سه شنبه, 19 فروردين 1399
شناسه خبر:3831

مهاجر مجاهد و شهید غریب

  • انداز قلم

گمنامی او به گونه ای دیگر بود. او در غربت عجیبی به شهادت رسید. پیکرهای شهدای عملیات والفجر 9 به شهرستان بجستان آمد. تمامی شهدا توسط خانواده هایشان تشییع و تدفین شد. اما یک شهید هنوز مانده! کسی برای تحویل پیکر او اقدام نکرده!

خاطرات دفاع مقدس

او از بجستان در خراسان جنوبی اعزام شده اما هیچ آدرس یا نشانی ندارد. غربت و گمنامی او خیلی عجیب است. یعنی خانواده او کجا هستند.

تلاشها ادامه داشت تا اینکه بچه های بسیج بجستان او را شناسایی کردند. نام او رجب غلامی افغانی، از اتباع افغانستان بود. او در زیر این آسمان هیچکس را نداشت. خانواده اش را در جنگ افغانستان از دست داده بود.

تنها کسی که او را بهتر از بقیه می شناخت یک شاطر نانوا در یکی از محله های شهر بود. ایشان می گفت: رجب چند سال قبل به ایران آمد. در نانوایی من کار می کرد. شبها همانجا می خوابید.

او از شیعیان بسیار معتقد بود. نماز اول وقت او هیچگاه ترک نمی شد. بعد هم با بچه های بسیج و مسجد آشنا شد. رجب یک سال بعد از شروع کار، خمس همان پول ناچیزی که جمع کرده بود را پرداخت کرد!

بچه های بسیج می گفتند: یک موتور داشت. مدتی بعد آن را فروخت. پول آن را به امام جمعه داد. برای کمک به جبهه ها!

امام فرموده بود: جبهه رفتن واجب کفایی است. او هم مقلد امام بود. می گفت: اسلام مرز نمی شناسد. امام ولی ماست.

برای همین هرچه داشت فروخت و برای کمک به جبهه ها پرداخت کرد، بعد هم راهی جبهه شد. در این عملیات هم به شهادت رسیده بود. تمام پیراهن او پاره و زخمی بود. گلوله ای هم به صورت او اصابت کرده بود.

امام جمعه برای مردم، این شهید غریب را معرفی کرد. بعد از نماز جمعه تمام مردم جمع شدند. پیکر رجب را آوردند. تشییع با شکوهی برگزار شد.

شاید برای هیچ شهیدی اینگونه نشده بود. در ابتدای گلستان شهدا پیکر شهید به خاک سپرده شد.

حال و روز مردم خیلی عجیب بود. همه اشک می ریختند. گویی برادر خود را از دست داده اند. در پایان مراسم یکی از همرزمان شهید در مورد نحوه شهادت رجب صحبت کرد و گفت:

عملیات والفجر9 بر روی ارتفاعات کردستان در حال انجام بود. محمود کاوه فرماندهی لشگر ویژه شهدا با حضور در منطقه عملیاتی کار را از خطوط مقدم نبرد پیگیری می کرد.

یکی از گردانها به سوی پاسگاه عراقی ها حرکت کرد. آنها باید با عبور از موانع از دو طرف به پاسگاه حمله می کردند. مرحله بعدی عملیات با کار این گردان آغاز می شد.

برادر کاوه منتظر نتیجه حمله گردان بود. لحظاتی بعد خبر رسید که گردان در پشت سیم های خاردار حلقوی گیر افتاده.

نمی دانم علت چه بود؟! یا سیم خاردار متصل به مین بود. یا اینکه وسایل باز کردن مسیر وجود نداشت.

از مکالمات پشت بی سیم معلوم بود که برادر کاوه اصرار داشت هرچه زودتر کار آغاز شود. لحظاتی بعد با حمله گردان، مرحله بعدی عملیات آغاز شد. با تصرف پاسگاه پیشروی بچه ها شروع شد.

عملیات به بیشتر اهداف خود رسید. قبل از روشن شدن هوا برادر کاوه به کنار بچه های گردان آمد. ایشان از بچه ها و حماسه ای که آفریدند تشکر کرد. اما فرمانده گردان گفت: حماسه اصلی را یک جوان بسیجی انجام داد!

بعد ادامه داد: همه ما در پشت موانع گیر افتاده بودیم. واقعا نمی دانستیم چه کنیم. در همین حین یک جوان به روی سیم های خاردار خوابید! بعد هم گفت: همه از روی من عبور کنید!

بیش از سیصد نفر از روی بدن او عبور کردند. خارهای سیم در بدن جوان فرو رفته بود.

در زیر نور منور کاملا مشخص بود. قطرات خون از بدن او جاری شده بود. وقتی همه نیروها از روی بدن او عبور کردند عملیات با موفقیت آغاز شد.

در همان لحظات جوان را از روی موانع بلند کردیم. همینطور که خون از تمام بدن او جاری بود دستانش را به سوی آسمان بلند کرد.

می گفت: خدایا تحمل ندارم. شهادت را نصیبم کن. در همان لحظه گلوله ای بر چهره نورانی او نشست!

با پایان عملیات برادر کاوه بر بالین این شهید قهرمان حاضر شد. برای او دعا کرد. چند جمله ای هم در وصف او صحبت نمود.

بعد هم پیکر او را به همراه دیگر شهدا به عقب منتقل کردیم.

جوان حماسه ساز این عملیات که بر روی سیمها خوابید همین رجب غلامعلی است.

سالها از آن ماجرا گذشته. رجب دیگر در این شهر غریب نیست. او به اندازه یک شهر فامیل دارد.

وقتی مردم قدرشناس وارد گلستان شهدای بجستان می شوند ابتدا به سراغ مزار رجب می ورند بعد به سراغ دیگر شهدا.

پایگاه بسیج مسجد جامع بجستان نیز به نام شهید رجب غلامی نامگذاری شد.

راوی: دوستان شهید

 

 

منبع:

1. شهید گمنام/ 72 روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر/ گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/1393

2. نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

اسارت

اسارت

تیرماه بود و هوا بسیار گرم. در حال عقب نشینی راه را گم کردیم. بیست و یک ساعت در راه بودیم. هر دفعه به نوبت یکی از ما عباس را به دوش می گرفت. در را ه در زیر یک درخت از فرط خستگی به خواب رفتیم.
قطعه 44

قطعه 44

در بهشت زهرا(ص) قطعه ای است که هزاران سردار بی پلاک در آنجا آرمیده اند. آنها نام و نشان را در گمنامی یافتند. آنها برای همیشه سمبل ایمان و اعتقاد ملت ایران گردیدند.
پیکر سالم

پیکر سالم

چهارده سال بیشتر نداشت. برای جبهه رفتن اقدام کرد ولی قبول نمی کردند. بالاخره با دست بردن در شناسنامه راهی منطقه شد. نوزده سالگی برای آخرین بار اعزام شد. رفته بود کلی تسبیح و.... برای دوستانش خریده بود. مادرش گفته بود: چیکار می کنی؟
 خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

تازه صبحانه خوردن تمام شده بود که مسئولان اخذ رأی از اندیمشک آمدند. ساعت ۸ بود که رأی گیری شروع شد و برادران ارتشی در صفوف منظم می‌آمدند و رأی می‌دادند. نامزدها سه نفر بیشتر نبودند. مقام معظم رهبری، آقای عسگراولادی و آقای کاشانی.
 اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

دوازده روز از شروع جنگ گذشته بود. شرایط هنوز عادی نشده. با نیروهای داو طلب در پادگان ابوذر مستقر بودیم. اصغر وصالی فرمانده ما بود. عصر یکی از روزها به من گفتند به همراه چهار نفر از نیروهای داوطلب حرکت کنید. مقصد ما تپه تک درخت بود.
شهدای غریب

شهدای غریب

قبل از ورود به اردوگاه ما را بازجویی کردند. از اتاق بازجویی فقط صدای ناله می آمد. جوانی بود که با لباس پاسداری اسیر شده بود. او را می زدند و می گفتند: تو پاسدار خمینی هستی! او را می شناختم. از بچه های لشگر علی ابن ابی طالب (ع) بود.
شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

ایمان و عمل را در خود جمع کرده بود. الگویی بود برای دوران اسارت. او انسان اهل دلی بود به نام منصور زرنقاش. حاج منصور، سنگ صبوری بود برای جوانترها، به همه امید می داد، سال 67 به او آمپول اشتباهی تزریق کردند. در جلوی چشم نماینده صلیب روی زمین افتاد و ه...

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

شهید فرضعلی صمدی شجاع بیست و چهارم مرداد ماه 1362 در منطقه بان سعید کیونانات در درگیری با احزاب کومله و دموکرات به شهادت رسید.

مجموعه فیلم

Category: دفاع مقدس

Category: دفاع مقدس

خاطرات سهیلا فرجام فر، از دوران دفاع مقدس

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

در هر آیه از قرآن کریم هزاران نکته و راز جا دارد و کتابت و خوشنویسی قرآن از ارزشمندترین هنر های اسلامی است .یکی از شهدای بزرگوار و هنرمند ایران شهید "شریف اشراف "معاون، لشکر 21 حمزه که در دوران دفاع ...

سي سال پيش در چنين روزي وقتي در عمليات بدر به شهادت رسيد، مدال فرماندهي لشكر 27 محمدرسول الله را بر سينه داشت.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در شهرستان ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده ...

یکم مردادماه سال 1362 جمعی از رزمندگان گردهم می آیند و در پارچه ای نوشته ای شهادت نامه و و دعای عهد بهشتی خود را امضا می کنند. روزهای بعد به جمع امضاء کنندگان اضافه می شود و در نهایت 48 رزمنده این ...