سه شنبه, 19 فروردين 1399
شناسه خبر:3916

صدا،صداي خودش بود…

  • انداز قلم
شعر

صدا،صداي خودش بود،آب،در اتش

و سينه سوخته تر،آفتاب،در آتش

نسيم راه مي افتادو آسمان مي ريخت

به شكل چك چك باران،گلاب،در آتش

ملي چه سود،كه هدر لحظه آسمان را مي خواست

پرنده اي كه نياورد تاب،در آتش

نسيم رفت وباد آمد و به خاكستر

بلند گفت كه ديگر نخواب،در آتش!

وبعد،باد كه مي رفت،دست طوفان داد

به آن دلي كه نمي شد كباب،در آتش

سروده: وحيد بهادوري

 

 

منبع:

1. كتاب سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، دفتر هنر و ادبيات، 1381 صفحه: 28

2. نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد