یکشنبه, 11 خرداد 1399
شناسه خبر:3210

خاطرات جنگ به روایت ام البنین اسدی نوا بهیار دوران دفاع مقدس

  • انداز قلم

من نمی دانم جنگ را در آن زمان چگونه برای شما تشریح کنم یا به زبان آورم لحظات فراموش نشدنی است. اول از همه باید به سراغ معلولین، جانبازان و آزاده های عزیز رفت که از آن ها بخواهیم که چگونه جنگ را برای ما تعریف می کنند البته اگر اسمی از شهیدان در این خطه نبرده ام به دلیل نبودن در این دنیاست. شهدا همه زنده هستند اینان همه جانشان را فدای ملت و مردم و رهبر کردند ولی این یک حس درونی و وجدانی است که انسان ها بتوانند به هم نوعان خود کمک کنند.

خاطرات دفاع مقدس

من نمی دانم جنگ را در آن زمان چگونه برای شما تشریح کنم یا به زبان آورم  لحظات فراموش نشدنی است. اول از همه باید به سراغ معلولین، جانبازان و آزاده های عزیز رفت که از آن ها بخواهیم که چگونه  جنگ را برای ما تعریف می کنند  البته اگر اسمی از شهیدان در این خطه نبرده ام به دلیل نبودن در این دنیاست. شهدا همه زنده هستند اینان همه جانشان را فدای ملت و مردم و رهبر کردند ولی این یک حس درونی و وجدانی است که انسان ها بتوانند به هم نوعان خود کمک کنند. زمانی که من از آموزشکده بهیاری فارغ التحصیل شدم  و به پایگاه دزفول  منتقل شدم فقط خوشحال به دلیل اینکه توانسته باشم کمکی به عزیزان خود بکنم.

صبح که شروع به کار می کردیم شاید متوجه اینکه وقت چگونه می گذرد نمی شدیم  چون 24 ساعته در بیمارستان بودیم. ما حتی فرصت نمی کردیم دست هایمان را بشوییم  و  در آن مدت که در بیمارستان بودیم یک وعده غذا می خوردیم ولی خوشحال بودیم ولی این را به شما بگوییم سال های 59و 60 هیچ زنی در پایگاه نبود تمام خانواده ها از پایگاه خارج شده بودند ولی بعد از مدت یک سال کم کم به پایگاه برگشتند و چون تعداد نفرات ما در آغاز جنگ تحمیلی کم بود لذا زنان پایگاه به کمک ما شتافتند و جهت غذا دادن به مجروحان، تمیز کردن آن ها و یا درست کردن گاز و پنبه و نیز کارهای متفرقه به ما کمک می کردند.

ناگفته نماند که در بیمارستان، درجه ملاک نبود. همه از خلبان، سرهنگ، نظامی و غیر نظامی همه جهت کمک به مجروحان می شتافتند و کمک می کردند.

خاطره اول:

مجروحی را به بیمارستان آورند که فقط از ناحیه حنجره مجروح شده بود و ترکش درست به ناحیه تراشه آن خورده بود و دچار تنگی نفس شده بود، زجر می کشید یادش بخیر آقای دکتر پیغمبری که در آنجا پزشک وظیفه بودند تیغ بیستوری را بر روی آن ناحیه ورم کرده  وارد و با ایجاد برشی لوله خودکار را درون زخم کرده و تمام ترشحات توسط آن خارج شد و بیمار دوباره به حالت عادی برگشت و چشمان خود را باز کرد.

خاطره دوم:

حدود نیمه دوم سال 61 زمانی که شهر دزفول موشک باران می شد مجروح های زیادی به بیمارستان می آوردند از جمله پسر بچه ای را دیدم که درون کالسکه بود و ترکش به دو چشم او اصابت کرده بود و هر دو چشم او روی  گونه هایش  افتاده بود و مرده بود و مادر نیمه جان او در کنارش بود، دیدن این صحنه مرا خیلی تکان داد، من هیچ زمان آن مادر و فرزند را فراموش نمی کنم. خدا هر دوی آن ها را بیامرزد.

خاطره سوم:

سربازی در آنجا داشتیم که دایی وی شهدای جبهه را تحویل می گرفت و در آنجا ستوان وظیفه بود. این سرباز غروب یکی از آن روزها وقتی به منزل می رود توسط موشک از ناحیه سر و پا مجروح می شود  و  وقتی ایشان را به بیمارستان آوردند به واسطه اینکه سرباز بیمارستان بود تمام نیروهای درمانی دور او جمع شده  و پزشکان به کمک او شتافتند و من هم موی سر او را با دستگاه شیو تراشیدم و سر و پای مجروح او را پانسمان کردیم  اما به علت زیاد بودن مجروح او را با هواپیما به تهران اعزام کردند و در بیمارستان مرکزی نهاجا عمل  شد و برای مدت یک ماه آنجا بستری بود تا اینکه بعد از بهبودی به پایگاه برگشت ما فکر نمی کردیم که وی همان  سرباز مجروح خودمان  باشد. همه خوشحال شدیم از اینکه او سالم  برگشته و خواست خداوند بوده که زنده بماند.

من به نوبه خود از آقایان دکتر پیغمبری، دکتر به سالاری، نرس معمار پور، دکتر زرازوند، دکتر هاشمی، دکتر خرسندی که درحال حاضر این عزیزان در بیمارستان های مختلف مشغول به کار هستند تشکر می کنم و همیشه به یاد آن ها هستم و هیچ زمان خاطرات جنگ و سال های 59 تا 62 را فراموش نمی کنم.

 

 

منبع:

1. کتاب اطلس  جامع/ نقش اداره بهداشت، امداد و درمان نیروی هوایی ارتش در دفاع مقدس

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

آبراه بیراهه

آبراه بیراهه

«حاجی جان! حین عملیات و با کلت، الا ماشاءالله منور سبز می زنند. ما چطور شما رو پیدا کنیم، آخه نوکرتم»؟بین سه راه و چهارراه معلق مانده بودیم. اطلاعاتچی به جلویی ها بی سیم می زد و نشانه می خواست. نیم خیز سکان را به دست گرفته بودم و با ترس قایق را هدایت...
شناگر توی استخر!

شناگر توی استخر!

همه چشم دوخته بودیم به سطح صاف کارون که هیچ اثری از حسین عمی نبود. برای یک لحظه آب شکافت و حسین عمی دست و پازنان روی آب پیدا شد و دوباره زیرآب رفت. چند روز بعد از ما خودش را به قجریه رسانده بود.
دزفول خیمه گاه و پایگاه حسینی ها است

دزفول خیمه گاه و پایگاه حسینی ها است

چهارم خرداد، سالروز مقاومت شهر دزفول است. اگر ایستادگی و مقاومت دزفولی ها در آن برهه از تاریخ جنگ ایران و عراق نبود ، بدون تردید الان جنگ به نفع دشمن تمام می شد. دزفول شهری است که بارها در مقابل آتش بازی موشک های عراق ایستاد به طوریکه بعثی ها این شهر...
 روایت یک رزمنده از عملیات بیت المقدس | اولین بار که مجروح شدم ترسیده بودم

روایت یک رزمنده از عملیات بیت المقدس | اولین بار که مجروح شدم ترسیده بودم

«عملیات بیت‌المقدس بود، اولین بار درد خاصی در انگشت شصتم احساس ‌کردم، حالت عجیبی داشتم، نوعی ترس وجودم را فرا گرفته بود، با خودم زمزمه می‌کردم و می‌گفتم " برای چه آمدی جنگ، تو که رفته بودی غائله کردستان دیگه چرا اینجا آمدی" ...»
سردار شهید حاج سیدحسین فیض اردکانی _ سردار بی نام و نشان کردستان بود

سردار شهید حاج سیدحسین فیض اردکانی _ سردار بی نام و نشان کردستان بود

سردار «داوود غیاثی راد» با توصیف شهید «حاج سیدحسین فیض اردکانی» به سردار بی نام و نشان کردستان گفت: این شهید والامقام از همرزمان سرلشگر پاسدار شهید «محمد بروجردی» در کردستان بود که رشادت های ایشان هیچ گاه از حافظه مردم این استان پاک نمی شود.
 شهادت دو برادر در ماه رمضان

شهادت دو برادر در ماه رمضان

شهید "محمدحسین بنی اسدی" متولد نخستین روز خردادماه ۴۲ در روستای ورآباد از توابع شهرستان خمین است. پاسدار كميته انقلاب اسلامی بود. چهارم خرداد ۱۳۶۵ در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش شهيد شد. او و برادرش ابوالفضل هر دو در ماه رمضان به شهادت رسیدند.
کیخسرو با بدنی قطعه قطعه به آغوش خانواده بازگشت

کیخسرو با بدنی قطعه قطعه به آغوش خانواده بازگشت

پدر شهید "کیخسرو انور" نقل می‌کند: «پسرم فرمانده بود و در کردستان پس از رشادت های فراوان به شهادت رسید و پیکرش بعد از نه سال با بدنی متلاشی شده به آغوش خانواده بازگشت.»

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

انتشار اسناد تازه مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس درباره خرمشهر، بهانه ای شد تا به بازخوانی روایت‌های دو فرمانده عراقی از عملیات «بیت‌المقدس» بپردازیم.

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

مجموعه فیلم

«غاده جابر» همسر شهید چمران در بخشی از گفته هایش این چنین می گوید: در یک مقطعی از زمان خیلی خودخواه بودم و می گفتم...

Category: دفاع مقدس

طرح عملیات فتح المبین نیازمند یک شناسایی دقیق و حساب شده بود به همین جهت شهید حسن باقری شیوه حفر کانال و تونل در زمین...

Category: دفاع مقدس

وصف سردار شهید شوشتری از شهید شفیع زاده در میدان جنگ را در فیلم زیر ببیند.

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

جنگ ايران و عراق يكي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين رخدادهاي قرن بيستم محسوب مي‌شود. اين جنگ در بحراني‌ترين كانون جهان يعني خاورميانه به وقوع پيوست و به مدت هشت سال طول كشيد. نبردهاي سخت و دشوار نيروهاي ...

زهرا دختر ۹ ساله‌‌ پس از ۹۲ روز کار هدیه‌ای برای رزمندگان اسلام را همراه با یک نامه برای امام روح‌الله (ه) فرستاد.

همسر شهید «سید رضا طاهر» گفته است که از سردار خواستم دست‌نوشته‌ای برایم بنویسد. سردار ابتدا اسمم را پرسید و نوشت: