مركزي ازجمله سخنرانان اين گردهمايي بود كه درباره مسائل كلان عملياتي و وضعيت فعلي دشمن مطالبي را بيان كردد.

وي گفت: «آنچه كه در رابطه‌ با جبهه و شرايط فعلي جنگ هست خدمت برادران گفته ‌مي‌شود و اميدواريم بتوانيم يك تحولي در امر جنگ به ياري خدا به وجود بياوريم.

طرز تلقي ما از جنگ اين بود كه تا زمان فتح خرمشهر ما در يك برهه‌‌اي از تاريخ جنگ قرار ‌مي‌گرفتيم و بعد از فتح خرمشهر به‌طوركلي صحنه‌ عمليات و صحنه جنگ تغيير كرد و يك روال جديدي را پيدا كرد. اين موقعيت هم ازنظر وضعيت زمين جنگ (شرايط اقليمي) كه داشت و هم ازنظر سازمان نيروهاي دشمن و هم ازنظر استراتژي كه دشمن در مقابل ما گرفت، متغير شد. دشمن نيروهاي خود را عقب برد (از سومار، قصرشيرين و محورهايي كه خود را در خطر ‌مي‌ديد.)

البته عمدتاً از غرب و اين طرح عقب‌نشيني (پدافند) آنها توسط كميسيوني متشكل از افسران عالي‌رتبه عراق (با گذاشتن جايزه براي بهترين طرح) تهيه و تصويب شده بود كه مدارك آنها در دست ما هست. دشمن شيوه نظامي خود را عوض كرد (نيروهاي خود را عقب برد و جناح‌هاي خود را از دسترسي ما دور كرد) و با اين كار هم مسافت مراسلاتي خود و هم مسافت تداركاتي خود را با نيروها نزديك‌تر كرد.

كار دوم دشمن تغيير شيوه سياسي و تبليغاتي بود؛ يعني صدام و تمام پشتيبان‌هاي او طالب صلح شدند و موضع خود را به اين عنوان كه ما به خطوط مرزي خود برگشته‌ايم و ما داخل خاك خودمان هستيم و صلح‌طلب هستيم جلوه داده‌اند. به‌طوري‌كه در نمازجمعه خود، كه 100 نفر هم نبودند، دقيقاً اين امر را با آيات و روايات بيان ‌مي‌كنند و در جاهاي ديگر به همين نحو انجام ‌مي‌دهند.

عراق هم شيوه‌هاي تاكتيكي و نظامي خود را عوض كرده و هم شيوه‌هاي تبليغاتي و سياسي و از طرف ديگر، براي ما روشن شد كه يك واكنش سريعي در سياست‌هاي امريكا و شوروي و اروپاي غربي و شرقي نسبت به صدام به وجود آمد و يك دفعه خوف عظيمي آنها را گرفت و اينها به اين نتيجه رسيدند كه شكست صدام شكست قطعي امريكا و شوروي است. از وزير دفاع امريكا گرفته تا شوروي و غيره صريحاً اعلام كرده‌اند كه شكست صدام و ورود ايران به خاك عراق براي ما قابل‌تحمل نيست و با تمام قدرت ايستاده‌اند كه صدام را نگه دارند.

در عمليات گذشته [والفجر] ظرف چهار الي پنج روز، [ارتش عراق] يك ميليون و دويست هزار مهمات توپ و خمپاره بر سر نيروهاي ما ريخت. دستگاه‌هاي استراق‌سمع نيروهاي عراق كه قبلاً در رده لشكرها و سپاه‌ها بود الآن در رده تيپ آمده است. يعني تمام بي‌‌سيم‌ها و تلفن‌هاي ما را از خط مقدم كنترل ‌مي‌كند، همان‌طوري‌كه ما كنترل ‌مي‌كنيم و ظرف دو ماه گذشته، نزديك به 400 تانك تي54 از لهستان و مقدار زيادي موشك هوابه‌زمين، هوابه‏ هوا، زمين‌به‌زمين دريافت كرده است.

عراق شيوه‌هاي جنگ ما را از عمليات‌هاي پي‌درپي و اسراي ما فهميده است و تمام امكانات خود را درجهت مقابله با اين شيوه به كار گرفته است. عراق ديگر فهميده است كه خاكريز نزند چون ‌مي‌داند كه نيروهاي ما از خاكريزهاي آنها به‌راحتي استفاده ‌مي‌كنند. به‌هيچ‌وجه تانك و نفربر را به خط اول نمي‌آورد. تيپ‌هاي سازماني خود را در خط اول نمي‌آورد چون مي‌داند كه منهدم و از بين مي‌روند.

طبق بررسي كه ما از عراق مي‌كنيم از فرماندهي، آموزش، استعداد نيروهاي سازماني، قدرت آتش، قدرت تحرك، اطلاعات، ضداطلاعات، فرماندهي و لجستيكي، جمعاً از ما قوي‌تر هستند.

فرماندهي عراق ايمان ندارند، ولي يك فرماندهي خشك و ديكتاتوري دارند؛ مثلاً در همين عمليات والفجر به‌خاطر اينكه يك سرباز عراقي مي‌خواست تيرباري را كه بچه‌هاي ما را مي‌زد خفه كند همان‌جا با 80 نفر ديگر اعدام شدند.

كليه مراكز آموزشي عراق به‌طور فعال كار مي‌كند به‌طوري‌كه نيروهاي احتياط ارتشي خود را نيز بعد از 75 روز آموزش به جبهه مي‌فرستد و سطح و كيفيت آموزش عراق بالا رفته است. كليه عواملي كه باعث شكست و يا پيروزي آنها در عمليات‌ها هست دقيقاً توسط محققين عراقي بررسي و تحليل و نتيجه‌گيري مي‌شود و نتيجه را در عمليات‌هاي خود به كار مي‌گيرند.

استعداد نيروهاي سازماني و سازمان رزمي عراق به‌حدي است كه علاوه‌بر آن 12 لشكري كه داشت، حداقل 3 لشكر ديگر به وجود آورده است (نزديك به 60 تيپ) و اين تيپ‌هاي جديد را از افرادي كه كادر مرزي بوده و يا محافظين چاه‌هاي نفت و نيروهاي جيش‌الشعبي و يا پاسبان‌ها بوده تشكيل داده است.

كادر فرماندهي عراق از ما ضربه كاري نديده است و اسكلت ارتش عراق هنوز پابرجاست. قدرت آتش عراق حداقل 20 برابر ما هست، عراق درزمينه هوايي و زميني حجم آتش (از سلاح‌هاي سبك گرفته تا سلاح‌هاي نيمه‌سنگين و سنگين) زيادي دارد. قدرت تحرك عراق به‌قدري زياد است كه ظرف 24 ساعت يك تيپ خود را از مندلي به جنوب منتقل مي‌كند.

عراق براي تيپ10 زرهي خود براي هر تانك يك تريلي دارد و اين امر و وجود جاده‌ها باعث تسريع در انتقال است. كليه بي‌‌سيم‌هاي اين تيپ رمزكننده دارد و تجهيزات مخابراتي فراواني از فرانسه گرفته است.

امكانات اطلاعاتي عراق از هوايي گرفته تا زميني و غيره،  و حتي عراق يكي از امتيازات خود را از ارتباط با رجوي مي‌داند، چون مي‌گويد رجوي قول داده كه كليه اطلاعات نظامي را در اختيار بگذارد. تحليل رجوي اين است كه با شكست ايران استراتژي‌شان قوي مي‌شود و اكثر اطلاعات توسط منافقين به عراق مي‌رسد و ما نمونه‌هاي بارزي داريم و امكانات اطلاعاتي عراق به‌مراتب قوي شده است و اطلاعات ما ضعيف است. ضداطلاعات ما ضعيف است و با مقايسه مراتب بالا مي‏ببينيم ما چه امتيازاتي داريم.

فرماندهي ما شهيد زياد داشته است درصورتي‌كه پرورش فرمانده ما بسيار كم و يا اصلاً نبوده و اولين كمبود ما فرمانده است. و ما هيچ چاره‌‌اي نداريم جز اينكه ضعف‌هاي موجود در سپاه را برطرف كنيم و روي اين ضعف‌ها هم كار شد و حل‌شدني است و عمده آن استحكام لشكرها و بالابردن كيفيت لشكرها است كه با بالارفتن كميت لشكرها، كيفيت لشكرها پايين آمده است و مقدار شهداي ما بيشتر شده است.

درحال‌حاضر، قرار است كه مناطق تعداد بيشتري پاسدار به لشكرهاي خود اعزام كنند كه اين امر مستلزم يك آموزش با كيفيت بالا است كه براي گذاشتن اين آموزش مناطق از پادگان‌هاي آموزشي خود در لشكرها و مناطق استفاده كنند و اگر لازم مي‌بينند پادگاني براي هر منطقه در جبهه تدارك ببينند. محل اين پادگان‌ها براي مناطق اكثراً مشخص شده است، ولي لازمه اولين چيز براي ساختن اين پادگان‌ها مكان است.

درحال‌حاضر، ما تعداد مشخصي نيرو در دست نداريم كه بتوانيم برحسب آن طرح و عمليات بريزيم و همين امر باعث مي‌شود كه فاصله بين عمليات‌هاي ما نسبتاً زياد باشد و براي رفع اين مشكل بايد هماهنگي بين منطقه با نيروهاي پايگاهش بشود و هماهنگي بين مناطق جهت اعزام نيرو كه در يك تاريخ مشخص با ايجاد يك هماهنگي در سطح مناطق اعزام نيرو انجام شود و با اين امر بسياري از مشكلات حل مي‌شود.

در قسمت‌هايي كه گفته شد از فرماندهي، آموزش و اطلاعات، استحكام سازمان رزمي، تجهيزات مخصوصاً امكانات لجستيكي به‌خصوص تعمير و نگهداري ضعيف هستيم كه بايد براي هركدام برنامه‌ريزي كرد و ضامن اجرايي اين برنامه‌ها هم خود مناطق هستند. يعني اگر از مركز برنامه گذاشته شود، در مناطق اجرا نكنند فايده‌‌اي ندارد و بايد هماهنگي باشد و اگر ما بتوانيم اين برنامه‌ها را اجرا كنيم و در شيوه عمليات نظامي خود تغييري به وجود بياوريم، ان‌شاءالله مي‌توانيم اين جنگ را به‌نحو احسن به اتمام برسانيم.

در غير اين صورت، خطري كه واقعاً الآن به‌صورت روشن ما را تهديد مي‌كند يك خطر صلح تحميلي است كه دارد فشار مي‌آورد و مسئله هم جدي است و مسئولين مملكت فشار مي‌آورند كه تكليف جنگ را روشن كنيد و اين امر را كتباً از ما خواسته‌اند و ما درصورتي مي‌توانيم به جنگ ادامه دهيم كه اولين مشكل كه نيرو هست حل شود و ديگر مسائل ازقبيل كيفيت آموزش و فرماندهي مي‌شود كه در درازمدت حل شود.».

* گزارش تغيير سازمان رزم سپاه در سال 1361 در آدرس http://defamoghaddas.ir/fa/node/8395  قابل مشاهده است.

** كتاب جنگ ايران و عراق، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درويشي، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.

 

منبع:  سند شماره 312566 مركز مطالعات و تحقيقات جنگ: از ستاد مركزي سپاه (طرح و برنامه) به مناطق يازده‌گانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (فرماندهي)، 1362/1/31، صص 14 - 12.

 

 

منبع:

1. مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد