یکشنبه, 11 خرداد 1399
شناسه خبر:3131

توپچی خوب آن است که از کمترین امکانات بیشترین استفاده را ببرد

  • انداز قلم

مطالعات فراوان در دوران نوجوانی و جوانی باعث شده بود که سطح فکر و تحلیلش از هم دوره های خود بالاتر بیاید. این پیشگامی وقتی با انقلاب اسلامی همراه شد و نهایتا شروع جنگ تحمیلی از او چهره ای ساخت کمتر می شود به راحتی از کنار او گذشت. تدبیر، صبر، مدیریت، شجاعت، کادرسازی، هدفمندی و... از جمله خصوصیات بارز سردار شهید حسن شفیع زاده است.

خاطرات دفاع مقدس

مطالعات فراوان در دوران نوجوانی و جوانی باعث شده بود که سطح فکر و تحلیلش از هم دوره های خود بالاتر بیاید. این پیشگامی وقتی با انقلاب اسلامی همراه شد و نهایتا شروع جنگ تحمیلی از او چهره ای ساخت کمتر می شود به راحتی از کنار او گذشت. تدبیر، صبر، مدیریت، شجاعت، کادرسازی، هدفمندی و... از جمله خصوصیات بارز سردار شهید حسن شفیع زاده است.

...کاری را که سپاه در ابعاد مختلف و تخصص های مختلف شروع کرده است، هر واحد قبل از اینکه بخواهد به آن مسائل برسد و بتواند شیوه و راه و رسم این مسئله را پیدا بکند چندتا مطلب خیلی ریز و قابل ذکر است که ما و بقیه برادران ذکر کرده ایم ودر مورد این مسائل صحبت شده ، در مورد مسئله حفظ بیت المال و نگهداری و مسئله اسراف و جلوگیری از مصرف اموالی که می شود مصرف نکرد. جلوگیری از ریخت و پاش ها و خلاصه جمع و جور کردن. این مسئله چند علت دارد. اصلا در اسلام تاکید شده بر اسراف نکردن که از اموال مسلمین نگهداری کنید و این اموال مال خودمان نیست. این مسئله را باید اصلی ترین وظیفه خودمان بدانیم. در مورد مسئله نگهداری، ما باید مثل گنجشکی عمل کنیم که یک دانه ای را از جایی برداشته و می خواهد این دانه را هر طور شده به دهن بچه اش برساند و ما این اموال را همین شکلی باید به دست نسل آینده بدهیم. این مسئله را اسلام تاکید کرده و حرف من و شما نیست و ما باید در این مورد به خدا جواب دهیم. شما حساب کنید همین کاغذ آرم دار، محل این کار نیست. به این کاغذ کلی سرمایه گذاشته می شود و این بنده خدایی که می آید اینجا وقتی می خواهید شما یک شماره بنویسید، کاغذی ندارید بیاورید، همین کاغذ آرام دار را می دهد. در این کاغذ آقای رجایی برای پاراف کردن و برای مینوت که برمی داشت نامه ای بنویسد، گوشه ای از کاغذ را جدا می کرد و می نوشت تا ماشین نویسی شود. این رئیس جمهور ما بود و ما باید از آنها یاد بگیریم. از این مورد بگیرید تا بقیه، پس ما آتشی و جهنمی هستیم. کار ماهیچ وقت جور نمی شود.

دومین مسئله برای ما بودجه است. ما باید جواب خدا را بدهیم، مسئله ما این است که برای یک گلوله می گویند بودجه نداریم. بودجه از کجا کم داریم؟ صندلی بیخود گذاشته می شود، رادیو ضبط بیخود می آید و هی مصرف همین طور می رود بالا و وقتی می خواهیم یک جای دیگری نقل و انتقال پیدا بکنیم اجناس جدید می آید و اجناس کهنه از بین می رود و این ها همه اش هزینه برایشان شده و مفتی از جیب آمریکا به دستمان نرسیده که، این هارا مجلس شورای اسلامی در یک چهارچوبی می گوید اینقدر شما بودجه دارید این را باید مصرف کنید. الان چقدر باید مصرف شود؟ مثل برق که دولت پول نمی گیرد اینجا به انصافتان چه آمده؟

موقعی که به مسئول تدارکات می گوییم چرا فلان چیز فلان شده؟ می گوید نفر نداریم. خب جلوگیری از برق که امکان ندارد. این همه اموال که اینجا است می توانید شما بگویید همه را جمع کنید، بشوئید و بیاورید بگذارید سرجایش. اگر نمی شوئید از گردان بیرون بروید. اگر این کار را نکنید باید جواب خدارا بدهید. مسئول تدارکات بودن چیز آبکی نیست که مسئول هستید، باید جواب پس بدهید. ما در همه جا برخورد کرده ایم ولی در توپخانه به خود اجازه نمی دهیم دخالت کنیم. با اینکه این مسئله اهمیت دارد.

یک جیره مشخصی برای یک بسیجی و سپاهی باید مشخص شود که شما این قدر سهمیه دارید، تسویه حساب بگیرید و بروید. این دیکتاتوری است؟ طاغوتی است؟ چه کسی می گوید؟ در مورد انضباط نمی توانیم بگوییم چون حزب الهی است ولش کن. این که نمی شود. ما باید جواب پس بدهیم. یعنی همه این ها پوچ است. برای اینکه ما می دانیم منبع تغذیه مان از کجاست.شاید نامه دختری که نوشته بود برای رزمنده ها در جنوب؛ خوانده باشید.

دختری که پدرش در جبهه بوده برگشته و می خواهد دوباره به جبهه بیاید، در راه فوت کرده. دختر و مادرش کار می کنند و پول در می آورند، خودشان هم روزه می گیرند بخاطر اینکه وضع مالی خوبی ندارند روزه می گیرند وبرایتان پول می فرستند. حالا شما وضع پایین را ببنید در اطاق پتو، چند تاست. ما واحد هایمان را می توانیم جمع و جور کنیم. این پتو ها در منطقه چکار می کنند؟ پتو های انبار چرا شسته و تا شده نیستند. این ها را ملائکه نیاورده ریخته اینجا. این هارا نفر آورده. چرا نگفتید بشور و بتکان؟ چرا نگفتید پهن کن توی آفتاب، تا کن بگذار سر جایش؟ چرا پتوی کهنه و تازه را یکجا گذاشتید؟ رزمنده ای که می خواهد برود کردستان، شما جرات دارید به او پتوی کهنه بدهید؟ می گوید من می خواهم به جنگ بروم از آن جعبه باز کن بده.

شما جرات دارید آن پوتین هایی که دو بار پوشیده کنارش هم پوتین نواست آن ها را بدهید؟ نه. وقتی فرمانده آتشبار و پرسنل هایش یهو می ریزند توی انبار که پوتین بردارند، فرمانده می رود با استفاده از پستش از پوتین های نو بر می دارد. خوب شما مثل اینکه منطقه آلوده باشد بگوئید هیچ کس نباید مریض شود. شما پتوهای کثیف و گرد و خاکی را بگذارید اینجا، اورکتها توی نایلون باشد، معلوم نیست کدام کهنه و کدام نو می باشد. اینکه نشد نگهداری اموال. کدام پرسنلی است که اولین بار اینجا وارد بشود و شما به او لباس کهنه بدهید او هم قبول کند؟ هیچ کس نمی کند. حتی من و شما قبول نمی کنیم. توپ ها با ترمز دستی کشیده شده می آید.

ماشین ها بدون اینکه به روغنشان نگاه کرده باشند هرکس می آورد، می ریزد آنجا می رود. ما باید در کنار آموزش نظامی به پرسنل آموزش زندگی کردن در محیط نظامی را یاد دهیم که شما در روز جمعه دو تا پتوی خودت را ببر بیرون تمیز کن بیار. همین لباسهایت را باید بشویی. پوتین همین طور. این کار را اگر ما اعمال کردیم پیش وجدان و شهداء و خدا راحتیم که ما کارمان را انجام دادیم. درسته کارنامه اعمال دست خداست ولی وقتی جلوی چشم اسراف می کنیم دیگر کارنامه لازم ندارد. چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟ شاید الان این صحبتی که من می کنم توی دلم این نباشد، این کارنامه اش دست خداست که من خالصانه حرف می زنم یا نه؟ ولی این کار های ریخت و پاش نمی خواهد که توی دل باشد. ظاهر می گه بابا ! این ریخت و پاش اسراف است. تدارکات کنترل نداره، فرماندهی کنترل نداره، کسی هم که روی سرش کنترل نداشته باشه دیگه هیچ چی.

متاسفانه این شیوه طوری است که ما نمی توانیم برنامه ارتش اینجا پیاده شود ولی اگر برنامه اسلامی را پیدا کنیم همه ما حق شرعی داریم. اگر اینجا را نگاه کنید 15 تا پتو است، این ها مال کیه؟ کسی نداریم به ما جواب بدهد. اینجا چند نفر کار می کنند؟ شما در اطاق تدارکات سه یا چهار نفر هستید. هرکس سه تا پتو، 12 تا خوب اینجا 15 تا پتو مال کیه؟

عین همین جریان در اطاق های بعدی هم هست و الان اگر به این مسئول اینجا گفتیم برو پیرانشهر، همین طوری می رود و پتو ها هم دیگر از رده خارج می شود. ما به گردان قدس هم گفتیم که فکر نکنید اگر مسئول تدارکات برود و همه چیز را بردارد و بیاورد بریزد تو مقرتان ما می گوئیم مسئول تدارکات خوبی دارید. این مسئول تدارکات ده شاهی هم نمی ارزد. مسئول تدارکات کسی است که بتواند اموال را خوب نگهداری کند. شما ببینید در محیط خانواده به کدام زن می گویند زن خوب؟ به زنی که این پتو را ده سال طوری نگه داری کند مثل اینکه الان از بازار خریده؛ به این زن می گویند خانه دار. این زن ها خوب می توانند از اموال نگه داری کنند ولی زن هایی هستند که همین جوری ریخت و پاش می کنند. این ها شوهر را بدبخت می کنند آخرش هم مستاجراند. ما به مسئولی می گوییم خوب که از هیچ چیز همه چیز درست کند وگرنه از همه چیز، همه چیز درست کردن کار همه کس است. هرکسی که از پشت کوه هم آمده باشد می تواند این کار را بکند آخرش هم چیزی نداشته باشد.


ولی مرد کسی است که در این محیط و جو و وضعیت اقتصادی و جنگ بتواند از هیچ چیز، همه چیز درست کند. اگر شما توانستید از یک توپ اوراقی یک توپ خوب درست کنید که به جنگ بیاید و عملیاتی شود آنوقت شما توپچی هستید و گرنه توپ نو بیاورید، یک توپچی معمولی هستید. خدا رحمت کند شهید ناهیدی و امثال این ها را که از هیچ چیز، همه چیز درست می کردند. می گفت توپ خرمشهر را که داغون است بدهید به ما، من توپ نمی خواهم ما می دانیم چطور با این کار کنیم تا برایمان توپ بشود.

ولی الان ما توپ نو بدهیم زیاد کار شق القمری نکرده ایم آدم بعضی از موقع ها فکر می کند که علت عدم پیروزی مطلق ما در جنگ چیست؟ با توجه به اینکه ما حقیم، می بینیم که ما هنوز به آن مرحله رشد و به مرحله ای که یک مجاهد و مسلمان باید برسد نرسیده ایم. یعنی خلاف فرمایشات خداوند متعال و فرستاده بر حقش عمل کرده ایم. خدا رحمت کند حسن باقری را رفته بودند پیش امام. می گفت ما می خواستیم عکس بگیریم چراغ اتاق را روشن کردیم همه یکی یکی دست بوسی کردند و من هم آخرین نفر بودم. بعد از دست بوسی داشتیم می رفتیم دیدم امام دارد بر می گردد. برگشت چراغ اتاق را خاموش کرد بعد رفت. ما کجا این ها را رعایت می کنیم. آیا باید هر انسانی ماشین داشته باشد؟ آیا هر انسانی اتاق داشته باشد برای خودش؟ نمی دانم عقده داریم یا چی داریم، چرا فاصله و دیوار بین همدیگر می گذاریم؟ این همه اتاق اینجا مصرف می شود مگر چند نفر اینجا کار می کنند؟ باید یک اتاق پرسنلی، یک اتاق کاری و نظامی و امور مالی ومرخصی و غیره باشد.

باید همه سر موقع سرکارشان باشند با وضع مرتب. یک مسئول خودش دمپایی پوشیده بعد به کسی نمی شود گفت شما چرا دمپایی پوشیده ای؟ می گوید شما که مسئول هستید چرا دمپایی پوشیده اید؟ باید مشخص باشد که توی این اتاق این افراد باید بخوابند. برای این که شما بخواهید محیط را درست کنید باید از صفر شروع کنید. کارتان باید جهت داشته باشد. دیمی نباشد همه را یکجا جمع کنید بگو ييد پرسنلی اینجا باید باشد، شما دو تا میز لازم دارید.اینجا چقدر کمد و صندلی ومیز است؟ معلوم نیست مال چه کسی است. آیا اتاق اطلاعات عملیات پنج تا میز می خواهد یا یکی؟ اگر نمی خواهد اینجا نباید خاک بخورد. باید در انبار باشد.

اجناس اتاق باید صورت برداری شده تحویل مسئول داده شوند. محیط باید محیط نظامی باشد. محیط ویلایی نیست که هرکسی بیاید بخورد و برود. حضرت رسول )ص( وقتی می خواست برود جنگ بدر، صبح همه را جمع می کرد با چوب دستی یکی یکی می زد در شکم افراد که نظم بگیرید از راست. این را شاه آمده گفته از راست نظام، جلوی شاه خبردار.خوب ما آمدیم گفتیم این طاغوتیه. ما از کتاب و سنت وروش پیامبر خبر نداریم، می گوییم این روش طاغوتیه گفتند باید نگهداری شود.

صبح صبحگاه دو تا آیه قرآن بخط شوید بگیم از لبا س هایتان چرا نگهداری نمی کنید؟ ارتش شاه دو سال دو تا لباس می داد بعدش از آن بازدید می کرد برای بهداشت. مگر اسلام این مطالب را نگفته که لباس هایتان را بشویید اگر نشویید شپش می زند. خوب محیط را آلوده می کند.

منتهی آن جهتش نادرست بوده جهتش در رشد طاغوت بوده ولی عملکردی بوده که اسلام گفته بود. بدبختی ما این است که این حاجی ها که از مکه می آیند می گویند در مکه کثافات وجود دارد. اسلام بهداشت آورده، اسلام فیزیک و ریاضی و شیمی آورده همه چیز را اسلام آورده ولی الان هیچ چیش در ما نیست. همه چیز را گفتیم طاغوتیه چرا؟ چون اسلام را نشناختیم. ما باید در نیرو ها انگیزه به وجود بیاوریم که درسته حقتان است ولی برای کمک به جبهه و اسلام و بیت المال از آن پوتین اولیه خوب نگهداری کنید و نگیرید. همه ما سهل انگاری می کنیم خودمان هم با خبر هستیم. نا خوداگاه محیط و روش ها و برخورد به ما تحمیل می کند که این جور برخورد کنیم.

 

 

منبع :

1. ماهنامه فرهنگی شاهد یاران/ شماره 109

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

آبراه بیراهه

آبراه بیراهه

«حاجی جان! حین عملیات و با کلت، الا ماشاءالله منور سبز می زنند. ما چطور شما رو پیدا کنیم، آخه نوکرتم»؟بین سه راه و چهارراه معلق مانده بودیم. اطلاعاتچی به جلویی ها بی سیم می زد و نشانه می خواست. نیم خیز سکان را به دست گرفته بودم و با ترس قایق را هدایت...
شناگر توی استخر!

شناگر توی استخر!

همه چشم دوخته بودیم به سطح صاف کارون که هیچ اثری از حسین عمی نبود. برای یک لحظه آب شکافت و حسین عمی دست و پازنان روی آب پیدا شد و دوباره زیرآب رفت. چند روز بعد از ما خودش را به قجریه رسانده بود.
دزفول خیمه گاه و پایگاه حسینی ها است

دزفول خیمه گاه و پایگاه حسینی ها است

چهارم خرداد، سالروز مقاومت شهر دزفول است. اگر ایستادگی و مقاومت دزفولی ها در آن برهه از تاریخ جنگ ایران و عراق نبود ، بدون تردید الان جنگ به نفع دشمن تمام می شد. دزفول شهری است که بارها در مقابل آتش بازی موشک های عراق ایستاد به طوریکه بعثی ها این شهر...
 روایت یک رزمنده از عملیات بیت المقدس | اولین بار که مجروح شدم ترسیده بودم

روایت یک رزمنده از عملیات بیت المقدس | اولین بار که مجروح شدم ترسیده بودم

«عملیات بیت‌المقدس بود، اولین بار درد خاصی در انگشت شصتم احساس ‌کردم، حالت عجیبی داشتم، نوعی ترس وجودم را فرا گرفته بود، با خودم زمزمه می‌کردم و می‌گفتم " برای چه آمدی جنگ، تو که رفته بودی غائله کردستان دیگه چرا اینجا آمدی" ...»
سردار شهید حاج سیدحسین فیض اردکانی _ سردار بی نام و نشان کردستان بود

سردار شهید حاج سیدحسین فیض اردکانی _ سردار بی نام و نشان کردستان بود

سردار «داوود غیاثی راد» با توصیف شهید «حاج سیدحسین فیض اردکانی» به سردار بی نام و نشان کردستان گفت: این شهید والامقام از همرزمان سرلشگر پاسدار شهید «محمد بروجردی» در کردستان بود که رشادت های ایشان هیچ گاه از حافظه مردم این استان پاک نمی شود.
 شهادت دو برادر در ماه رمضان

شهادت دو برادر در ماه رمضان

شهید "محمدحسین بنی اسدی" متولد نخستین روز خردادماه ۴۲ در روستای ورآباد از توابع شهرستان خمین است. پاسدار كميته انقلاب اسلامی بود. چهارم خرداد ۱۳۶۵ در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش شهيد شد. او و برادرش ابوالفضل هر دو در ماه رمضان به شهادت رسیدند.
کیخسرو با بدنی قطعه قطعه به آغوش خانواده بازگشت

کیخسرو با بدنی قطعه قطعه به آغوش خانواده بازگشت

پدر شهید "کیخسرو انور" نقل می‌کند: «پسرم فرمانده بود و در کردستان پس از رشادت های فراوان به شهادت رسید و پیکرش بعد از نه سال با بدنی متلاشی شده به آغوش خانواده بازگشت.»

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

انتشار اسناد تازه مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس درباره خرمشهر، بهانه ای شد تا به بازخوانی روایت‌های دو فرمانده عراقی از عملیات «بیت‌المقدس» بپردازیم.

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

مجموعه فیلم

بخشی از وصیت نامه شهید ایوب ددجانی؛ کاری از گروه تلویزیونی شاهد

Category: دفاع مقدس

سردار شهید غلامعلی پیچک (1338- 1360) فرمانده سپاه غرب کشور در زمان جنگ تحمیلی بود که در 20 آذر به شهادت رسید.

Category: دفاع مقدس

با اولین گامی که دشمن به طرف کشورم گذاشت، قلم رها کرده و اسلحه بر دوش کشیده. یاران را رها نموده ام به میعادگاه حسینیان...

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

جنگ ايران و عراق يكي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين رخدادهاي قرن بيستم محسوب مي‌شود. اين جنگ در بحراني‌ترين كانون جهان يعني خاورميانه به وقوع پيوست و به مدت هشت سال طول كشيد. نبردهاي سخت و دشوار نيروهاي ...

زهرا دختر ۹ ساله‌‌ پس از ۹۲ روز کار هدیه‌ای برای رزمندگان اسلام را همراه با یک نامه برای امام روح‌الله (ه) فرستاد.

همسر شهید «سید رضا طاهر» گفته است که از سردار خواستم دست‌نوشته‌ای برایم بنویسد. سردار ابتدا اسمم را پرسید و نوشت: