دوشنبه, 29 شهریور 1400
شناسه خبر:5458

شهيد مهدی باكري در فرهنگ دفاع مقدس يك واژه‌ي جاودانه است

  • انداز قلم
مقالات و تحلیل ها

انقلاب اسلامي ملت بزرگ ايران كه با دست باكفايت حضرت امام خميني(ره) بنيانگذاري شد و به ثمر نشست، دست‌آوردها و بركات فراواني به ارمغان آورد.

يكي از مهم‌ترين ثمرات آن پرورش نسل جوان و انقلابي و مؤمن بود كه در مقطع شروع انقلاب اسلامي (1342) پا به عرصه‌ي وجود گذاشت و در دوران اوج‌گيري انقلاب اسلامي (57-1356) شكوفا شد و در دوران دفاع مقدس به ثمر نشست، بخش عمده‌اي از اين نسل جوان را قشر دانشگاهي تشكيل مي‌دادند كه به‌دليل برخورداري از ويژگي‌هايي مانند آگاهي و روشن‌بيني، عدالت‌طلبي، وارستگي و روحيه‌ي ضد استبدادي و ظلم‌ستيزي، همواره در نوك پيكان حركت‌هاي انقلابي و آزادي‌خواهي قرار داشته‌اند.

شهيد همت، شهيد باكري، شهيد بروجردي، شهيد باقري، شهيد كاظمي، شهيد خرازي و ... همگي از همين قشر بودند كه اعتماد حضرت امام به جوانان و واگذاري مديريت صحنه‌ي دفاع مقدس به آنان موجب رشد و اعتلاي نسل انقلاب و موفقيت ملت مسلمان ايران در دفاع مقدس گرديد.

مهدي باكري دانشجو
 
در سال 1352 مهدي 19 ساله در رشته مهندسي مكانيك دانشكده فني دانشگاه تبريز پذيرش و مشغول ادامه‌ي تحصيل گرديد. در اين سال‌ها رژيم ستم‌شاهي پهلوي با توسعه‌ي سيستم امنيتي ـ پليسي و سركوب گسترده‌ي سازمان‌ها و اشخاص معترض و انقلابي، اختناق را به حد اعلاي خود رسانده بود در دانشگاه‌ها نيز با استقرار نيروهاي امنيتي تحت عنوان گارد دانشگاه كوچك‌ترين تحرك دانشجويي را با شديد‌ترين سركوب پاسخ مي‌دادند و به موازات آن فضاي بي‌بندوباري ترويج داده مي‌شد. بخش محدودي از دانشجويان كه فعاليت‌ سياسي داشتند نيز تحت تأثير افكار كمونيستي قرار داشتند كه به اصطلاح چپي ناميده مي‌شدند و در اين ميان بچه‌ مسلمان‌ها اقليتي بودند كه حتي نماز و روزه‌ي خود را مخفيانه به‌جا مي‌آوردند.

در چنين فضايي مهدي باكري به‌عنوان يك دانشجوي مسلمان با ايماني راسخ و محكم به راه خميني پرچم مبارزه را در دانشگاه تبريز برافراشت و اين در حالي بود كه به‌دليل شهادت برادر بزرگترش علي باكري در زير شكنجه ساواك (1351) تحت كنترل و فشار مضاعف رژيم قرار داشت. ولي اراده‌ي محكم و خلل‌ناپذير مهدي در مبارزه با استبداد داخلي و امپرياليسم آمريكا به‌عنوان حامي آن، بالاتر از آن بود كه با اين ترفندها مهار و محدود گردد. او با شكل‌دهي دانشجويان مسلمان در قالب انجمن دانشجويي و گروه كوه‌نوردي و ترويج معارف اسلامي و افكار انقلابي حضرت امام به فعاليت خود ادامه داد. 

از سوي ديگر ارتباط خود با علماي انقلابي و خط امام را توسعه داد ازجمله توسط يكي از همكاسي‌هايش به‌نام سيدعلي مقدم به حضور مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي كه در آن زمان در حومه‌ي مشهد مقدس جلسات قرآني براي جوانان داشتند، رسيد.

مهدي در انقلاب

مهدي در سال 1356 دوره‌ي كارشناسي خود را به پايان رساند و به خدمت سربازي اعزام شد و پس از طي دوره آموزشي در پادگان (01- تهران) در وزارت نيرو مشغول خدمت گرديد و براي اقامت شب‌ها به اتفاق چند نفر از هم‌دوره‌اي‌هاي دانشگاهي اتاقي را در خيابان نواب اجاره نمود و به فعاليت‌هاي انقلابي خود تداوم بخشيد. به‌طوري كه در يوم‌الله 17 شهريور 57 در ميدان شهدا (ميدان ژاله) در كانون حركت مردم مسلمان قرار داشت. سپس در آبان‌ماه 57 در اطاعت از دستور حضرت امام خميني(ره) كه سربازان را به ترك پادگان‌ها فرا خوانده بودند، محل خدمت خود را ترك نمود و در خيل خروشان و ميليوني ملت مسلمان و انقلابي قرار گرفت و در حركت‌هاي مردمي در تهران و اروميه به فعاليت پرداخت.

مهدي پس از پيروزي انقلاب اسلامي

سرنگوني رژيم استبدادي و وابسته‌‌ي پهلوي و استقرار حكومت اسلامي از آرمان‌ها و اهداف شهيد باكري در طول ساليان مبارزات وي بود و درحالي كه با پيروزي انقلاب اسلامي و پايه‌گذاري جمهوري اسلامي ايران توسط امام خميني(ره)، بخش اعظم آمال خود را تحقق يافته مي‌ديد لذا تمام وجود و زندگي خود را وقف استقرار اين نظام مقدس و دفاع از آن نمود و در تمام عرصه‌هاي سازندگي، فرهنگي، اجتماعي و امنيتي كه ايجاب مي‌كرد حاضر مي‌شد و به فعاليت مي‌پرداخت.

فعاليت در دادستاني انقلاب اروميه، قبول مسئوليت شهرداري اروميه از طرف شوراي شهر، انجام كار فرهنگي روي كارگران كارخانجات اروميه كه به تحريك ضد انقلاب قصد اعتصاب داشتند، مبارزه با گروهك‌هاي ضدانقلاب كومله و دمكرات به‌عنوان مسئول عمليات سپاه اروميه نمونه‌اي از تلاش‌ها و جان‌فشاني‌هاي شهيد باكري در اين مقطع بود.

مهدي باكري در دفاع مقدس

زماني كه رژيم خيانت‌كار بعثي با حمايت استكبار جهاني تهاجم ويرانگر خود را عليه ميهن اسلامي‌مان آغاز نمود و جان و مال و ناموس مردم بي‌دفاع و بي‌گناه پنج استان مرزي را مورد تعدي و تجاوز قرار داد و خانه و كاشانه آنان را لگدكوب توپ و تانك نمود، غيرت اسلامي آقا مهدي به جوشش درآمد و عليرغم اين‌كه با گروهك‌هاي ضدانقلاب درگير بود، عزم حضور در معركه‌ي نبرد با بعثي‌ها را نمود و به اتفاق يار و هم‌رزم خود شهيد حسن شفيع‌زاده با يك قبضه خمپاره 120 م  كه در آن زمان سلاح مؤثري به‌شمار مي‌آمد به جبهه جنوب شتافت و با بررسي كه درستاد عمليات اهواز انجام داد پرمخاطره‌ترين و آسيب‌پذيرترين جبهه را آبادان تشخيص داد كه پس از اشغال خرمشهر توسط دشمن بعثي محاصره شده بود و در معرض سقوط قرار داشت.

مهدي و حسن از طريق ماهشهر و خورموسي كه تنها مسير دسترسي به جزيره‌ي آبادان بود با مشقات فراوان و تحمل سختي‌ها و ناملايمات زياد توسط شناور بومي (لنج) خود را به آبادان رساندند و در ايستگاه هفت آبادان خمپاره خود را مستقر و به دفاع مشغول شدند و حضور آنان با اين سلاح نيمه‌سنگين، اميد و روحيه‌ي زيادي را به ارمغان آورد.

مرحله‌ي بعدي فعاليت‌هاي آقا مهدي در دفاع مقدس حضور وي در تيپ نجف اشرف به‌عنوان جانشين شهيد احمد كاظمي بود كه در عمليات‌هاي پيروزمند مقطع آزادسازي سرزمين‌هاي اشغالي (طريق‌القدس، فتح‌المبين، بيت‌المقدس) نقش مؤثر و تعيين‌كننده‌اي ايفا نمود و حركت مبتكرانه تيپ نجف اشرف در عمليات فتح‌المبين كه با عبور از تنگه زليجان و تك‌احاطه‌اي به ميشداغ كه موجب انهدام يك تيپ دشمن و باز شدن تنگه‌ي رقابيه گرديد. از فرازهاي بسيار ماندني و مثال‌زدني هشت سال دفاع مقدس است كه با فرماندهي شهيد باكري صورت گرفت.

مسئولين سپاه و فرماندهان جنگ با مشاهده لياقت و كارداني و سلحشوري آقا مهدي در عمليات رمضان فرماندهي تيپ عاشورا را به وي سپردند و او به سازماندهي و توسعه‌ي اين يگان پرداخت و با كادرسازي و جذب نيروهاي بسيج و تجهيز و گسترش آن توانست يگان را به سطح لشكر ارتقاء داده و به‌عنوان يگاني خط‌شكن و كارآمد در عمليات‌ها مطرح سازد به‌طوري كه در طول دفاع مقدس لشكر عاشورا نقش محوري و تعيين‌كننده‌اي در سازمان رزم سپاه به عهده داشت.

لشكر عاشورا
 
لشكر عاشورا بازتابي از وجود و خصوصيت‌هاي آقا مهدي بود. هر ويژگي‌ كه براي لشكر عاشورا معرفي مي‌شود بايستي آن‌را بارقه‌اي از وجود پربركت آقا مهدي دانست. براي اين كه او عصاره‌ي دانش و توانمندي و ابتكار و خلاقيت و ايمان و انگيزه خود را در رگ‌هاي يگان تحت مسئوليتش جاري نموده‌ بود. لشكر عاشورا خط‌شكن و دشمن‌شكن بود، چون مهدي اينگونه بود. لشكر عاشورا در پدافند مقاوم و شكست‌ناپذير بود. چون مهدي اين‌طور بود به‌طوري كه در استقامت و پايداري و صبر و تحمل سختي‌ها معروف بود و در قرارگاه‌ها و در بين فرماندهان و مسئولين جنگ لشكر عاشورا را يگاني مي‌شناختند كه دشمن قادر نيست به هيچ قيمتي آن را از مواضع تصرف‌شده عقب بزند. 

اين يگان در پدافند نيز اسوه و نمونه بود و مهم‌ترين علت آن حضور مداوم و شبانه‌روزي خود آقا مهدي در خط مقدم در روزهاي اوليه‌ي هر عمليات و آرايش‌داري و سازماندهي خط دفاعي با استحكامات و سلاح‌هاي مناسب بود. به طوري كه گاهي اوقات فرماندهان يگان‌هاي ديگر نيز از او دعوت مي‌كردند در خطوط آن‌ها حاضر شود و در مورد ترتيبات دفاعي به آن‌ها مشاوره بدهد.

در اردوگاه لشكر، چادر فرماندهي شهيد باكري در كنار چادر بسيجيان و با چند متر فاصله قرار داشت. لباس وي نيز از همان لباس خاكي بسيجيان بود به‌طوري كه از طريق لباس و ظواهر نمي‌شد تشخيص داد كه او فرمانده لشكر است. و خاطرات زيادي در اين رابطه از رزمندگان نقل شده است.

خود او در سخنراني‌هايش در جمع بسيجيان و با حضور فرماندهان و مسئولين لشكر تأكيد مي‌كرد كه ما نوكر شما هستيم و از نظر بهره‌مندي از امكانات (خوراك و پوشاك و ...) شما در اولويت مي‌باشيد و اگر چيزي باقي ماند، استفاده مي‌كنيم و از نظر كار نيز سخت‌ترين و خطرناك‌ترين كارها را ما بايستي انجام دهيم و شماها ارباب و ولي‌نعمت ما مي‌باشيد.

ولايت‌مداري و ولايت‌پذيري و عشق به حضرت امام راحل از ديگر ويژگي‌هاي برجسته‌ي آقا مهدي بود كه پيوسته در رفتار و گفتار او تجلي مي‌كرد و فضاي لشكر نيز بر اين محور شكل گرفته بود. همانطوري كه خود وي اطاعت از امام و سلسله‌مراتب فرماندهي را واجب و اصل مي‌دانست، ساير فرماندهان و نيروهاي لشكر نيز در اين امر ترديدي به خود راه نمي‌دادند و با دستور فرماندهي در ميان معركه و آتش به پيش مي‌رفتند به تعبير برخي دوستان، نيروهاي لشكر عاشورا، آقا مهدي را تجسمي از امام براي خود مي‌دانستند.

اخلاص خصوصيت بارز ديگري بود كه همگان باشنيدن نام آقامهدي در ذهن‌شان متبادر مي‌شد البته كار براي خدا و به قصد قرب الهي هدف و انگيزه همه‌ي رزمندگان دفاع مقدس بود لكن برخي‌ها مانند آقا مهدي در قله بودند و اسوه و الگو براي ديگران به‌شمار مي‌آمدند همين ويژگي نيز لشكر عاشورا را تحت تأثير خود قرار داده بود و در انجام مأموريت‌ها، توانمندي و ظرفيت مضاعفي براي لشكر ايجاد مي‌كرد.

در لشكر عاشورا همگان براي اداي تكليف از همديگر سبقت مي‌گرفتند و همواره براي انجام مأموريت دشوارتر و خطيرتر داوطلب بودند. اگر تيپ يا گرداني در احتياط قرار مي‌گرفت آن‌را به مثابه تنبيه براي خود محسوب مي‌كرد و پيوسته در انتظار شنيدن صداي آقا مهدي از بي‌سيم بودند كه آنان را به خط مقدم و ميدان درگيري فرا بخواند.

ايمان محكم و خلل‌ناپذير به خداوند و حقانيت راه امام و اعتقاد راسخ به پيروزي و نصرت‌ الهي، ويژگي بارز شهيد باكري بود كه تبلور آن در لشكر عاشورا و رزمندگان آن قابل مشاهده بود. او در صحبت‌هايش خطاب به هم‌رزمانش درك خود را از ايمان حضرت ابراهيم(س) چنين بيان مي‌نمايد كه در هنگام پرتاب ابراهيم به سوي آتش، او مطمئن بود كه به فضل الهي آتش او را نخواهد سوزاند و اگر لحظه‌اي در اين امر ترديد مي‌نمود، حتماً آتش او را مي‌سوزاند. و از نيروهايش  مي‌خواست كه با همان باور و اعتقاد ابراهيم‌گونه در ميان آتش و گلوله و تركش ميدان نبرد بروند.

عمليات‌هاي رمضان در شلمچه، مسلم‌بن‌ عقيل در ارتفاعات مرزي سومار، والفجر مقدماتي در جنوب فكه، والفجر 1 در شمال فكه، والفجر 4 در پنجوين عراق (غرب مريوان)، خيبر در طلائيه و جزاير مجنون، بدر در غرب هورالهويزه و رودخانه دجله در كارنامه عملياتي شهيد مهدي باكري به‌عنوان فرمانده لشكر عاشورا ديده مي‌شود.

مقطع حضور شهيد باكري در دفاع مقدس گرچه حدود نيمي از آن‌را شامل مي‌گردد (4 سال) لكن بستري براي درخشش او و شكوفايي استعدادها و ظرفيت‌ها و بروز قابليت‌ها و توانمندي‌هاي روحي و فكري وي بود.

در انتهاي جلسات عملياتي كه در قرارگاه با حضور فرماندهان يگان‌ها برگزار مي‌‌شد، فرمانده كل سپاه، شهيد باكري را فرا مي‌خواند و مشاوره خصوصي در مورد طرح عمليات با وي انجام مي‌داد چرا كه اعتقاد خاصي به شم‌ عملياتي و ديدگاه‌هاي آن شهيد داشت.

شهادت مزد مجاهدت

در عميات خيبر حميد باكري معاون  لشكر عاشورا به آرزوي ديرين خود نائل گرديد و به شهادت رسيد. او براي آقا مهدي فقط برادر و معاون نبود، بلكه يار و همسنگرش از آغاز انقلاب بود و به تعبير قرآن به منزله هارون براي موسي بود.

درد هجران حميد از يك‌سو و غم عقب ماندن از قافله‌ي شهدا از سوي ديگر بر دل آقا مهدي سنگيني مي‌كرد و به حركت او در مسير شهادت شتاب بيشتري مي‌داد.

عمليات بدر در سال بعدي جنگ (1363) باب شهادت را براي وي گشود و او در حالي كه آخرين ذرات وجود و هستي خود را نثار دفاع از اسلام و اعتلاي كلمه‌الله نمود و فرمانده تنها يگاني بود كه در اين عمليات از رودخانه دجله عبور كرد و به اتوبان بصره ـ العماره رسيد و در حالي‌كه با گردان خط‌شكن امام حسين (ع) سينه به سينه‌ي دشمن بعثي مي‌جنگيد، زخمي شد و به هنگام انتقال به عقب در رود دجله قايق حامل وي مورد اصابت موشك آرپي‌جي قرار گرفت و روح مطهرش به ملكوت اعلي پيوست و در جوار همرزمان شهيدش آرميد و پيكر پاكش به سوي دريا روانه شد.(25/12/1363)

مهدي در كلام رهبر

در تدارك برگزاري كنگره سرداران و رزمندگان شهيد آذربايجان در ملاقاتي كه به همراه هيئت اجرائي با مقام معظم رهبري داشتيم، ايشان از تعبير اعلام الهدي و منار التقي براي معرفي شهيد باكري‌ها استفاده كردند و فرمودند مهدي باكري نه فقط در ميدان جهاد و دفاع مقدس فرمانده بود بلكه با استعداد و توانمندي كه داشت در هر عرصه‌اي كه وارد مي‌شد چه فرهنگي چه سياسي و چه اقتصادي يك فرمانده مي‌شد.

ختم كلام

در تدارك در اين نوشتار مختصر، اشاراتي كوتاه و گذرا به برخي ابعاد وجودي و شخصيتي شهيد باكري شد لكن توصيف كامل وي نه در اين مقال مي‌گنجد نه در بضاعت اين قلم است. همه‌ي اين‌هايي كه ذكر شد و يا در اذكار ديگران آمده است، آقا مهدي است ولي آقا مهدي فقط اين‌ها نيست، آقا مهدي، آقاي مهدي است.

در فرهنگ دفاع مقدس، آقا مهدي يك واژه‌ي جاودانه است، واژه‌اي كه تداعي‌گر طيف گسترده‌اي از مفاهيم و معاني مقدس و ستودني است. نامي كه هنوز هم بعد از بيست و چند سال، هزاران جوان نسل سومي را كه حتي در زمان وي در قيد نبودند در مراسم بزرگداشت شهيد باكري به سالن‌ها و محافل مي‌كشاند.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

*همرزم شهيد سرتيپ پاسدار يعقوب زهدي

منابع:

1ـ صحيفه‌ي امام خميني(ره)

2ـ مهدي باكري ـ نوشته دكترحسين علائي

3ـ آثار كنگره سرداران شهيد آذربايجان

4ـ مشاهدات و خاطرات نگارنده

 

 

منبع:

1. خبرگزاري دفاع مقدس

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد