دوشنبه, 03 آذر 1399
شناسه خبر:4789

وصیت نامه شهید احمد بختیاری _ تأکید به علم و دانش

  • انداز قلم
وصیت نامه شهدا

شهید «احمد بختیاری»، یادگار «محمد» و «عذرا» بیست و هشتم تیر ماه 1343 در شهرستان ورامین به دنیا آمد. ایشان تا اول متوسطه درس خواند و سپس به پاسدار در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در یکم اسفند ماه 1364 در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکر وی را در امامزاده جعفر شهرستان پیشوا به خاک سپردند.

لازم به ذکر است برادر دیگر احمد که محمود نام دارد نیز به شهادت رسیده است.

متن وصیت نامه شهید

به نام معبود هستی بخش وجودم و با سلام و درود خدمت پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) از علی(ع) تا امام زمان(عج) و با سلام خدمت امام امت خمینی بت شکن و روحانیت مسئول و متعهد.

پروردگار من تحقق بخشیدن به قرآن که می فرماید: «الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» و در پاسخ به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام امت خمینی به این راه بزرگ گام و بی صبرانه در انتظار روزی که جانم را فدای اسلام کنم بودم و همانند علی ابن ابیطالب(ع) که می فرماید: همانند کسی که در شب در جستجوی آب در صحرای بی پایان بگردد و ناگاه چاه آب یا چشمه ای پیدا کند و همانند آنکه گمشده ای دارد که مدتها در جستجوی اوست و ناگاه گمشده خود را بیابد شهادت برایم دوست داشتنی است و شورانگیز است.

ای خوش آن روز کخ زین منزل ویران بروم *** راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم

خدایا؛ شکر

خدایا نمی دانم که چگونه تو را شکر کنم که این سعادت یعنی شرکت در جبهه های نبرد حق علیه باطل را نصیبم گرداندی و به من توفیق دادی تا همراه عاشقان و بندگان مخلصت به جهاد بپردازم و اگر روز عاشورا در کربلای حسین(ع) شرکت نداشتم در کربلای خمینی شرکت داشته باشم.

خدایا؛ بارالها، ای پناه بی پناهان اگر خوشی ها و تفریحات زندگیم را کنار گذاشتم و دوری از دوستان و پدرم و مادرم را قبول کردم فقط به عشق تو بود و با یاد تو ای الله است که تمام لذات برایم پوچ و بی معنی شد و لیکن ای خدا چگونه می توان از اینجا(جبهه) دل برکنم و چگونه منزلگه تو را رها کنم چرا که دوری از اینجا در نظرم دوری از درگاه توست و برایم بسیار سخت و ناگوار است.

خدایا؛ من از تو می خواهم که به من توفیق دهی که با هوای نفس خود مبارزه کنم تا بتوانم برادرانم را از خود راضی نگه دارم و همچنین توفیق دهی تا اعمالم را خالص کنم و بعد مرا به آرزوی دیرینه ام شهادت برسانی.

سخنی با خانواده عزیزم:

با درود و سلام بر تو ای مادر عزیزم که با رهنمود گرفتن از فاطمه زهرا(س) با رنجها و مشقت های فراوان مرا بزرگ کردی و تقدیم اسلام نمودی. مادر جان من از موقعی که به خود آمدم و پی به زندگی بردم فهمیدم که چگونه و با چه سختی هایی ما را بزرگ کردی ولی من قدر تو را ندانستم و شاید همیشه باعث ناراحتی هایت می شدم امیدوارم که مرا ببخشی و شیرت که دو سال تمام من آن را خوردم حلالم کنی.

پدر و مادرم من امانتی در دست شما بودم

سلام بر تو ای پدر عزیزم که با یاری خداوند و با سرمشق گرفتن از ائمه اطهار با رنج فراوان از من نگهداری و مرا به طور صحیح تربیت کردی و نگذاشتی که با دوستان بد برگردم که مرا گمراه کنند، از تو خیلی سپاسگزارم و امیدوارم که شما مرا حلال کنید. مادر و پدر عزیزم من امانتی بیش در نزد شما نبودم و حالا وقت آن رسیده که این امانت را به صاحبش برگردانید.

توصیه به خواهران و برادرانش:

خواهر عزیزم و ای برادر عزیزم از شما می خواهم که به برادر کوچکم و خواهر کوچکم کمک کنید تا در آینده مسلمانانی متعهد و معتقد به اسلام باشند.

شما خواهر و برادرم سعی کنید تمام عمر گرانبهایتان را صرف تحصیل علم و دانش و یادگیری اصول و اعتقادات اسلامی کنید و عمر خود را بیهوده تلف نکنید.

مراسم ختم مرا بدون تشریفات برگزار کنید

پدر و مادر عزیزم از شما می خواهم اگر من لیاقت شهادت را پیدا کردم مراسم ختم و غیره را ساده برگزار کنید و از تشریفات بیهوده بپرهیزید در عوض به معنویت آن تکیه شود. در ختم من فقط برای آقایم حسین عزاداری و گریه کنید و به هیچ وجه برایم گریه نکنید چرا گه آگاهانه در این راه گام برداشته و بی صبرانه منتظر این روز بزرگ بوده ام.

مادر جان، از تو می خواهم که صبر پیشه کنی و شهادت من به هیچ عنوان تو را ناراحت نکند دیگر سخنی ندارم و در آخر از تمان دوستان و فامیلها می خواهم که مرا حلال کنند.

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته/ به امید آن روزی که مسلمانان جهان با هم متحد شوند/ بیست و چهارم بهمن ماه 1364/ احمد بختیاری

 

 

منبع:

1. مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد