یکشنبه, 11 خرداد 1399
شناسه خبر:2180

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

  • انداز قلم

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.

شهدا دفاع مقدس

حسین جعفری نجف‌آبادی، فرزند عباس و خدیجه، در چهارم فروردین سال 1340 در نجف‌آباد یزد در یك خانواده مذهبی چشم به جهان گشود.

مادرش، خدیجه یاوری، در مورد تولد او می‌گوید: «خواب دیدم كه سیدی آمد، دستش را گذاشت روی پهلویم. وقتی كه فرزندم به دنیا آمد خال سبز روی دستش بود.»

كودكی ساكت و آرامی بود. بازی‌های صحرایی را خیلی دوست داشت.

مقطع دبستان را در نجف‌آباد گذراند.

مدرسه را خیلی دوست داشت. تكالیف مدرسه‌اش را انجام می‌داد و هوشیار و چالاک و زرنگ بود.

در دوران نوجوانی، با همبازی‌هایش خوب رفتار می‌كرد. دنبال كاری بود كه مفید وثمره‌ای داشته باشد. دائماً به مسجد می‌رفت، كتاب‌های مذهبی می‌خواند، در كار منزل به خانواده‌اش كمك می‌كرد. هیچ وقت بد كسی را نمی‌گفت. همه كارهایش مرتب بود.

او در دوران جوانی به شغل بنایی روی آورد و در این كار استاد شد.

به خدمت سربازی فرا خوانده شد. در تبریز خدمت می‌نمود. همزمان با شروع جنگ تحمیلی در بمباران هوایی زخمی شد و بعد از مدتی كه بهبودی یافت، دوباره به خدمت سربازی رفت و بعد از اتمام سربازی با برادران كمیته انقلاب اسلامی یزد همكاری نمود.

به ازدواج فكر نمی‌كرد و عقیده داشت حالا وقت جنگ است.

از غیبت وتهمت خیلی بدش می‌آمد. در نماز جماعت، جلسات عقیدتی، در تئاتر، سرود و فعالیت‌های فرهنگی گردان حضور فعال داشت. اوقات فراغت در جبهه گوشه‌ای از چادر، پتو پهن می‌كرد و به مطالعه و نماز می‌پرداخت. علاقه زیادی به نظم داشت و عقیده داشت یك فرد مسلمان نسبت به حركاتش باید نظم داشته باشد و در سخت‌ترین مشكلات مقاومت داشت.

علاقه زیادی به سالار شهیدان امام حسین(ع) داشت.

از كسانی كه تبلیغ می‌كردند و به جبهه می‌رفتند و در مسجد حضور می‌یافتند، خیلی خوشش می‌آمد. بزرگترین آرزویش این بود كه شهید شود و جنازه‌اش پیدا نشود.15

در منطقه برای ساختن مسجد و برگزاری نماز جماعت فعالیت زیادی داشت.16

علاقه‌مند به نظام جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، مسئولین نظام و رزمندگان بود.

از مسایل سیاسی كاملاً آگاهی داشت ولی اهل باند و گروهی سیاسی نبود و مواضع سیاسی‌اش منطبق بر مواضع سیاسی حضرت امام بود.

او در جبهه مسئولیت‌های زیادی از قبیل آرپی‌جی زن، فرمانده دسته، و فرماندهی گروهان را بر عهده داشت. وظایف خود را به خوبی انجام می‌داد.

او از 20 سالگی همواره در جبهه بود كه پنج دفعه مجروح شد.

دفعه آخر از ناحیه دست و صورت مجروح گردید كه از ناحیه دست معلول شد با این وجود بلافاصله به جبهه برگشت.

محمدحسین فیاض در مورد مجروحیت او می‌گوید: « فرمانده گروهان بود و من مربی تاكتیك‌های آب و شنا بودم و آموزش می‌دادم. با این كه او جانباز بود و دستش بی‌حس بود، علاقه زیادی به شنا و غواصی داشت. و بالاخره با جدیت بعد از دو ماه یاد گرفت و وارد گردان غواصی شد.»

محمدجعفری در مورد مجروحیت او می‌گوید: «زمانی كه در بیمارستان تهران بستری بود و تركش به صورتش خورده بود. طوری زخم برداشته بود كه انگشت داخل آن می‌رفت. بعد از دو روز كه آمد و اثر از زخم در صورتش نبود. گفتم: چطور شد كه صورتت خوب شد؟ گفت: سیدی در خوابم آمد و نبات داد، خوردم و خوب شدم.»

توصیه می‌كرد: «مردم جبهه را كنار نگذارند، امام فرمودند همه باید به جبهه بروند.»

به برادرانش می‌گفت: «شما باید به جبهه بروید زیرا جبهه به نیروهای زیادی احتیاج دارد. این جا نشستن به درد شما نمی‌خورد.»

به همرزمانش نیز توصیه می‌نمود: «از خط ولایت فقیه پیروی كنید و در جبهه حضوری فعال داشته باشید.»

در عملیات كربلای پنج به نام گردان ثارالله- كه همه نیروهای آن غواص بودند- در منطقه شلمچه حسین جعفری جزء اولین افرادی بود كه توانست از موانع بگذرد و خودش را به خط دشمن برساند. به دلیل این كه بقیه نیروها نتوانسته بودند به آنها ملحق شوند در همان منطقه او شهید شد.

حسین جعفری نجف‌آبادی در 19 دی 1365 در عملیات كربلای پنج، منطقه شلمچه شهید شد و پیكرش در منطقه ماند.

فرازی از وصیت‌نامه شهید حسین جعفری نجف‌آبادی.

«خدایا، امیدوارم شهادت را- كه می‌دانم لایق آن نیستم- به من عطا كنی تا شاید با ریختن خونم بتوانم دینم را به دینم ادا نمایم و مورد رحمت تو قرار گیرم.

با سلام بر مهدی موعود(عج)، فرمانده اصلی این انقلاب و این جنگ، و سلام بر پیر جماران، بت‌شكن امام خمینی كبیر، و سلام بر امت شهیدپرور و همیشه در صحنه كه با ایثار جان و مال خود از پای ننشسته است.

ای حسین جان، اگر ما هم در صحرای كربلا بودیم، تو را یاری می‌كردیم. اكنون آن زمان فرا رسیده است از رفتن فرزندان، برادران خود به جبهه‌ها جلوگیری نكنید. امیدوارم قدری كوشش كنیم تا شهیدان را از خود نرنجانیم.

اما تو ای پدر و مادر بزرگوارم، مبادا در مرگم گریه كنی، چون امام عزیزمان در مرگ فرزندش گریه نكرد تا دشمنان اسلام غمناك باشند. ای برادر و خواهرم، امیدوارم از بدی‌های من درگذرید. وصیت من به شما این است كه پیام‌رسان خون شهیدان باشید و در مرگم سیاه نپوشید و از تشریفات جداً خودداری كنید و اگر جناره‌ام پیدا نشد، نباید ناراحت باشید و اگر جنازه‌ام برایتان آمد مرا با لباسی كه بر تن دارم دفن كنید و با شعار حسین «حسین شعار ماست» مرا در قبر بگذارید. در پایان از همه حلالیت می‌طلبم. ان‌شاء الله پیروزی از آن اسلام است.»

سرباز كوچك شما حسین جعفری

28/5/1362

پیكر پاك شهید بعد از مدت هشت سال مفقودی طی مراسمی در تاریخ دهم فروردین 1374 تشییع و در شهرستان یزد روستای نجف‌آباد به خاك سپرده شد.

 

 

منبع: نویدشاهد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

خاطرات دفاع مقدس

آبراه بیراهه

آبراه بیراهه

«حاجی جان! حین عملیات و با کلت، الا ماشاءالله منور سبز می زنند. ما چطور شما رو پیدا کنیم، آخه نوکرتم»؟بین سه راه و چهارراه معلق مانده بودیم. اطلاعاتچی به جلویی ها بی سیم می زد و نشانه می خواست. نیم خیز سکان را به دست گرفته بودم و با ترس قایق را هدایت...
شناگر توی استخر!

شناگر توی استخر!

همه چشم دوخته بودیم به سطح صاف کارون که هیچ اثری از حسین عمی نبود. برای یک لحظه آب شکافت و حسین عمی دست و پازنان روی آب پیدا شد و دوباره زیرآب رفت. چند روز بعد از ما خودش را به قجریه رسانده بود.
دزفول خیمه گاه و پایگاه حسینی ها است

دزفول خیمه گاه و پایگاه حسینی ها است

چهارم خرداد، سالروز مقاومت شهر دزفول است. اگر ایستادگی و مقاومت دزفولی ها در آن برهه از تاریخ جنگ ایران و عراق نبود ، بدون تردید الان جنگ به نفع دشمن تمام می شد. دزفول شهری است که بارها در مقابل آتش بازی موشک های عراق ایستاد به طوریکه بعثی ها این شهر...
 روایت یک رزمنده از عملیات بیت المقدس | اولین بار که مجروح شدم ترسیده بودم

روایت یک رزمنده از عملیات بیت المقدس | اولین بار که مجروح شدم ترسیده بودم

«عملیات بیت‌المقدس بود، اولین بار درد خاصی در انگشت شصتم احساس ‌کردم، حالت عجیبی داشتم، نوعی ترس وجودم را فرا گرفته بود، با خودم زمزمه می‌کردم و می‌گفتم " برای چه آمدی جنگ، تو که رفته بودی غائله کردستان دیگه چرا اینجا آمدی" ...»
سردار شهید حاج سیدحسین فیض اردکانی _ سردار بی نام و نشان کردستان بود

سردار شهید حاج سیدحسین فیض اردکانی _ سردار بی نام و نشان کردستان بود

سردار «داوود غیاثی راد» با توصیف شهید «حاج سیدحسین فیض اردکانی» به سردار بی نام و نشان کردستان گفت: این شهید والامقام از همرزمان سرلشگر پاسدار شهید «محمد بروجردی» در کردستان بود که رشادت های ایشان هیچ گاه از حافظه مردم این استان پاک نمی شود.
 شهادت دو برادر در ماه رمضان

شهادت دو برادر در ماه رمضان

شهید "محمدحسین بنی اسدی" متولد نخستین روز خردادماه ۴۲ در روستای ورآباد از توابع شهرستان خمین است. پاسدار كميته انقلاب اسلامی بود. چهارم خرداد ۱۳۶۵ در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش شهيد شد. او و برادرش ابوالفضل هر دو در ماه رمضان به شهادت رسیدند.
کیخسرو با بدنی قطعه قطعه به آغوش خانواده بازگشت

کیخسرو با بدنی قطعه قطعه به آغوش خانواده بازگشت

پدر شهید "کیخسرو انور" نقل می‌کند: «پسرم فرمانده بود و در کردستان پس از رشادت های فراوان به شهادت رسید و پیکرش بعد از نه سال با بدنی متلاشی شده به آغوش خانواده بازگشت.»

همراه با شهدا

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده: از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند

سردار شهید حسین دهقانی پوده دهم فروردین ماه 1362 بر اثر شکنجه گروهک کوموله به شهادت رسید. زندگی نامه کامل شهید حسین دهقانی پوده به همراه متن وصیت نامه شهید را در ادامه بخوانید.از خدا بخواهید ریاست را در وجود ما بکشد و مسئولیت ایجاد کند
« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

« شهید حسین جعفری نجف‌آبادی» ؛ شهادت 62 بازگشت 74

شهید حسین جعفری نجف آبادی نوزدهم دی ماه 1365 در عملیات کربلای5، منطقه شلمچه شهید شد و پیکرش در منطقه ماند.
نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

نگاهی به زندگینامه شهید جمال خانی مقدم

شهید جمال خانی مقدم بیست و سوم خرداد ماه 1367 در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

نگاهی به زندگینامه شهید عباس امیری

شهید عباس امیری یکی از شهیدان استان سمنان در دفاع مقدس، در وصیت نامه خود با تاکید بر علم آموزی به عنوان رمز توسعه جهان اسلام، گفته است: معلمان در تربیت دانش آموزانی معتقد و علاقمند به اسلام بیش از پیش تلاش کنند.
نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

نگاهی به زندگینامه شهید محمد بهراميه

محمد بهرامیه هجدهم شهریور ماه 1361 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نایل گردید.
اسناد دفاع مقدس

انتشار اسناد تازه مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس درباره خرمشهر، بهانه ای شد تا به بازخوانی روایت‌های دو فرمانده عراقی از عملیات «بیت‌المقدس» بپردازیم.

متنی که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی، کمی قبل از پرواز شهادت از دمشق به بغداد پنجشنبه ۱۲ دی ماه نوشته شده و ایشان این متن را کنار آینه محل اقامت خود قرار داده و قلم را ...

سردار بزرگ مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی به برادر زاده‌اش موارد تامل‌برانگیزی را یادآور می‌شود.

رزمنده خستگی ناپذیر «شهید محمود امان اللهی » به دلیل آسیب های جسمی دوران اسارت و جنگ سرانجام در هفدهم خرداد ماه 1379 به شهادت رسید.

شهید قدرت الله علیدادی اسفند ماه 1336 در ایذه متولد شد. وی در عملیات های حصر آبادان ، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی ، عملیات خیبر، عملیات بدر و کربلای دو شرکت داشت . علیدادی، فرمانده شجاع ...

مجموعه فیلم

خاطراتی زیبا و شنیدنی از زبان «ولی فاضلی» از همرزمان شهید «علی بسطامی».

Category: دفاع مقدس

Category: دفاع مقدس

«غاده جابر» همسر شهید چمران در بخشی از گفته هایش این چنین می گوید: در یک مقطعی از زمان خیلی خودخواه بودم و می گفتم...

Category: دفاع مقدس
اسناد متنی دفاع مقدس

جنگ ايران و عراق يكي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين رخدادهاي قرن بيستم محسوب مي‌شود. اين جنگ در بحراني‌ترين كانون جهان يعني خاورميانه به وقوع پيوست و به مدت هشت سال طول كشيد. نبردهاي سخت و دشوار نيروهاي ...

زهرا دختر ۹ ساله‌‌ پس از ۹۲ روز کار هدیه‌ای برای رزمندگان اسلام را همراه با یک نامه برای امام روح‌الله (ه) فرستاد.

همسر شهید «سید رضا طاهر» گفته است که از سردار خواستم دست‌نوشته‌ای برایم بنویسد. سردار ابتدا اسمم را پرسید و نوشت: