پنج شنبه, 03 تیر 1400
شناسه خبر:5362

ققنوس

  • انداز قلم
شعر

اجرتان باد ای صبوران صنوبر سوخته
آه... ای هر شب ز داغ یک برادر سوخته

اشکتان در آسمان زخم پرپر می زند
بس که در اقلیمتان بال کبوتر سوخته

باز امشب التهابی تازه در آیینه هاست
سینه تان هر روز از داغی مکرر سوخته

می توان در سایه ی خاکستر آنها نشست
گرچه آن شمشادهای سایه گستر سوخته

بوی آتش می دهد شرم پس از دیدارتان
آی ققنوسان شاعر پیشه، دفتر سوخته

شاعر: محمدرضا احمدی فر

 

 

منبع:

1. کتاب شعر با کاروانی از کبوتر

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد