دوشنبه, 03 آذر 1399
شناسه خبر:4795

برای بازگشت آزادگان

  • انداز قلم
شعر

آسمان امروز آبی تر شده
لحظه هامان آفتابی تر شده

کوچه ها، بوی بهاری می دهند
بوی آوای قناری می دهند

اشکها، لبخندها، گل می کند
عشق هم در آن تامل می کند

گاه می گریم، دلم وا می شود
گاه لبخندم شکوفا می شود

پنجره، تا دست را وا می کند
کوچه هم این پا و آن پا می کند

در به روی آینه وا می شود
عشق هم گرم تماشا می شود

بس که  پرشور است جمع عاشقان
گوشه هم پا می گذارد در میان

«اندک اندک جمع مستان می رسند
اندک اندک می پرستان می رسند»

چای، با لبخند شیرین می شود
سفره دیدار، رنگین می شود

عشق، یعنی لحظه دیدارشان
گفتگو با نرگس بیمارشان

نسترن گوید، اقاقی، اطلسی
نیست دیگر خانه در دلواپسی

باز می گردند یاران بهار
خالی است اما جماران بهار

خفته اما پیر میداندار عشق
در حریم نرگس بیمارعشق

اشکها در نقطه عطف دل است
گریه می گوید غریبی مشکل است

«اندک اندک جمع مستان می رسند
اندک اندک می پرستان می رسند»

 

 

منبع:

1. کتاب ترنم آبشار (مجموعه آثار و ارزشهای شعر دفاع مقدس/ دفتر ششم)

2. نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد