دوشنبه, 29 شهریور 1400
شناسه خبر:5516

وصیت نامه شهید حسین پازوکی _ قلبی که آگاه به شهادت بود

  • انداز قلم
وصیت نامه شهدا

شهید حسین پازوکی، سی ام شهریور 1342، در شهرستان ورامین دیده به جهان گشود. پدرش رجبعلی، کشاورزی می کرد و مادرش اشرف نام داشت.

ایشان دانش آموز سوم متوسطه در رشته ادبیات بود که از سوی سپاه پاسداران در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در هفتم مرداد ماه 1361، در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به سینه و شکم، به شهادت رسید. مزارش در روستای جیتو تابعه شهرستان پاکدشت واقع است.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» آل عمران 169

آنانکه در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنان زنده هستند و نزد خدای خود روزی می خورند آل عمران 169

با درود و سلام به حضرت امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با درود و سلام بر طبقه روحانیت مبارز و با درود و سلام بر شما امت حزب الهی و با دورد و سلام بر خانواده گرامیم وصیت نامه خود را شروع می کنم

در این موقعیت حساس که عاشواری حسین بار دیگر در ایران زنده شد و نشان داد حسین حا هنوز هستند و تا حکومت الله را در سراسر جهان برقرار سازند به پیکار علیه کفر ادامه می دهند.

آری به میدانی قدم نهاده ام که نتیجه اش از قبل گرفته و با ایمان کامل پیکار می کنم چون اگر در این میدان کشته شوم به مقام والا دست یافته و راه حسین (ع) را رفته ام و اکنون رهبر کبیر انقلاب خمینی بت شکن به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین (ع) جواب گفت: و فرزندش اولین شهیدی بود که در این راه به پیام امام حسین لبیک گفت.

و ما می خواهیم راه شهیدان را که از کربلای حسین جاری است و هنوز ادامه دارد ادامه دهیم و تا پیروزی نهائی حق علیه باطل برادرانم از پا نخواهم نشست.

انسان تنها در مقابل مرگ تسلیم است و هیچ کاری از دست او بر نمی آید پس چه بهتر و غیر که این مرگ در راه عشق خود، در راه آنکس باشد که انسان او را می پرسند و بصورت شهادت انسان منقلب شود که بزرگترین نامها یعنی شهادت است.

من شهادت را یک افتخار می دانم برای مکتبم: میهنم، خانواده ام، شهادت را یک پیروزی می دانم و امیدوارم آخر پیروزی هر چه زودتر نصیبم شود و خدا می داند که شهادت هزار مرتبه بهتر است از داماد با عروس شدن و شهادت یک تولدی است برای زندگی جاودانه به جایی می روم که ملکوتش نامند.

آنجا می روم که بهشتش نامند. زندگی ذلت بار را هیچوقت قبول نخواهم کرد مرگ سرخ شهادت را بر آن ترجیح می دهم و همانطور که قلب پاکم آگاه است به آرزوی خودم خواهم رسید.

ای دوستانم:

پیامی برای شما دارم شما بیائید و کمی فکر کنید و ببینید که از کجا آمده اید و به کجا خواهید رفت پیرو خط امام باشید امام را تنها نگذارید چون تنها گذاشتن امام بر خلاف رضای خدا است و تنها گذاشتن امام یعنی به بند کشیدن مستضعفین ایران بلکه مستضعفین جهان.

پیرو ولایت فقیه باشید که ولایت فقیه استمرار راه انبیاست قلب اسلام ولایت فقیه است پس ولایت فقیه را باید سالم نگه داریم تا اسلام سالم باشد.

به پدر گرامیم این ماموریت از جانب خداوند است باید همه دوستان و خویشان بخصوص خانواده محترم مخصوصاً پدر شاد باش و در موقع رسیدن جز شهادت من موقع عروسی مرا در نظر بگیرند و شادی کنید.

به مادر گرامیم:

مادرم در این برهه از زمان برای فرزندت آرزوی پیوستن به علی اکبر حسین (ع) را داشته باشید و بر خود ببالید که امانت خدا را به خود خدا بر گردانید. مادرم هر گونه افسردگی و ناراحتی مطمئناً باعث عذاب روح من می شود خوشحال و امیدوار باش.

مادر جان من و خود تو مادر افتخار می کنم که چنین فرزند را تربیت کردی که افتخار اسلام باشد مادرم کوه باش و چون کوه استقامت کن و لحظه ای از نام و یاد خدا غافل مباش مادرم قامتت را بلند گیر و ندای (الله اکبر خمینی رهبر) سروده و سخن شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همانا سخن کردن آن.

به خواهرانم:

ای خواهرانم زینب گونه پیام شهیدان راه خدا را به گوش جهانیان برسانید و زینب گونه به ادامه راه شهیدان ادامه دهید و امیدوارم که برای از دست دادن من غصه و افسوس نخورید که شهادت حد نهائی تکامل یک انسان است و آماده از دست دادن بقیه برادران خود در راه خدا باشید.

خواهرم می دانم که علی تو عاشق خداست از تو می خواهم که او را چنان تربیت کنی که راه مرا ادامه دهد و در راه خدا همچون من به شهادت برسد خواهرانم حجاب و عفت و پاکدامنی را سر لوحه ززندگی خودتان قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید خواهرانم گریه نکنید که مادر را رنج داده اید.

به برادرانم:

برادرانم راه خدا بهترین و برترین راههاست پوینده و کوشنده این راه باشید برادرانم هوشیار باشید و غیر اسلام و قرآن به چیز دیگر ی فکر نکنید هر چه خیر و صلاح انسان است در این کتاب نهفته است به برادر بزرگم وصیت می کنم که بعد از چهلم من عروسی کند و اولین فرزند پسری که خدا وند به او داد اسمش را حسین بگذارید.

به برادران کوچکم:

اسلحه و دیگر وسائل جنگی را به تو می بخشم و تو را هم را ادامه بده و تا آخرین قطره خون از پا نایستد. در پایان خداحافظی با شما و تمام افراد خانواده ام آخرین پیام من به شما این است که هیچ وقت راهی جز الله، ایمان، شهادت و خدا گونه شدن نپذیرید.

در پایان مرا در همین قبرستان خودمان به خاک بسپارید و روزی که من شهید شدم خیابان را چراغانی کنید ما راه شهیدان را ادامه خواهیم داد و تا آخرین نفس و آخرین قطره خون از انقلاب دفاع می کنیم.

 

 

منبع:

1. مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد