چهارشنبه, 16 آذر 1401
شناسه خبر:6015

عملیات كربلاي 5 به روايت پنتاگون

  • انداز قلم

آنتوني كردزمن از سرشناس ترين تحليل گران و كارشناسان نظامي آمريكا است. او 4 كتاب بسيار مهم درباره 4 جنگ بزرگ تاريخ معاصر تاليف كرده است و صدها عنوان مقاله درباره جنگ هاي مختلف در سراسر دنيا به رشته تحرير درآورده است.

مقالات و تحلیل ها

بديهي است كه از يك حقوق بگير پنتاگون نمي توان انتظار داشت در آثار خود بي طرفانه و صرفا با ديدگاه علمي ظاهر شود اما در هر صورت نوشته هاي او حاوي آمار و اطلاعات نه چندان دقيق اما روشنگر در زمينه جنگ هاي مورد نظرش مي باشد كه نتيجه دسترسي او به اسناد وزارت جنگ آمريكا است. نوشتار زير تحليل آنتوني كردزمن از عمليات در شرق بصره است. اين نوشتار به فاصله 2 يا 3 سال از پايان جنگ تحميلي به رشته تحرير در آمده است.

به همين دليل بديهي است كه جنبه عدم تبليغ به نفع ايران و جلوگيري از هژموني نظام انقلابي ايران در آن به دقت رعايت شده است. آمار هاي ارائه شده توسط او عمدتا با تكيه بر اطلاعات ارائه شده توسط سازمان هاي اپوزوسيون جمهوري اسلامي در آن سال ها تهيه شده است و به همين دليل داراي سطح بالايي از اغراق و بزرگ نمايي يا كوچك نمايي است اما نكات نزديك به حقيقتي هم در آن به چشم مي خورد كه حائز اهميت است .

عمليات نهايي ايران عليه بصره:

شكست ايران در كربلاي 4 مانع تلاش هاي ايران براي اشغال عراق نشد. تنها چند هفته پس از كربلاي 4 ايران دو عمليات جديد را آغاز كرد: اولين عمليات كربلاي 5 نام داشت و به قصد تصرف بصره انجام شد. دومين عمليات كربلاي 6 نام گرفت و عليه مناطق شمالي بغداد، مناطق ميان قصر شيرين و سومار صورت گرفت.

در ميان اين دو عمليات، كربلاي 5 عمليات مهمتري بود. همچنين برنامه ريزي آن نيز بهتر صورت گرفته بود.

ايران از سال 1985 براي حمله اي گسترده به بصره طرح هاي زيادي را امتحان كرده است. در طول تابستان و پاييز سال 1986 ايران تمرينات زيادي را در سواحل خزر و بندر انزلي انجام داد تا بدين وسيله امكان عمليات در موانع آبي مقابل بصره را بسنجد. در اين تمرينات نيرو هاي چند تيپ شركت داشتند. اين يكي از آمادگي هاي جدي اي بود كه نيرو هاي ايراني پس از شكست در بهار سال 1984، كسب مي كردند.

دراوايل ژانويه، ايران 200000 نفر از نيرو هاي خود را در جبهه هاي جنوب مستقر كرد و همين تعداد را نيز عراق به جبهه آورد. اما تعداد نيرويي كه در عمل وارد عمليات شدند بيش از 120000 تا 140000 نفر نبودند كه بيشتر آن ها را نيرو هاي پاسدار و بسيج تشكيل مي دادند. 60000 نفر از اين نيرو ها در حمله ي آغازين از مرز شلمچه كه 20 كيلومتر با بصره فاصله داشت، به سرعت پيشروي كردند. 60000 نفر ديگر آماده بودند كه به سرعت جايگزين شوند و 80000 نفر ديگر نيز در عقبه آماده ي انجام وظيفه بودند. 70

درصد اين نيرو ها بسيجي و پاسدار و 30 درصد بقيه ،نيروي ارتشي بودند. هدف تاكتيكي كربلاي 5 عبور از مرز هاي نزديك به بصره بود. سپس گذشتن از موانع آبي اطراف اين منطقه در نظر گرفته شده بود. نيرو هاي حمله كننده بايد در استحكامات دفاعي بصره نفوذ كرده و بصره و فاو را از عراق جدا مي كردند. اهداف استراتژيك و سياسي ايران در عمليات كربلاي 5 را تنها مي توان حدس زد.

شكست ايران در كربلاي 4 مانع تلاش هاي ايران براي اشغال عراق نشد. تنها چند هفته پس از كربلاي 4 ايران دو عمليات جديد را آغاز كرد: اولين عمليات كربلاي 5 نام داشت و به قصد تصرف بصره انجام شد. دومين عمليات كربلاي 6 نام گرفت و عليه مناطق شمالي بغداد، مناطق ميان قصر شيرين و سومار صورت گرفت. در ميان اين دو عمليات، كربلاي 5
عمليات مهمتري بود. همچنين برنامه ريزي آن نيز بهتر صورت گرفته بود.

حداكثر اهداف در نظر گرفته شده براي ايران اين موارد بود:

فتح بصره و به وجود آوردن يك پايتخت جايگزين حامي خميني در جنوب عراق،نابود كردن ارتش عراق در جبهه هاي جنوب،ساقط كردن رژيم بعث و حركت به سوي كربلا و نجف در شمال.

براي حداقل اهداف اين موارد را مي توان نام برد:

تضعيف ارتش عراق از طريق جنگ فرسايشي،تصرف بصره و متوجه كردن دولت هاي حاشيه ي خليج (فارس) نسبت به ضعف عراق.

ايران در رسيدن به اين اهداف با مشكلاتي جدي مواجه شد. عراق موانع دفاعي آبي و خاكي محكمي در اطراف بصره بنا كرده بود. تلاش هاي گسترده براي انجام عمليات
هاي مهندسي گسترده از سال 1981 آغاز و در سالهاي بعد با جديت پيگيري شد.

عراق يك مانع آبي طولاني را به عرض يك كيلومتر در شمال و جنوب بصره به وجود آورد. دقيقاً نزديك به گوشه ، جايي كه 90 درجه به شرق چرخش دارد، عراق با استفاده از موانع خاكي ، مانع زهكشي مرداب هاي منطقه مرزي شد.

در آغاز سال 1982 عراق درياچه ي بزرگي را به نام درياچه ماهي در عرض شط العرب در كنار بصره به وجود آورد. اين درياچه در نقطه اتصال ارتش سوم و هفتم عراق قرار داشت. درياچه ماهي پر از رادار هاي مراقبتي، موانع زيرآبي، سيم خاردار و مناطقي بود كه در آنها جريان برق فشار قوي عبور داده شده بود. عراق قادر بود به كمك گذرگاهي كه از نزديكي شلمچه آغاز مي شد و با استفاده از خاك ريز هاي كوچكي كه در درياچه قرار داشت، به سمت مواضع دفاعي خود در درياچه حركت كند. اين درياچه بزرگ به وسيله كانال ها و موانع آبي ديگري كه در هر نقطه ي ممكن احداث شده بود، تقويت مي شد. نزديك به 200 كيلومتر مربع موانع آبي به دفاع از مواضع نزديك به مرز كمك مي كرد و شط العرب نيز مانع
بزرگ ديگري بود كه دقيقاً در پشت اين موانع قرار داشت.

عراق با استفاده از مواضع دفاعي مستقر در بصره از موانع آبي خود حمايت مي كرد و اين مواضع هنگام حمله ي ايران شامل پنج تا شش حلقه مي شدند. عراق همچنين
خاكريز ها و موانعي دفاعي در مرز هاي شمالي شط ايجاد كرد. اين در حالي بود كه موانع آبي و مرداب ها مواضع دفاعي مستحكمي را در مقابل ايران به وجود آورده بودند. اما عراق يك سيستم دفاعي اضطراري را در نزديك مرز بنا نكرد. مواضع دفاعي عراق در بخش جنوبي شط به سمت شرق ابو الخصيب نيز مستحكم بود كه در آن يك مجتمع پالايشگاهي در نزديكي گوشه و در 10 كيلومتري بصره قراردارد.

اگر نيرو هاي ايراني در بعضي از حمله هاي غافلگرانه ي خود موفق عمل نمي كردند، اين مواضع تأثير گذار تر مي بودند. دليل اصلي اين غافلگيري ها هنوز مشخص نشده است. عراق متوجه آماده شدن ايران براي عمليات كربلاي 5 شد، اما نتوانست زمان و محل آغاز آن را پيش بيني كند. نيرو هاي عراقي مستقر در اين منطقه شامل چهار
لشكر و پنج تيپ گارد رياست جمهوري بودند.

عراق بايستي در آغاز حمله، دفاع محكمي را به كار مي بست. اما زماني كه حمله آغاز شد، تعدادي از يگان هاي دفاعي كليدي، خارج از منطقه بودند. دو لشكر از نيرو هاي عراقي در قسمت غربي شط قرار داشتند تا از بصره دفاع كنند، در نتيجه عراق نيروي كافي براي دفاع از منطقه جبهه ي خود در اختيار نداشت.
عراق همچنين متوجه تجربيات جنگ در نيزار و شبهه جزيره ي فاو در اوايل سال 1986 نبود. زماني كه نيرو هاي ايراني حمله ي خود را آغاز كردند، نيروهاي ذخيره عراق آماده حركت نبودند، به همين دليل به كندي حركت كردند.

عوامل فصلي نيز به نفع ايران بود:

سطح آب در نيزارهاي نزديك به بصره در حد بالاي خود نبود ،اما به اندازه اي عمق داشت كه قايق هاي موتوري ايران در آن آزادانه حركت كنند. در مقابل هرگونه حركت نيروي زرهي عراق غير ممكن بود، در نتيجه ايران در ابتدا به موفقيت هاي چشمگيري دست يافت.

در 9 ژانويه ي سال 1987 نيرو هاي ايراني به سمت خوسك، دو نقطه از شمال شرق درياچه ماهي و يك نقطه در شلمچه، پيشروي كردند. اين نيرو ها مي خواستند درياچه ي ماهي را محاصره كرده و نيرو هايي را كه در شرق شط از بصره دفاع مي كردند، نابود كنند و به نقطه اي در نزديكي ابولهزيب برسند.

ايران در رسيدن به اين اهداف با مشكلاتي جدي مواجه شد. عراق موانع دفاعي آبي و خاكي محكمي در اطراف بصره بنا كرده بود. تلاش هاي گسترده براي انجام عمليات هاي مهندسي گسترده از سال 1981 آغاز و در سالهاي بعد با جديت پيگيري شد. عراق يك مانع آبي طولاني را به عرض يك كيلومتر در شمال و جنوب بصره به وجود  آورد. دقيقاً نزديك به گوشه ، جايي كه 90 درجه به شرق چرخش دارد، عراق با استفاده از موانع خاكي ، مانع زهكشي مرداب هاي منطقه مرزيش 50000 نيروي ايراني در حمله ي آغازين حضور داشتند و پيشروي خود را در شب آغاز كردند.

ايران اكنون در استفاده از حملات شبانه كاملاً كارآزموده شده بود و بازهم عوامل فصلي به نفع ايران بود:شب هاي طولاني و پوشش ابري مناسب. طبق معمول ايران با استفاده از موج حملات انساني مواضع عراق را مورد حمله قرار داد و يگان هاي انقلابي به دنبال آن ها وارد عمل شدند.

نيروهاي پاسدار و ارتش به ندرت مجهز به سلاح هاي سنگين بودند و معمولاً اهداف به خوبي براي آنها تعريف نشده بود. مديريت جنگي آغازين آن ها خوب بود و كادر رهبري حمله شامل فرماندهان، افسران غير نظامي و نيروهاي با تجربه بود. ميانگين سني نيروهاي بسيجي 14تا 15 سال بود كه دوره كوتاه 45 روزه اي را در مراكز آموزش سپري كرده بودند. اين نيرو تنها باعث يك شوك اوليه مي شدند،سپس نيروهاي با تجربه تر وارد عمل مي شدند.

در روز اول حمله نيرو هاي ايراني به سرعت شهر مرزي كوچك دوعيجي را تصرف كردند. علي رغم اين كه عراق از آتش سنگين، نيروي هوايي و گاز هاي سمي براي متوقف كردن نفوذ نيرو هاي ايراني استفاده كرد، نيرو هاي ايراني چندين موضع مهم ديگر را در مناطق مرزي به دست آوردند. ايران همچنين براي اولين بار از گاز سمي استفاده كرد، البته احتمال اين هم وجود دارد كه ايران چند خمپاره ي عراقي را به دست آورده باشد و يا خود عراقي ها به اشتباه نيرو هاي خود را هدف قرار داده باشند.[!!!] به هر حال، نيرو هاي ايراني، شلمچه، 30 كيلومتر از جنوب بصره و دو خط آغازين خطوط دفاعي عراق در نزديكي كوشك و 40 كيلومتر به سمت شمال را اشغال كردند.

اين تصرفات پايگاه امني را در نزديكي مرز به ايراني ها بخشيد. نيرو هاي ايراني به سمت مناطقي در شرق شط العرب پيشروي كرده و به 20 كيلومتري جنوب بصره رسيدند.
تلاش عراق براي ضد حمله در 10 ژانويه موفقيت آميز نبود. ايران تلاش كرد از خودرو هاي آبي خاكي خود استفاده كند، اما اين خودرو ها امكان حركت در مناطق مرطوب و مردابي را
نداشتند و نيرو هاي عراقي هم قادر نبودند توسط سلاح هاي سبك، در مقابل نيروي زرهي پياده ي ايران مقاومت كنند. ايران شش كيلومتر از مناطق ميان درياچه ي ماهي و شط را در اختيار داشت و پيشروي هاي بيشتري را به سمت جنوب شرق ادامه داد. بعضي نيروهاي ايراني موفق شدند در دو خط از خطوط دفاعي عراق در اطراف بصره نفوذ كنند. هر دو طرف در مورد تلفات طرف مقابل اغراق مي كردند.

در يازدهم ژانويه ايران ادعا كرد 14000 عراقي را كشته و يا زخمي كرده است. عراق نيز ادعا كرد 11 تيپ پاسدار و چهار گردان ديگر را كه مجموعاً 60000 نفر نيرو داشتند، نابود كرده است. اهميت اين جنگ زماني روشن شد كه در 13 ژانويه فرمانده پاسداران انقلاب، تمام شهروندان را براي ثبت نام در لشكر محمد رسول الله صلي الله عليه و آله فراخواند. تلاش هاي صورت گرفته، نيرو هاي داوطلبي را در مساجد، كارخانه ها و دفاتر گرد هم آورد.

اعلام بسيج عمومي كه پيش از اين صورت گرفت، تنها 200000 نيرو را فراهم آورد ،در حالي كه حكومت براي تأمين نيروهاي پاسدار به 500000 نفر احتياج داشت. عراق در 21 ژانويه براي ثبت نام از داوطلبين بين 14 تا 35 سال اعلان عمومي كرد، در حالي كه پيش از اين صدام حسين اقدام ايران در نيرو گيري از ميان پسران زير 18 سال را عملي غير اخلاقي خواند بود. عراق دانشجويان و مدرسان زير 35 سال دانشگاه را براي افسري انتخاب مي كرد.

روند جنگ به سمتي رفت كه پيروزي با كشوري بود كه مي توانست از نيروي تقويتي خود استفاده بيشتري كند. عراق در 12 ژانويه نيرو هاي جديدي از گارد رياست جمهوري را به  كار گرفت و از اين زمان به بعد دفاع عراق كار خود را شرو ع كرد. با اين كه تلفات نيرو هاي عراقي چشم گير بود، اما ميزان آن بسيار كمتر از تلفات ايران بود. تجهيزات سنگين و توپخانه اي عراق همچنان دست نخورده بود و مي توانست آن ها را با تأثير روز افزوني به كار گيرد. بخشي از اين تأثير بيشتر ، ناشي از سازماندهي بهتر و گستردگي بيشتر نيرو و  بخشي از آن به علت عوارض طبيعي منطقه بود.

با حركت نيرو هاي ايراني به سمت دشت هاي خشك و حمله به مواضع دفاعي اصلي بصره، اين نيرو ها به شدت از فقدان قدرت آتش و قدرت تحرك كافي كه آنها را در مقابل مواضع  عراقي حمايت كند، رنج مي بردند. نيرو هاي ايراني در پشتيباني و تأمين مهمات براي نيرو هاي پيشرو، مشكلات بسياري داشتند.

عراق پس از 13 ژانويه قادر بود به طور كامل از نيروي هوايي خود بهره بگيرد. عراق ادعا كرد تنها در روز هاي 14 و 15 ژانويه 500 حمله ي هوايي را صورت داده است. عراق همچنين  ادعا كرد در تاريخ 15 ژانويه يك اف 14 ايراني را در خلال يك نبرد هوايي مورد هدف قرار داده است .و همچنين اعلام كرد كه 218 خودرو و 21 قايق را نيز منهدم كرده است .

در پاسخ، ايران 50000 نيروي پياده به جبهه گسيل كرد.اين تقويت موجب شد تا ايران پيروزي هاي محدودي بدست آورد.همچنين ايران در تاريخ 17 ژانويه حملات محدودي را از طريق نيروي دريايي انجام داد كه اهداف آن را ساحل شرقي شط تشكيل مي داد.در 18 ژانويه ايران جزاير بوارين، دوعيجي،ام طلال و فياض را تصرف كرد كه اين جزاير در شط قرار داشتند.حملات اصلي ايران ازشمال وجنوب نتوانستند طبق نقشه قبلي باموفقيت به يكديگر متصل شوند . ايران همچنين براي اولين بار از گاز سمي استفاده كرد، البته احتمال اين  هم وجود دارد كه ايران چند خمپاره ي عراقي را به دست آورده باشد و يا خود عراقي ها به اشتباه نيرو هاي خود را هدف قرار داده باشند.[!!!] به هر حال، نيرو هاي ايراني، شلمچه، 30 كيلومتر از جنوب بصره و دو خط آغازين خطوط دفاعي عراق در نزديكي كوشك و 40 كيلومتر به سمت شمال را اشغال كردند.

علي رغم تقويتي كه ايران در نيروهايش انجام داده بود ،تلفات سنگيني در اين حملات رو به جلو از خود به جاي گذاشت .در تاريخ 16 ژانويه رسانه ها ي آمريكاي به طور تخميني اعلام كردند كه در نبرد ايران و عراق 40000 نيروي ايراني و 10000 نيروي عراقي كشته شده اند.دليل بوجود آمدن چنين تلفات سنگيني كاملا واضح بود. و اين درصد تلفات براي ايران يك امر استثنايي بود و ايران از اين مسئله بسيار رنج مي برد و در عين حال، بسياري از كشته شدگان در ميدان نبرد جا مانده بودند .به طوري كه عراقي ها در نزديك بصره هزار  جسد ايراني را دفن كردند.

بهترين كاري كه ايران توانسته بود در روز هاي 16 تا 19 ژانويه انجام دهد اين بود كه مواضع محدودي را در نزديكي بصره تصرف و شهر بصره را با پرتاب تعداد بيشتري موشك مورد فشار و در حلقه محاصره قرار دهد . موج جديدي از حملات پاسداران نيز در 19 و 26 ژانويه صورت گرفت. در اين حمله ايران توانست نيروها رابه مقدار 14تا 15 كيلومتر به شرق بصره نزديك تر كند و طي اين حملات نيز ايران به ميزان سه كيلومتر به درون نقاط اصلي دفاعي عراق در ابو قضيب نفوذ كرد.ايران قبلا 60 كيلومتر مربع را تصرف كرده بود، امادر اين حملات  نتوانست ميزان قابل توجهي به آن اضافه كند و به جاي پيشروي در مقياس كيلومتر، متر به متر جلو مي رفت.عراق نيز از تلفاتي كه در اثر حملات ايران به آن وارد مي شد، آسيب  مي ديد و در يك آسيب جدي، چندين تانك و هواپيماي خود را از دست داد .حتي عراق تائيد كرد كه در در گيري هاي فوريه و ژانويه 50 جنگنده يعني 10 درصد از كل نيرو هوايي اش را از دست داده است.

عراق همچنان با مشكل عدم استفاده مناسب از تكنولوژي دفاعي روبرو بود. توپخانه ها ، خمپاره ها و موشك هاي عراق به دليل اين كه در بسياري از موارد در نيزارها و آب فرود مي آمدند، قدرت انفجار خود را از دست داده و با موانع بسياري برخورد مي كردند.بنابر اين نيروهاي ايراني قادر بودند در شب به راحتي پناه بگيرند و با كندن چاله در زمين از گزند حملات عراق محفوظ بمانند.

فشار ايران بر بصره چنان سنگين بود كه عراق را مجبور كرد تا تعداد بيشتري از نيروهاي ذخيره گارد رياست جمهوري را به خدمت بگيرد و لشكر هفتم خود را در عمق خطوط دفاعي بصره مستقر كرد.ميزان دقيق نيروهاي عراقي كه وارد عمل شدند، به طور دقيق در دسترس نيست ،اما مي دانيم كه لشگر هفتم عراق به نيروهاي لشگر سوم كه در حال دفاع از جنوب و شرق بصره بودند، اضافه شد.طبق برخي گزارشات جنگ تاثيراتي نيز در سطوح بالاي فرماندهي عراق به جاي گذاشته بود.

به نظر مي رسيد كه صدام حسين هميشه خود را به نوعي از جنگ وبه عهده گرفتن مسئوليت عمليات ها كنار مي كشيد و اين مطلب كاملا در عمليات هاي قبلي واضح بود.در اين  شرايط ژنرال عادل جواد تانون، فرمانده ستاد كل عراق درست مانند ژنرال تاليا خليل الدوري فرمانده سپاه سوم عراق از چشم همه افتاده بودند.و تعداد زيادي از افسران رده بالاي سپاه سوم و هفتم عراق بركنار يا در برخي موارد، كشته شده بودند.

در كنار اين مسئله بسياري از نيروهي مجرب،افسران عالي رتبه و نيروهاي آموزش ديده عراق نيز در اين درگيري ها كشته شدند .عراق ظرف يك هفته، ميليون ها دلار مهمات را از  دست داده بود و در اواخر ژانويه 500 تا 1500 دستگاه خودرو هاي زرهي خود را از دست داد.درگيري بر روي زمين بين روزهاي 29 تا 31 ژانويه به شدت ادامه داشت. ايران در 29 ژانويه حملات جديدي را آغاز كرد كه بوسيله آن توانستند حلقه سوم دفاعي عراق را بشكنند و به حوزه غربي رود جاسمين دست پيدا كنند. البته اين هدف چندان مهمي به حساب نمي آمد.

ايران در اين حملات تعداد زيادي كشته و زخمي از خود به جاي گذاشت و مي توان گفت اين حمله دفع شد.در حقيقت ايران آنقدر كشته و زخمي داده بود كه مي توان گفت كه اين عراق بود كه مجددا ابتكار عمل را بدست گرفت.عراق همچنين چندين پاتك را انجام داده و بيست كيلومتر مربع از منطقه درياچه ماهي را آزاد كرد.در اوايل فوريه تعداد تلفات تخميني 17000 كشته و 35000 تا 45000 مجروح براي ايران و 6000 كشته و 12000 تا 15000 مجروح براي عراق اعلام شد.مطلب بدتر اين كه گويي تلفات ايران در اين عمليات ها بسيار كم بوده است ، زيرا ايران 100000 نيرو را بسيج كرد كه طي اين عمليات ها 20000 تا 30000 نفر از آن ها، كشته شدند.

ايران همچنين ادعا كرد كه 1750 اسير جنگي گرفته است كه شامل 2 سر لشگر ،10 سر تيپ و 145 افسر ديگر نيز مي شدند. در هر حال ايران در اين زمان از كمبود امكانات براي تقويت نيروهايش رنج مي برد.در 11 فوريه 1987 و در هفتمين سالگرد انقلاب ايران ،رهبران ايران به اين نتيجه رسيده بودند كه نفوذ ايران در بصره به تدريج در حال كمرنگ شدن و از بين رفتن است.رفسنجاني و سايرين مي گفتند كه مستحكم ترين دفاع نظامي جهان را در هم شكسته اند و با تخريب درصد بالايي از ارتش عراق به پيروزي دست پيدا نمودند.البته بسيار بعيد بود كه در اين زمان جنگ پايان پذيرد .

در 12 فوريه خميني پس از 3 ماه سكوت اعلام كرد كه اين جنگ براي ما مقدس است و تا پيروزي نهايي ادامه پيدا خواهد كرد.او همچنين همزمان با نوروز ايرانيان در 21 مارس اعلام كرد كه پيروزي نهايي بدست خواهد آمد. ايران همچنين اعلام كرد كه لشگر ولي عصر (مهدي)متشكل از 100000 نيروي داوطلب نيز تشكيل شده است. هنوز حداقل 30000 نيروي ايراني در حوالي درياچه ماهي موضع گرفته بودند . هرروز به داوطلبان اعزامي به جبهه ها افزوده مي شد.

در گيري هاي سنگيني در اواسط ماه فوريه در جريان بود و نيروهاي پياده عراقي عملكرد خوبي را از خود بنمايش نگذاشته بودند.به برخي از نيروهاي عراقي كه در خط دوم دفاعي بودند ،مهمات و اقلام پشتيباني نرسيد و نيروهاي عراقي در كل تلفات سنگيني به جاي گذاشتند كه همه اين ها ، تنها براي دفاع از مقدار بسيار كمي از قلمرو عراق بود.

اهميت اين جنگ زماني روشن شد كه در 13 ژانويه فرمانده پاسداران انقلاب، تمام شهروندان را براي ثبت نام در لشكر محمد رسول الله صلي الله عليه و آله فراخواند. تلاش هاي صورت گرفته، نيرو هاي داوطلبي را در مساجد، كارخانه ها و دفاتر گرد هم آورد. اعلام بسيج عمومي كه پيش از اين صورت گرفت، تنها 200000 نيرو را فراهم آورد ،در حالي كه حكومت براي تأمين نيروهاي پاسدار به 500000 نفر احتياج داشت. عراق در 21 ژانويه براي ثبت نام از داوطلبين بين 14 تا 35 سالاعلان عمومي كرد، در حالي كه پيش از اين صدام حسين اقدام ايران در نيروگيري از ميان پسران زير 18 سال را عملي غير اخلاقي خواند بود ايران تنها توانسته بود در جنگ بر روي زمين به ميزان بسيار كمي پيشروي كند .

در حالي كه ايران مواضعي را به عرض 10 كيلومتر تحت تصرف خود درآورده بود ،هنوز نتوانسته بود از فضاي باريك بين شط العرب و درياچه ماهي عبور كندو بسياري از نيروهاي پياده ايراني تنها در محوطه اي به طول 5 كيلومتر و عرض 1 كيلومتر متمركز شده بودند.در سومين هفته ماه فوريه پيروزي بزرگ ايران تصرف 100 كيلومتر مربع از خاك عراق بود كه آن نيز در مراحل مختلف جنگ از بين رفت.

ايران اين دفاع عراق را پاسخ داد.ايران به سرعت يك گروه از ارتش را از جبهه سومار به سمت عراق حركت داد و براي تهيه ماشين هاي زرهي و توپخانه سنگين مقداري عمليات ايذايي انجام داد تا يك حمله همه جانبه به بصره را تدارك ببيند.

 

 

منبع:

1. سايت تبيان

2. پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید حاج قاسم سلیمانی

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد