سه شنبه, 19 فروردين 1399
شناسه خبر:3882

اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

  • انداز قلم

دوازده روز از شروع جنگ گذشته بود. شرایط هنوز عادی نشده. با نیروهای داو طلب در پادگان ابوذر مستقر بودیم. اصغر وصالی فرمانده ما بود. عصر یکی از روزها به من گفتند به همراه چهار نفر از نیروهای داوطلب حرکت کنید. مقصد ما تپه تک درخت بود.

خاطرات دفاع مقدس

یک نفربر ما را در کنار جاده سوار کرد. بعد از طی یک ساعت در نقطه ای ما را پیاده نمود. وقتی پیاده شدیم فکر کردیم در اطراف تپه هستیم. اما منطقه نا آشنا بود.

در راه با هم صحبت می کردیم. من و ابراهیم هادی بچه تهران بودیم. دو نفر هم اصفهانی بودند.

اما نفر آخر جوان عربی بود که نمی توانست درست فارسی صحبت کند. وقتی از او سوال کردیم گفت: اهل فلسطین است!

از نیروهایی بود که به خاطر دکتر چمران به ایران آمده بود. راننده نفربر ما را پیاده کرد و سریع برگشت ! بعدها فهمیدیم این راننده از نیروهای نفوذی دشمن بوده!

مقابل ما یک جاده خاکی بود. سمت چپ آن یک تپه و سمت راست هم دشت صاف بود.

همینطور به اطراف نگاه می کردیم. یکدفعه از بالای تپه و از داخل دشت به سمت ما تیراندازی شد!

فهمیدیدم در میان نیروهای دشمن هستیم. ابراهیم هادی بلافاصله به اطرف نگاه کرد. بعد هم بچه ها را صدا کرد. در کنار جاده چاله بزرگی شبیه یک سنگر بود. همه به داخل آن رفتیم.

عراقی ها که نزدیک به صد نفر بودند به سمت ما حرکت کردند. شریط بدی بود. ما در محاصره بودیم. لحظاتی بعد با فریاد الله اکبر همگی با هم به سمت دشمن شلیک کردیم.

باور کردنی نبود. تعداد زیادی از نیروهای دشمن کشته شده و بقیه فرار کردند. ابراهیم با هر گلوله یکی از آنها را به زمین می انداخت.

تا نزدیک غروب مشغول بودیم. کمتر شلیک می کردیم تا مهمات ما تمام نشود. اما یکدفعه دشمن شروع به شلیک خمپاره و پرتاب نارنجک کرد.

دو نفر از بچه ها مجروح شدند. یکدفعه یک نارنجک به داخل سنگر ما افتاد. هیچ کاری نمی شد کرد. قبل از اینکه ما کاری انجام دهیم جوان فلسطینی خودش را در مقابل نارنجک قرار داد!

با انفجار نارنجک تمام بدن او پر از ترکش شد. او غرق خون روی زمین افتاد. اما به دیگر نیروها آسیبی نرسید.

با تاریکی هوا نیروهای عراقی عقب نشینی کردند. ما هم از سنگر خارج شدیم. پیکر شهید فلسطینی که با ایثار جان خود بقیه را نجات داد در گوشه ای در کنار تپه دفن کردیم. نشانه ای هم برای قبر او گذاشتیم.

بعد به همراه دو مجروح به سمت نیروهای خودی حرکت کردیم.منطقه نا آشنا بود.

ابراهیم هر بار، با سختی راهی را پیدا می نمود و حرکت می کردیم. شبها در راه بودیم و روزها استراحت می کردیم.

در روز بعد به نیروهای خودی رسیدیم. ابراهیم وقتی ماجرای این مدت را تعریف می کرد از رشادتهای آن بسیجی فلسطینی می گفت.

بسیجی گمنامی که خودش را فدای دیگر رزمندگان نمود.

بعدها خیلی تلاش کردیم که محل درگیری و مزار او را پیدا کنیم. اما هر چه تلاش کردیم بی فایده بود.

ما حتی اسم او را نمی دانستیم. گویی خودش گمنامی را انتخاب کرده بود.

راوی: امیر سپهر نژاد

 

 

منبع:

1. شهید گمنام/ 72 روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر/ گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/1393

2. نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

اسارت

اسارت

تیرماه بود و هوا بسیار گرم. در حال عقب نشینی راه را گم کردیم. بیست و یک ساعت در راه بودیم. هر دفعه به نوبت یکی از ما عباس را به دوش می گرفت. در را ه در زیر یک درخت از فرط خستگی به خواب رفتیم.
قطعه 44

قطعه 44

در بهشت زهرا(ص) قطعه ای است که هزاران سردار بی پلاک در آنجا آرمیده اند. آنها نام و نشان را در گمنامی یافتند. آنها برای همیشه سمبل ایمان و اعتقاد ملت ایران گردیدند.
پیکر سالم

پیکر سالم

چهارده سال بیشتر نداشت. برای جبهه رفتن اقدام کرد ولی قبول نمی کردند. بالاخره با دست بردن در شناسنامه راهی منطقه شد. نوزده سالگی برای آخرین بار اعزام شد. رفته بود کلی تسبیح و.... برای دوستانش خریده بود. مادرش گفته بود: چیکار می کنی؟
 خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

خاطره‌ای جالب از برگزاری انتخابات در دوران دفاع مقدس

تازه صبحانه خوردن تمام شده بود که مسئولان اخذ رأی از اندیمشک آمدند. ساعت ۸ بود که رأی گیری شروع شد و برادران ارتشی در صفوف منظم می‌آمدند و رأی می‌دادند. نامزدها سه نفر بیشتر نبودند. مقام معظم رهبری، آقای عسگراولادی و آقای کاشانی.
 اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

اقدام شهادت طلبانه جوان فلسطینی در جبهه آبادان!

دوازده روز از شروع جنگ گذشته بود. شرایط هنوز عادی نشده. با نیروهای داو طلب در پادگان ابوذر مستقر بودیم. اصغر وصالی فرمانده ما بود. عصر یکی از روزها به من گفتند به همراه چهار نفر از نیروهای داوطلب حرکت کنید. مقصد ما تپه تک درخت بود.
شهدای غریب

شهدای غریب

قبل از ورود به اردوگاه ما را بازجویی کردند. از اتاق بازجویی فقط صدای ناله می آمد. جوانی بود که با لباس پاسداری اسیر شده بود. او را می زدند و می گفتند: تو پاسدار خمینی هستی! او را می شناختم. از بچه های لشگر علی ابن ابی طالب (ع) بود.
شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

شهادت برادرم را تاب آوردید، در شهادت من هم صبوری کنید

ایمان و عمل را در خود جمع کرده بود. الگویی بود برای دوران اسارت. او انسان اهل دلی بود به نام منصور زرنقاش. حاج منصور، سنگ صبوری بود برای جوانترها، به همه امید می داد، سال 67 به او آمپول اشتباهی تزریق کردند. در جلوی چشم نماینده صلیب روی زمین افتاد و ه...

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

شهید فرضعلی صمدی شجاع بیست و چهارم مرداد ماه 1362 در منطقه بان سعید کیونانات در درگیری با احزاب کومله و دموکرات به شهادت رسید.

مجموعه فیلم

خدا را شاهد می گیرم در دوران مجروحیت شدید هرچه بیشتر درد می کشیدم، بیشتر لذت می بردم چراکه احساس میکردم، به خدای خود...

Category: دفاع مقدس

شهید فرخی نژاد در عملياتي که شهيد شد، فرمانده ي لشکر سليماني بود و معاونش سيد حسن هاشمي؛ عمليات کربلاي 5 درمنطقه...

Category: دفاع مقدس

سردار شهید داوود گریوانی در حال توجیه نیرو ساعاتی قبل از عملیات والفجر8

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

در هر آیه از قرآن کریم هزاران نکته و راز جا دارد و کتابت و خوشنویسی قرآن از ارزشمندترین هنر های اسلامی است .یکی از شهدای بزرگوار و هنرمند ایران شهید "شریف اشراف "معاون، لشکر 21 حمزه که در دوران دفاع ...

سي سال پيش در چنين روزي وقتي در عمليات بدر به شهادت رسيد، مدال فرماندهي لشكر 27 محمدرسول الله را بر سينه داشت.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در شهرستان ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده ...

یکم مردادماه سال 1362 جمعی از رزمندگان گردهم می آیند و در پارچه ای نوشته ای شهادت نامه و و دعای عهد بهشتی خود را امضا می کنند. روزهای بعد به جمع امضاء کنندگان اضافه می شود و در نهایت 48 رزمنده این ...