سه شنبه, 19 فروردين 1399
شناسه خبر:3832

دیده بان شجاعی که دستور آتش به سنگر خودش را داد

  • انداز قلم

سی ام اردیبهشت سال 67 بود. قبل از اینکه بخوابم به سنگر بچه های دیده بانی رفتم. شب خنکی بود و آسمان پر از ستاره. از بچه ها وضعیت خطوط دشمن و جا به جایی ها را سوال کردم. بعد هم توسط بی سیم با دیدگاه شهید مومنی تماس گرفتم.

خاطرات دفاع مقدس

گفتم: به برادر مهدوی بگو آماده باشه، صبح می یام دنبالش بریم جلو!

مهدوی سرباز و بسیجی دو ساله واحد دیده بانی بود. چیزی به اتمام خدمتش نمانده بود. همیشه کارش را با اخلاص و دقت انجام می داد. وقتی هم عقب بود نمی گذاشت کاری روی زمین بماند. از بیل زدن گرفته تا جوشکاری و ....

صبح زود دوربین و قطب نما و نقشه و ماسک را برداشتم و سوار موتور شدم. خودم را به دیدگاه شهید مومنی رساندم. بچه ها مشغول صبحانه بودند. من هم مشغول شدم. سر سفره همه بودند بجز برادر مهدوی!

پرسیدم: مهدوی کجاست؟ یکی از بچه ها گفت: دیشب نوبت من بود. اما حالم خوب نبود.

مهدوی به جای من رفت دیدبانی. همان موقع مهدوی از در وارد شد و سر سفره نشست.

بعد از صبحانه گفتم: مهدوی جان تو بمان، خسته ای. یکی دیگه از بچه ها را به جای تو می برم.

گفت: خسته که نیستم هیچ، خیلی هم سر حالم.

ساعتی بعد سوار موتور تریل 125 شدیم و به سمت خط راه افتادیم. هیکل مهدوی درشت بود. گلگیر موتور به لاستیک گیر می کرد. با خنده گفتم: مهدوی دیگه نمی شه با 125 تورو جابه جا کرد! یادم باشه دفعه بعد با 250 بیام! بعد هم هر دو خندیدیم.

به دیدگاه مستقیم درکنار کانال ماهی شلمچه رسیدیم. مهدوی از کنار خط شروع به دیده بانی کرد. از داخل خط بهتر می شد تحرکات دشمن را کنترل کرد. آتش هم دقیقتر اجرا می شد.

یک بریدگی را به مهدوی نشان دادم. گفتم: اینجا رو با چند آتشبار ثبت کن. دشمن اگه بخواد بیاد جلو از اینجا می یاد.

بعد هم مهدوی را تنها گذاشتم و به سمت پنج ضلعی رفتم. کارهای من تا عصر طول کشید. غروب هم به مقر برگشتم.

نماز جماعت و شام و بررسی کارها و ...سکوت عجیبی در منطقه بود.

ساعت پنج بامداد با صدای چندین انفجار از خواب پریدم. رفتم روی سقف سنگر. برق دهانه های توپخانه دشمن را می دیدم.

با بی سیم به همه دیدگاه تماس گرفتم. همه دید گاه ها گفتند: دشمن تحرک خاصی ندارد. فقط آتش می ریزد. فقط برادر مهدوی پاسخ نداد!

تا یک ساعت بعد در مقر ماندم. بعد با موتور راه افتادم. جاده ها زیر آتش شدید دشمن بود. چند دیدگاه را سرکشی کردم. اما دیدگاه برادر مهدوی جلو بود. آتش هم سنگین. نمی شد به آنجا رفت.

یکبار دیگر تماس گرفتم. اما مهدوی جواب نداد!

بچه هایی که روی دکل بودند و گفتند: از اینجا چیزی پیدا نیست. حجم آتش دشمن خیلی زیاد است.

دوباره برگشتم به مقر. خیلی ناراحت بودم. بی سیم چی را صدا زدم. گفتم: تلاش کن با مهدوی تماس بگیری. ببین چه وضعیتی داره.

بی سیم چی مات و مبهوت به من نگاه می کرد. خسته بودم و عصبانی. گفتم: مگه با تو نیستم. با مهدوی تماس بگیر ببین اونجا چه خبره!؟ اما او ساکت و آرام مرا نگاه می کرد.

یکی از بچه های مقر دستم را گرفت و کنار کشید. با چشمانی گرد شده از تعجب به بچه ها نگاه می کردم.

دوستم نفس عمیقی کشید و گفت: ساعتی پیش مهدوی تماس گرفت. چند موقعیت را اعلام کرد و گفت: این مشخصات رو با آتش سنگین بزنید. دشمن خط ما رو شکسته! من هم می خوام بی سیم رو منهدم کنم.

این آخرین پیام مهدوی بود. ما اون مشخصات رو زدیم. بعد فهمیدیم مشخصاتی که او داده بود محل حضور خودش در همان خاکریز خط مقدم بود!! با اینکار او جلوی پیشروی بیشتر عراقی ها گرفته شد.

تا این تاریخ هیچ خبری از دیده بان شجاع محمدرضا مهدوی نداریم. او هم مزد اخلاص و تقوایش را گرفت و به قافله شهدای گمنام پیوست.(یادش گرامی)

راوی: حجت ایروانی

 

 

منبع:

1. شهید گمنام/ 72 روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر/ گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/1393

2. نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

اسارت

اسارت

تیرماه بود و هوا بسیار گرم. در حال عقب نشینی راه را گم کردیم. بیست و یک ساعت در راه بودیم. هر دفعه به نوبت یکی از ما عباس را به دوش می گرفت. در را ه در زیر یک درخت از فرط خستگی به خواب رفتیم.
قطعه 44

قطعه 44

در بهشت زهرا(ص) قطعه ای است که هزاران سردار بی پلاک در آنجا آرمیده اند. آنها نام و نشان را در گمنامی یافتند. آنها برای همیشه سمبل ایمان و اعتقاد ملت ایران گردیدند.
پیکر سالم

پیکر سالم

چهارده سال بیشتر نداشت. برای جبهه رفتن اقدام کرد ولی قبول نمی کردند. بالاخره با دست بردن در شناسنامه راهی منطقه شد. نوزده سالگی برای آخرین بار اعزام شد. رفته بود کلی تسبیح و.... برای دوستانش خریده بود. مادرش گفته بود: چیکار می کنی؟
 خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

تازه صبحانه خوردن تمام شده بود که مسئولان اخذ رأی از اندیمشک آمدند. ساعت ۸ بود که رأی گیری شروع شد و برادران ارتشی در صفوف منظم می‌آمدند و رأی می‌دادند. نامزدها سه نفر بیشتر نبودند. مقام معظم رهبری، آقای عسگراولادی و آقای کاشانی.
 اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

دوازده روز از شروع جنگ گذشته بود. شرایط هنوز عادی نشده. با نیروهای داو طلب در پادگان ابوذر مستقر بودیم. اصغر وصالی فرمانده ما بود. عصر یکی از روزها به من گفتند به همراه چهار نفر از نیروهای داوطلب حرکت کنید. مقصد ما تپه تک درخت بود.
شهدای غریب

شهدای غریب

قبل از ورود به اردوگاه ما را بازجویی کردند. از اتاق بازجویی فقط صدای ناله می آمد. جوانی بود که با لباس پاسداری اسیر شده بود. او را می زدند و می گفتند: تو پاسدار خمینی هستی! او را می شناختم. از بچه های لشگر علی ابن ابی طالب (ع) بود.
شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

ایمان و عمل را در خود جمع کرده بود. الگویی بود برای دوران اسارت. او انسان اهل دلی بود به نام منصور زرنقاش. حاج منصور، سنگ صبوری بود برای جوانترها، به همه امید می داد، سال 67 به او آمپول اشتباهی تزریق کردند. در جلوی چشم نماینده صلیب روی زمین افتاد و ه...

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

شهید فرضعلی صمدی شجاع بیست و چهارم مرداد ماه 1362 در منطقه بان سعید کیونانات در درگیری با احزاب کومله و دموکرات به شهادت رسید.

مجموعه فیلم

مراسم تجلیل از راویان نهضت خاطره گویی دفاع مقدس و رونمایی از سایت نهضت خاطره گویی

Category: نهضت خاطره گویی

شهید مهدی صبوری فرزند محمدحسن در یازدهمین روز از آخرین ماه سال 1338 در فردوس متولد شد. پیش از انقلاب کتاب ها و اعلامیه...

Category: دفاع مقدس

شهید محسن وزوایی در دهم ارديبهشت سال 61 ، در 22 سالگي هنگام هدايت نيروهاي تحت امر خود، بر اثر اصابت گلوله و تركش به...

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

در هر آیه از قرآن کریم هزاران نکته و راز جا دارد و کتابت و خوشنویسی قرآن از ارزشمندترین هنر های اسلامی است .یکی از شهدای بزرگوار و هنرمند ایران شهید "شریف اشراف "معاون، لشکر 21 حمزه که در دوران دفاع ...

سي سال پيش در چنين روزي وقتي در عمليات بدر به شهادت رسيد، مدال فرماندهي لشكر 27 محمدرسول الله را بر سينه داشت.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در شهرستان ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده ...

یکم مردادماه سال 1362 جمعی از رزمندگان گردهم می آیند و در پارچه ای نوشته ای شهادت نامه و و دعای عهد بهشتی خود را امضا می کنند. روزهای بعد به جمع امضاء کنندگان اضافه می شود و در نهایت 48 رزمنده این ...