سه شنبه, 19 فروردين 1399
شناسه خبر:3857

شهدای غریب

  • انداز قلم

قبل از ورود به اردوگاه ما را بازجویی کردند. از اتاق بازجویی فقط صدای ناله می آمد. جوانی بود که با لباس پاسداری اسیر شده بود. او را می زدند و می گفتند: تو پاسدار خمینی هستی! او را می شناختم. از بچه های لشگر علی ابن ابی طالب (ع) بود.

خاطرات دفاع مقدس

هرچه او را زدند هیچ حرفی نزد. حسابی از دست او عصبانی شدند. در آخر فقط یک کلام گفت: کمی آب به من بدهید.

بعثی ها رفتند و ظرف آبی آوردند! به زور در دهان او ریختند. فریادی زد و در پیش چشمان ما در حال تشنگی جان داد!

جلادانی که وارث شمر و یزید بودند قیر مذاب به جای آب در دهانش ریخته بودند!

وارد اردوگاه شدیم. از همان ابتدا با یکی از بچه ها رفیق شدم. چهره آرام و معنوی داشت.

دیدن او همه ما را به یاد خدا می انداخت. همیشه به فکر حل مشکل بچه ها بود. همه دوستش داشتند.

سال 68 و با پایان جنگ اثر شکنجه ها نمایان شد. خونریزی داخلی او را ضعیف کرده بود. هیچ امیدی به زنده ماندن نداشت. نه پزشکی بود و نه دارویی.

وقتی کنارش می نشستیم ما را دلداری می داد. با صدای ضعیفش می گفت: صبر داشته باشید.

به زودی به ایران بر می گردید. بعد گفت: من شهادت را انتخاب کرده ام. اگر خدا مرا قبول کند دوست دارم اینجا پیش مولایم امام حسین (ع) بمانم.

اولین روزهای سال69 خدا دعایش را مستجاب کرد. محمد حسین دارابی از زندان تن آزاد شد و نزد اربابش ماند. از او هم مثل خیلی از شهدای غریب خبری نشد.

تیرماه 69 بود.خودرویی وارد اردوگاه شد. بین قسمت راننده وعقب حائلی ایجاد شده بود. چند دقیقه بعد حسن میرزایی افسر شجاع ارتشی را صدا زدند. او را با خود به استخبارات بغداد بردند.

مدتی بعد دوستش از بغداد به اردوگاه آمد. او پیراهن حسن را با خود آورده بود. پرسیدیم : خودش کجاست؟!

گفت: در زندان بودن که حسن را به آنجا آوردند. در سلول کناری من زندانی شد.

یک روز برای من گفت: من را به اداره اطلاعات عراق بردند و گفتند: باید تضمین بدهی در صورت آزادی با ما همکاری کنی.

اما من گفتم: به ایران و جمهوری اسلامی علاقه مندم و این کار را نمی کنم. برای همین من را به زندان انداخته اند.

بعد گفت: اینها من را رها نمی کنند. وقتی برگشتی اردوگاه به سرهنگ مدارایی بگو که چه شد.

چند روز گذشت. دیگر صدای حسن از داخل سلول نمی آمد. سرباز عراقی را صدا کردم.

گفت: حسن را در حال بی هوشی به بیمارستان بردند. فقط پیراهنش اینجا مانده که آن را به من داد.

بعد هم اعلام کردند حسن میرزایی مریض بوده و در هنگام عمل از دنیا رفته! حسن سالمترین افسر اردوگاه بود. هنوز چهلم او نشده بود که اسرای ایرانی آزاد شدند.

در مورد شهید حسن هداوند میرزایی اتفاق عجیب تری افتاد.

راوی: آزادگان قهرمان

 

 

منبع:

1. شهید گمنام/ 72 روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر/ گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/1393

2. نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

اسارت

اسارت

تیرماه بود و هوا بسیار گرم. در حال عقب نشینی راه را گم کردیم. بیست و یک ساعت در راه بودیم. هر دفعه به نوبت یکی از ما عباس را به دوش می گرفت. در را ه در زیر یک درخت از فرط خستگی به خواب رفتیم.
قطعه 44

قطعه 44

در بهشت زهرا(ص) قطعه ای است که هزاران سردار بی پلاک در آنجا آرمیده اند. آنها نام و نشان را در گمنامی یافتند. آنها برای همیشه سمبل ایمان و اعتقاد ملت ایران گردیدند.
پیکر سالم

پیکر سالم

چهارده سال بیشتر نداشت. برای جبهه رفتن اقدام کرد ولی قبول نمی کردند. بالاخره با دست بردن در شناسنامه راهی منطقه شد. نوزده سالگی برای آخرین بار اعزام شد. رفته بود کلی تسبیح و.... برای دوستانش خریده بود. مادرش گفته بود: چیکار می کنی؟
 خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

تازه صبحانه خوردن تمام شده بود که مسئولان اخذ رأی از اندیمشک آمدند. ساعت ۸ بود که رأی گیری شروع شد و برادران ارتشی در صفوف منظم می‌آمدند و رأی می‌دادند. نامزدها سه نفر بیشتر نبودند. مقام معظم رهبری، آقای عسگراولادی و آقای کاشانی.
 اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

دوازده روز از شروع جنگ گذشته بود. شرایط هنوز عادی نشده. با نیروهای داو طلب در پادگان ابوذر مستقر بودیم. اصغر وصالی فرمانده ما بود. عصر یکی از روزها به من گفتند به همراه چهار نفر از نیروهای داوطلب حرکت کنید. مقصد ما تپه تک درخت بود.
شهدای غریب

شهدای غریب

قبل از ورود به اردوگاه ما را بازجویی کردند. از اتاق بازجویی فقط صدای ناله می آمد. جوانی بود که با لباس پاسداری اسیر شده بود. او را می زدند و می گفتند: تو پاسدار خمینی هستی! او را می شناختم. از بچه های لشگر علی ابن ابی طالب (ع) بود.
شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

ایمان و عمل را در خود جمع کرده بود. الگویی بود برای دوران اسارت. او انسان اهل دلی بود به نام منصور زرنقاش. حاج منصور، سنگ صبوری بود برای جوانترها، به همه امید می داد، سال 67 به او آمپول اشتباهی تزریق کردند. در جلوی چشم نماینده صلیب روی زمین افتاد و ه...

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

شهید فرضعلی صمدی شجاع بیست و چهارم مرداد ماه 1362 در منطقه بان سعید کیونانات در درگیری با احزاب کومله و دموکرات به شهادت رسید.

مجموعه فیلم

این مستند بازگوی زندگی و خاطرات شفاهی سید حسین علم الهدی از زبان همرزمان و دوستان شهید و حماسه هویزه است. شهید حسین...

Category: دفاع مقدس

شهید حاج قاسم میر حسینی در سال 1365 در شلمچه و در عملیات کربلای 5 پس از ساماندهی نیروها در حین عملیات بر اثر اصابت تیر...

Category: دفاع مقدس

در این فیلم سخنان سرلشکر قاسم سلیمانی در میان رزمندگان را مشاهده می‌کنید.

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

در هر آیه از قرآن کریم هزاران نکته و راز جا دارد و کتابت و خوشنویسی قرآن از ارزشمندترین هنر های اسلامی است .یکی از شهدای بزرگوار و هنرمند ایران شهید "شریف اشراف "معاون، لشکر 21 حمزه که در دوران دفاع ...

سي سال پيش در چنين روزي وقتي در عمليات بدر به شهادت رسيد، مدال فرماندهي لشكر 27 محمدرسول الله را بر سينه داشت.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در شهرستان ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده ...

یکم مردادماه سال 1362 جمعی از رزمندگان گردهم می آیند و در پارچه ای نوشته ای شهادت نامه و و دعای عهد بهشتی خود را امضا می کنند. روزهای بعد به جمع امضاء کنندگان اضافه می شود و در نهایت 48 رزمنده این ...