چهارشنبه, 02 تیر 1400
شناسه خبر:5355

دو دليل براي افزايش توان دفاعي و نظامي کشور

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

موضوع مهم اين است كه يكي از برجسته‌ترين كاركردهاي ديپلماسي به‌عنوان يكي از عناصر قدرت، همان‌گونه كه جرج كنان، ديپلمات آمريكايي و يكي ديگر از نظريه‌پردازان واقع‌گرا عنوان مي‌كند، «خنثي كردن تعارضات بين‌المللي و تعديل تفاوت‌ها» است (مشيرزاده، ۱۳۸۴: ۹۹).

اين در حالي است كه اين كاركرد در پسابرجام در روابط ميان آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي با جمهوري اسلامي ايران عملي نشد و به‌خصوص از شدت دشمني آمريكايي‌ها با جمهوري اسلامي ايران كاسته نشد. الگوي رفتاري دولت و نهادهاي قدرت آمريكايي در پسابرجام بيانگر تداوم دشمني با جمهوري اسلامي ايران است.

اذعان صريح برخي از نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا مبني بر ناديده گرفتن و حتي پاره كردن برجام در صورت وارد شدن به كاخ سفيد و همچنين تعلل دولت آمريكا در رفع موانع انجام تعاملات اقتصادي به‌خصوص تحريم‌ها، ازجمله نشانه‌هاي تداوم اين دشمني آمريكايي است.

صرف‌نظر از مجاهدات تيم مذاكره‌كننده و داده‌ها و ستانده‌ها از مذاكرات هسته‌اي، موضوعي كه در حين مذاكرات نيز بارها توسط قدرت‌هاي غربي به‌خصوص آمريكا مطرح و در فاصله‌ي كوتاهي پس از برجام نيز به دستاويز جديد آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي براي برنداشتن تحريم‌ها و حتي اعمال تحريم‌هاي جديد تبديل شد، توانمندي موشكي جمهوري اسلامي ايران است. اكنون تهديد تحريم با ادعاي فعاليت هسته‌اي غيرصلح‌آميز به تهديد تحريم به‌واسطه‌ي ادامه‌ي فعاليت موشكي تبديل شده است. اين در حالي است كه تقويت توانمندي و ظرفيت دفاعي و موشكي جمهوري اسلامي ايران در محيط منطقه‌اي كنوني غرب آسيا يك ضرورت است.
 
قدرت دفاعي و موشكي؛ ديگر منبع مهم قدرت

نظريه‌پردازان نوواقع‌گرا در روابط بين‌الملل بر اين باور هستند كه نظام بين‌الملل (و بالطبع نظام منطقه‌اي غرب آسيا)، ساختاري آنارشيك دارد. مهم‌ترين اصل در اين محيط آنارشيك، «بي‌اعتمادي به ديگر بازيگران و اتكاي به خود» است. عقلانيت بازيگران ايجاب مي‌كند كه تأمين امنيت خود را به ديگر بازيگران واگذار نكنند و هريك از كشورها به‌تنهايي درصدد تأمين امنيت از طريق افزايش قدرت خود برآيد. قدرت از اين منظر، في‌نفسه هدف و غايت سياست خارجي كشورها نيست، بلكه ابزار مفيد و مؤثري براي تأمين امنيت است.

ازاين‌رو، هدف غايي كشورها در نظام بين‌الملل تأمين امنيت است، نه كسب قدرت. دليل امنيت‌طلبي از طريق كسب قدرت نيز بسيار ساده است، چون هرچه قدرت و مزيت و برتري نظامي يك كشور بر ديگران بيشتر باشد، ضريب امنيتي آن بالاتر خواهد بود (دهقاني فيروزآبادي، ۱۳۹۰: ۳۷-۳۶).

عقلانيت بازيگران ايجاب مي‌كند كه تأمين امنيت خود را به ديگر بازيگران واگذار نكنند و هريك از كشورها به‌تنهايي درصدد تأمين امنيت از طريق افزايش قدرت خود برآيد. قدرت از اين منظر، في‌نفسه هدف و غايت سياست خارجي كشورها نيست، بلكه ابزار مفيد و مؤثري براي تأمين امنيت است. ازاين‌رو، هدف غايي كشورها در نظام بين‌الملل تأمين امنيت است، نه كسب قدرت.

اين شرايط درباره‌ي منطقه‌ي غرب آسيا و الگوهاي رفتاري برخي از كشورها از جمله جمهوري اسلامي ايران به‌وضوح وجود دارد. به دو دليل مهم منطقه‌اي، تقويت اصل «خودياري» در الگوي رفتار امنيتي جمهوري اسلامي ايران در غرب آسيا يك ضرورت ‌انكارناپذير محسوب مي‌شود.

اين دو دليل عبارت‌اند از:

۱. افزايش توليد تهديد و خشونت در منطقه‌ي غرب آسيا

در منطقه‌ي غرب آسيا به‌دليل اينكه شاهد بي‌نظمي سياسي، از بين رفتن سامان سياسي در برخي از كشورها، دولت‌هاي ضعيف يا اخيراً ضعيف‌شده و به‌ويژه چهار جنگ در سوريه، عراق، يمن و فلسطين اشغالي است، توليد تهديد و خشونت افزايش بي‌سابقه‌اي يافته است. در واقع، همه نوع بحران (جنگ داخلي، جنگ بين كشورها، اعتراض‌هاي ضدحكومتي، دولت‌هاي ضعيف و دولت‌هاي ورشكسته، تهديد تروريسم) در محيط كنوني غرب آسيا وجود دارد كه سبب افزايش توليد تهديد و خشونت در اين منطقه شده است.

به‌استثناي مشكلات داخلي كشورها، مجموعه‌اي از بازيگران «مولد خشونت و تهديدزا» شامل دولت‌هاي قرون‌وسطايي، رژيم جعلي صهيونيستي و به‌خصوص سازمان‌هاي تروريستي در منطقه‌ي غرب آسيا وجود دارند كه الگوهاي رفتاري آن‌ها ضريب خشونت و تهديد در اين منطقه را افزايش داده است.

رژيم‌هاي قرون‌وسطايي در منطقه‌‌ي غرب آسيا، كه در كشورهاي عربي ساختار قدرت خانوادگي ايجاد كرده‌اند و در سطح محلي و ملي با ويژگي‌هايي نظير مقابله با مخالفان و ناراضيان سياسي و اصرار بر كنترل كامل ديوان‌سالاري و نهادهاي سياسي شناخته مي‌شوند، در سطح منطقه‌اي با رژيم‌هايي نظير رژيم جعلي صهيونيستي، نوعي همبستگي به وجود آورده‌اند. اين رژيم‌ها ائتلاف‌هايي را ضد رقباي قدرتمند منطقه‌اي و همچنين عليه بازيگران كوچك‌تر غيرهمسو ايجاد كرده و ميزان تهديدها و به‌طور كلي آنارشي در محيط ذاتاً تنش‌زاي غرب آسيا را شديداً افزايش داده‌اند. نمونه‌ي آشكار اين الگوي رفتاري، اقدام عربستان سعودي در حمله به يمن است كه در فروردين ۱۳۹۵ (مارس ۲۰۱۶) وارد دومين سال خود شد.

رژيم صهيونيستي ديگر بازيگري است كه مهم‌ترين كاركرد آن در منطقه‌ي غرب آسيا، توليد خشونت و تحميل جنگ بر منطقه‌ي غرب آسياست. اما موضوع عجيبي كه از زمان جنگ پنجاه‌روزه‌ي سال ۲۰۱۴ رژيم صهيونيستي ضد باريكه‌ي غزه رخ داده اين است كه نه‌تنها دفاع از آرمان‌هاي فلسطين توسط حكام عرب ناديده گرفته شده، بلكه با مديريت آمريكا، حتي روابط كشورهايي نظير عربستان، قطر و امارات با رژيم صهيونيستي روند بهبودي را طي كرده است. در واقع آنچه سبب اين سير صعودي روابط شده، ناديده گرفتن خشونت توليدشده توسط طرف مقابل است و حتي رژيم اسرائيل براي تطهير نسبي خود از القابي نظير «رژيم كودك‌كش» از افزايش الگوي رفتاري خشونت‌زا توسط كشورهاي عربي حمايت مي‌كند.

سازمان‌هاي تروريستي كه عمدتاً از حمايت مالي و لجستيكي نظام سلطه برخوردارند، سومين دسته از بازيگران تهديدزا در محيط منطقه‌اي غرب آسيا هستند. سازمان‌هاي تروريستي يكي از معروف‌ترين گروه‌هاي ناقض امنيت انساني در جهان به‌شمار مي‌روند كه در شكل جهاني و فراملي پديده‌ي نسبتاً جديدي هستند و به دهه‌ي ۱۹۷۰ مربوط مي‌شوند. شبكه‌ي القاعده و گروه تروريستي داعش از مهم‌ترين سازمان‌هاي تروريستي هستند كه به‌خصوص در محيط غرب آسيا حضور گسترده‌اي دارند و به ايجاد خشونت افتخار مي‌كنند.

موضوع مهم توليد تهديد و خشونت توسط هر سه دسته از اين بازيگران عليه جمهوري اسلامي ايران و متحدان منطقه‌اي آن‌هاست. سير صعودي تعارض‌هاي هويتي با كشورهاي عربي به‌خصوص عربستان سعودي پس از بيداري اسلامي اخير در جهان عرب سبب شد رژيم‌هاي مستبد عربي به‌نوعي در سطح اول دشمني با جمهوري اسلامي ايران قرار گيرند. اين رژيم‌ها ضمن اينكه عليه جمهوري اسلامي ايران و متحدان منطقه‌اي آن اقدام مي‌كنند، سطح روابطشان را از دشمني با رژيم صهيونيستي به همكاري و همسويي با اين رژيم تغيير داده‌اند. به عبارت ديگر، نوعي «اتحاد نانوشته» ميان رژيم‌هاي مستبد عربي و رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي ايران و متحدان منطقه‌اي آن ايجاد شده است.

در اين ميان، اقدام‌هاي گروه‌هاي تروريستي نيز بر شدت تهديدها افزوده است. آنچه تهديد تروريستي براي امنيت و منافع ملي جمهوري اسلامي را شدت مي‌بخشد و همچنين لزوم تقويت قدرت دفاعي كشور را افزايش مي‌دهد، اين است كه سازمان‌هاي تروريستي به‌دنبال دولت-ملت‌سازي در محيط منطقه‌اي غرب آسيا هستند و بخش‌هاي زيادي از سرزمين عراق و سوريه، دو متحد مهم جمهوري اسلامي ايران در منطقه، بخش اصلي سرزمين تحت حاكميت ادعايي تروريست‌ها را شكل مي‌دهند.

عربستان سعودي طي سال‌هاي ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۲ از ۱۶ كشور مجموعاً ۶.۶۷۹ ميليارد دلار سلاح خريداري كرد كه بيشترين آن از آمريكا به ارزش ۲.۶۶۱ ميليون دلار، انگليس ۱.۴۹۳ ميليون دلار و فرانسه ۱.۴۷۰ ميليون دلار بود. در سطح جهاني نيز آمريكا در سال ۲۰۱۴ با ۲۳.۷ ميليارد دلار بزرگ‌ترين صادركننده‌ي سلاح در جهان بود كه يك‌سوم همه‌ي صادرات سلاح در جهان را شامل مي‌شود و ۱۹ درصد در مقايسه با سال ۲۰۱۳ رشد داشته است.

۲. افزايش هزينه‌هاي نظامي و گسترش نظامي‌گري در منطقه‌ي غرب آسيا

ديگر دليلي كه تقويت توانمندي و قدرت دفاعي جمهوري اسلامي ايران را به يك ضرورت مهم تبديل مي‌كند، تلاش رقبا و ديگر قدرت‌هاي منطقه‌اي در تقويت توانمندي دفاعي‌شان است. افزايش هزينه‌هاي نظامي آن‌ها بيانگر اين تلاش است. عربستان سعودي در سال ۲۰۱۴ با پشت سر گذاشتن كشور هند، به بزرگ‌ترين واردكننده‌ي سلاح در سال ۲۰۱۴ تبديل شد. در سال ۲۰۱۴، عربستان سعودي ۶.۴ ميليارد دلار صرف واردات سلاح كرد كه ۵۴ درصد در مقايسه با سال ۲۰۱۳ رشد داشته است. هند به‌عنوان يكي از قدرت‌هاي مهم جهان، ۵.۵۷ ميليارد دلار در سال ۲۰۱۴ واردات سلاح داشته است.

در سال ۲۰۱۴، عربستان سعودي و امارات متحده‌ي عربي جمعاً ۸.۶ ميليارد دلار واردات سلاح انجام دادند كه بيش از واردات سلاح توسط كل اروپاي غربي بود (RT، ۹ مارس ۲۰۱۵). درعين‌حال، مطابق گزارش «مؤسسه بين‌المللي صلح استكهلم»، عربستان سعودي با ۸۷ ميليارد دلار بودجه‌ي نظامي (معادل ۵.۲ درصد بودجه‌ي نظامي جهان) اولين بودجه‌ي نظامي در منطقه‌ي غرب آسيا و سومين بودجه‌ي نظامي در جهان را پس از آمريكا و چين در اختيار دارد.

در سال ۲۰۱۵ بودجه‌ي نظامي ايالات‌متحده‌ي آمريكا ۵۹۶ ميليارد دلار (۳۶ درصد بودجه‌ي نظامي جهان) و بودجه‌ي نظامي چين ۱۸۹ ميليارد دلار (۱۳ درصد بودجه‌ي نظامي جهان) بود. بودجه‌ي نظامي عربستان سعودي در سال ۲۰۱۵ با ۸۷ ميليارد دلار، از بودجه‌ي نظامي قدرت‌هاي بزرگي نظير روسيه با ۶۶.۴ ميليارد دلار (۴ درصد بودجه‌ي نظامي جهان) و بريتانيا ۵۵.۵ ميليارد دلار (۳.۳ درصد بودجه‌ي نظامي جهان) بيشتر بوده است. (Stockholm International Peace Research Institute، آوريل ۲۰۱۶)

موضوع ديگر اين است كه ايالات‌متحده‌ي آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي در حالي با تقويت قدرت دفاعي و موشكي جمهوري اسلامي ايران مخالفت و آن را بهانه‌اي براي اعمال تحريم‌هاي جديد عنوان مي‌كنند كه بيشترين صادرات سلاح به منطقه‌ي پرآشوب غرب آسيا را انجام مي‌دهند. آمريكا در سال ۲۰۱۴ با ۸.۴ ميليارد دلار، بزرگ‌ترين صادركننده‌ي سلاح به غرب آسيا بود، درحالي‌كه در سال ۲۰۱۳ صادرات سلاح توسط آمريكا به غرب آسيا ۶ ميليارد دلار بود.

بريتانيا ۱.۹ ميليارد دلار، روسيه ۱.۵ ميليارد دلار، فرانسه ۱.۳ ميليارد دلار و آلمان يك ميليارد دلار در سال ۲۰۱۴ صادرات سلاح به غرب آسيا داشتند (RT، ۹ مارس ۲۰۱۵). ايالات‌متحده‌ي آمريكا از سال ۲۰۰۱ به بعد تأمين‌كننده‌ي اصلي تسليحات عربستان سعودي است.

عربستان سعودي طي سال‌هاي ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۲ از ۱۶ كشور مجموعاً ۶.۶۷۹ ميليارد دلار سلاح خريداري كرد كه بيشترين آن از آمريكا به ارزش ۲.۶۶۱ ميليون دلار، انگليس ۱.۴۹۳ ميليون دلار و فرانسه ۱.۴۷۰ ميليون دلار بود (Nierop، ۲۰۱۳: ۵۱). در سطح جهاني نيز آمريكا در سال ۲۰۱۴ با ۲۳.۷ ميليارد دلار بزرگ‌ترين صادركننده‌ي سلاح در جهان بود كه يك‌سوم همه‌ي صادرات سلاح در جهان را شامل مي‌شود و ۱۹ درصد در مقايسه با سال ۲۰۱۳ رشد داشته است.

روسيه با ۱۰ ميليارد دلار و ۹ درصد رشد، فرانسه با ۴.۹ ميليارد دلار، بريتانيا با ۴.۱ ميليارد دلار و آلمان با ۳.۵ ميليارد دلار، رتبه‌هاي بعدي در زمينه‌ي صادرات سلاح در سال ۲۰۱۴ را در اختيار دارند (RT، ۹ مارس ۲۰۱۵).

نتيجه

دولت‌هاي خردورز و هوشيار كه به‌دنبال امنيت هستند، از جمله ايران، به انجام اقداماتي نظير تقويت قدرت دفاعي تمايل دارند. در واقع پرآشوب‌تر شدن وضعيت در ساختار منطقه‌اي غرب آسيا، موجب مي‌شود تا ايران به‌عنوان يك «بازيگر خردمند»، برپايه‌ي بي‌اعتمادي به ساير كشورها، اعم از منطقه‌اي يا فرامنطقه‌اي، درصدد تأمين امنيت ملي خود از طريق حفظ و افزايش قدرت نسبي‌اش باشد. به عبارت بهتر، بيشينه‌سازي قدرت نظامي توسط ايران با هدف افزايش قدرت بازدارندگي و تأمين امنيت كشور انجام مي‌شود و قدرت هدف نيست، بلكه وسيله‌اي براي دستيابي به هدف است.

 

فهرست منابع

۱. دهقاني فيروزآبادي، سيدجلال (۱۳۹۰)، نوواقع‌گرايي و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، فصلنامه‌ي سياست خارجي، سال بيست‌وششم، ش۱.

۲. مشيرزاده، حميرا (۱۳۸۴)، تحول در نظريه‌هاي روابط بين‌الملل، تهران، انتشارات سمت.

۳. Madani, Amir (۱ June ۲۰۱۵), Stabilizing the Middle East, Huffington post,
http://www.huffingtonpost.com/amir-madani/stabilizing-the-middle-east.html

۴. Nierop, Paul (۲۰۱۳), Geopolitical Competition in the Middle East: A Critical Analysis of U.S – Iran
competition for the Regional order, University Van Amsterdam, http://dare.uva.nl/cgi/arno/show.cgi?fid=۴۹۲۷۵۴

۵. RT (۹ March ۲۰۱۵), Saudi Arabia becomes world’s top arms importer,
https://www.rt.com/news/۲۳۸۸۸۱-saudi-arabia-arms-import/

۶. -Stockholm International Peace Research Institute (April ۲۰۱۶), Recent trends in military expenditure,
http://www.sipri.org/research/armaments/milex/recent-trends

 

 

منبع:

1. پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي (مد‌ظله‌العالي)

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد