یکشنبه, 09 آذر 1399
شناسه خبر:4875

خاطرات خود نوشت _ شهید حسین عرب مارکده

  • انداز قلم

عملیات والفجر هشت نزدیک میشد. ما را به اطراف منطقه عملیاتی که به قول معروف «عقبه» میگویند آوردند. مدتی در آنجا بودیم. یک شب به عملیات مانده بود برادران را به دو قسمت تقسیم کردند. من جزء دسته دوم بودم که قرار شد بعداً به منطقه عملیاتی ببرند. برادرانی که قرار بود در شب اول عملیات شرکت کنند برای غسل شهادت به حمام صحرایی رفتند. غروب بود که از ما خداحافظی کردند و به سمت منطقه عملیاتی حرکت کردند.

خاطرات دفاع مقدس

شهید حسین عرب مارکده/ یکم اسفند 1341، در شهرستان ری دیده به جهان گشود. پدرش رحیم، کارگر بود و مادرش جملیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. چهارم مرداد 1365، در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پا، کتف و قلب، شهید شد. پیکرش را در بهشت زهرای شهرستان تهران به خاک سپردند. او را امیرحسین نیز می نامیدند.

شش خاطره کوتاه از مجاهدان عرصه حق علیه باطل را در ادامه می خوانید؛

بمباران شیمیایی دشمن با تکه ابری خنثی شد؛

عملیات والفجر هشت نزدیک میشد. ما را به اطراف منطقه عملیاتی که به قول معروف «عقبه» میگویند آوردند. مدتی در آنجا بودیم. یک شب به عملیات مانده بود برادران را به دو قسمت تقسیم کردند. من جزء دسته دوم بودم که قرار شد بعداً به منطقه عملیاتی ببرند.

برادرانی که قرار بود در شب اول عملیات شرکت کنند برای غسل شهادت به حمام صحرایی رفتند. غروب بود که از ما خداحافظی کردند و به سمت منطقه عملیاتی حرکت کردند.

ما که در عقبه بودیم. انتظار کشیدیم که خبر شکستن خط دشمن توسط نیروهای خط شکن برسد. ساعت از دو شب گذشته بود که نیروهای ما خط مقدم عراقیها را شکسته بودند و به مواضع آنها نفوذ کرده بودند.

ما کارمان دعا بود و آرزو می کردیم ما را هم به خط ببرند که بلاخره برآورده شد و وارد صحنه نبرد با بعثیون عرقی شدیم. روز بعد از عملیات بود به ما اطلاع دادند هواپیمای دشمن منطقه ای را بمباران شیمیایی کرده اند اما با عنایت خداوند تکه ابری در همان قسمت که بمباران شیمیایی شده بود.

بوجود آمد و شروع به باریدن نمود و گازهای شیمیایی را خنثی کرد و از این لحاظ برادران رزمنده هیچ لطمه ای ندیدند. این را می توان در حقیقت یکی از الطاف خداوندی دانست که نصیب رزمندگان ما شده بود.

نبرد در هنگامه غروب؛

ما را به خط مقدم بردند در آنجا خیلی سریع سوار بر تانکها شدیم و به طرف مواضع عراقیها حرکت کردیم. در حین حرکت تیر و گلوله که به طرف تانکهای ما شلیک میشد. با وجود تمام اینها خود را به پشت خاکریز بچه های خودمان رساندیم. جایی که بچه ها در حال رزم با بعثیون عراقی بودند.

از عنایات و تفضلات الهی؛

نیروهای بعث عراق سنگرهای خود را از بتون ساخته بودند و از پشت آن سنگرهای مستحکم بسوی رزمندگان اسلام و جهادگران تیراندازی می نمودند. جهادگران آن سنگر سازان بی سنگر هنگامیکه اقدام به خاکریز زدن میکردند نیروهای دشمن تماما به سمت آنها متمرکز می شد.

اما شاهد بودیم که هیچکدام از تیرها به آن جانباختگان اسلام اصابت نکرد و آنها هم بعد از اتمام کارشان به عقب برگشتند. این خود یکی از عنایات و تفضلات الهی بود که عیناً با چشمان خودمان دیدیم.

روحیه قوی بهیاران و پزشکان معالج مجروحان جنگی؛

طریقه مجروح شدنم به این صورت بود که پشت خاکریز نشسته بودم و به طرف مزدوران بعث عراق با کلاش شلیک می کردم.در همان حال ترکشی به کتف چپم خورد و دست چپم بیحال شد. به طوری که دیگر نتوانستم دستم را تکان دهم.

دستم را با جفیه ای که داشتم با کمک یکی از برادران به گردنم بستم و بعد برای استراحت به داخل تانک رفتم. درون تانک با کلیه خدمه ها منتظر دستور فرماندهی بودیم که چکار کنیم.

ساعت دو و سه سحرگاهان بود که از طرف نیروهای پیاده به ما خبر رساندند که بچه ها میخواهند به نیروهای عراقی ضربه ای وارد آوردند. همگی برای نیرو آماده شدیم و همین که خواستیم پایم را از تانک بیرون بگذارم در همان موقع خمپاره ای از جناح دشمن در فاصله یک متری ما به زمین خورد و ترکش آن پایم را گرفت.

بچه ها با روحیه عالی سریعا پایم را توسط باند بستند و مرا به عقب فرستادند. در اورژانس برادران بهیار و پزشک با روحیه ای قوی، مجروحان جنگ را معالجه می کردند و به واحد عقب تر از خود تحویل می دادند.

برادرانی که مجروحیتشان سطحی بود، خودشان داوطلبانه به خط مقدم بازمی گشتند. روحیه برادرانی که در خطوط مقدم بودند بسیار عالی بود. به یقین می توان گفت وجود چنین روحیه هایی در طول تاریخ نادر بوده است.

اقامه نماز در زیر رگبارهای دشمن؛

در آن موقع که پشت سنگرهای دشمن بودیم، بچه ها دست از عبادت با معبود خویش بر نمی داشتند و برای حفاظت از جان خود نشسته نماز می خواندند. آنان به پیروی از مولا و آقایشان حسین(ع) در زیر رگبارهای بعثیون عراقی نمازشان را حفظ میکردند.

شور و حالی که آنان داشتند از یادم نمی رود در هنگامه نماز زمزمه هایی که بر لبان بچه ها جاری بود حکایت از حماسه به نماز ایستادن پیروان حسین بن علی علیه السلام در ظهر عاشورا بود.

شهادت یکی از یاران همراه؛

یک روز به عملیات والفجر هشت مانده بود. همه دور هم جمع شده بودیم. مسئول و معاون گروهان و یک روحانی هم در جمع ما بود همه با هم صحبت می کردیم.

بعد از ساعتی برادران هر کدام به قسمت مأموریت خودشان رفتند. اما آن برادر روحانی و معاون گروهان ماندند بنده هم در جمع آنان بودم. با هم می گفتیم و می خندیدم.

 

 

منبع:

1. پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

2. نوید شاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

 مروری بر زندگی نامه شهید محمود اردستانی

مروری بر زندگی نامه شهید محمود اردستانی

شهید اردستانی هیچگاه لحظه ای از وقت خود را به بطالت و بیهودگی سپری نساخت او در بیابان گرم و سوزان همواره یار پدر بود و در کشاورزی او را یاری میکرد . پس از اتمام دوران ابتدایی جهت تحصیل و گذراندن دوره متوسطه به پیشوا رفت و آمد میکرد وی از اوایل انقلاب...
شرحی از زندگی «شهید پرویز علی کاهی»/ شهید منطقه مهران

شرحی از زندگی «شهید پرویز علی کاهی»/ شهید منطقه مهران

شهید پرویز علی کاهی / در پنجم تیرماه 1340 در یکی از روستاهای ورامین به نام قلعه نو وجامکاران به دنیا آمد. در سن شش سالگی در مدرسه قلعه نو ثبت نام نمود. و شروع به تحصیل کرد و به مدت پنج سال در دبستان یادآوران قلعه نو بامکاران و بعد برای ادامه تحصیل به...
درس خواندن را برای خود یک فریضه می دانست

درس خواندن را برای خود یک فریضه می دانست

او حتی در جبهه نیز به درس خود توجه داشت و از هر فرصتی استفاده می کرد و عاقبت ایشان علی رغم اینکه از وجود معلم و کلاس در جبهه محروم بود لیک توانست در امتحانات خود موفق شود و در این میدان نیز پیروزی یابد .
شهید امیر عربی به همسرش چه توصیه ای می کند؟

شهید امیر عربی به همسرش چه توصیه ای می کند؟

برای من ناراحت نباشید. چون فرزندانم غصه می خورند وکمبود مرا هر چه بیشتر احساس می کنند همسرعزیزم من بخوبی می دانم که از عهده تعلیم وتربیت فرزندانم بر خواهید آمد.
به زودی در کربلا نماز جماعت خواهیم خواند _ شهید مجید تاجیک

به زودی در کربلا نماز جماعت خواهیم خواند _ شهید مجید تاجیک

انشالله به همین زودی زودی ها همگی به کربلا رفته و در حرم امام حسین(ع) عرض ادب کرده و به رهبری امام خمینی رهبر کبیر انقلاب نماز جماعت و نماز وحدت و دشمن شکن خود را در کنار مرقد امام حسین و سایر شهدای کربلا یکجا خواهیم آورد.
 نگاهی به زندگی شهید محمد ماندنی _ شهید آزادسازی منطقه فاو

نگاهی به زندگی شهید محمد ماندنی _ شهید آزادسازی منطقه فاو

همیشه مشغول عبادت با پروردگار بود و خیلی در جمع شبها و خنده رو بود و در تنهائی محزون و متفکر و سمای زیبا و دوست داشتنی داشت و شهید عزیز و عالیقدر ما در مورخ هفدهم تیر 1365 در عملیات کربلای یک در آزاد سازی مهران شهید شد و روح پر فتوحش به آسمان پر کشید...
سال نو را از قول خودم و همسنگرانم به شما تبریک عرض می کنم

سال نو را از قول خودم و همسنگرانم به شما تبریک عرض می کنم

امیدوارم که نامه ناقابل پذیرای حال شما باشد و سال نو ر از قول خودم و همسنگرانم به شما تبریک عرض می کنم. اما عید ما روزی است که اسلام و رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل به پیروزی نهائی نائل آیند. انشاالله...

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

انتشار اسناد تازه مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس درباره خرمشهر، بهانه ای شد تا به بازخوانی روایت‌های دو فرمانده عراقی از عملیات «بیت‌المقدس» بپردازیم.

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

مجموعه فیلم

سردار شهید اسماعیل دقایقی بیست و پنجم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5 به شهادت رسید. به مناسبت فرا رسیدن سی و دومین...

Category: دفاع مقدس

سردارو ولی الله همت در بخشی از خاطرات خود از شهید محمد بروجردی اینگونه بیان می کند:بروجردی هم انسان عمل بود، هم انسان...

Category: دفاع مقدس

دلیرمردان غواص واحد اطلاعات لشکر 5 نصر

Category: دفاع مقدس